تبلیغات
نور جاویدان - ابـلـــیــس
نور جاویدان
کامیابی دنیوی و اخروی در اسلام و فقط و فقط اسلام

50 دلیل برای رد مسیحیت

 

این نام کتابی می باشد که شما مسلمانان میتوانید با خواندن ان در یابید که مسیحیت چه مشکلات اساسی دارد . در این کتاب به صورت در باره ی دین مسیحیت بحث شده است . امیدوارم با خواندن ان به معلومات خود بافزایید. من این کتاب را برای شما اینجا قرار دادم و می توانید به راحتی دانلود کنید.

50 دلیل برای رد مسیحیت( دانلود)

 

 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ابـلـــیــس

ابـلـــیــس

نام  آن موجودی است که ازامر وفرمان  پروردسر پیچی کرد ودر نهایت  از درگاهپروردگار رانده شد.
بنابر تحقیقات که عده از زبان شناسان  بعمل  آورده ، بدین  باور اند که کلمه «  ابلیس» در اصل غیر عربی میباشد ، ولی تعداد کثیر از  علماء زبان بدین  باور  وعقیده اند  که ریشه کلمه  « ابلیس  » عربی بوده  واز  «أبلس» عربی گرفته شده است . واینکه کلمه ابلیس عربی  بوده قریب به ثواب نیز میباشد .

بنا بر روایاتابلیس ، در اصل از طائفهجن بود ولی در جمله  فرشتگان  زندگیمیګرد ، اما زمانیکه از فرمان پروردګار   در امر سجده ( سجده  احترامی  نه تعبدی )  سر پیچی کرد،  کافر شـــد و از رحمت پروردگار نا امیدگشت.
روی همین علت  است که  ابلیس، آدم را  عامل ذبونی وعامل  طرد شدنش از بارگاه الهی می‌داند، بنآ با تمام  توان می ګشد تا از اولاده  آدم انتقام بیګیر د.

ابلیس برای  این کارخویش از پروردګار تا قیام  روز قیامت مهلت خواست. ابلیس به عزت خدا قسم یاد کرد که همه انسانها  مگر بندگان مخلصش را گمراه کند. و خدا نیز وعده داد که جهنم را ازاو و کسانی که از او تابعیت کنند پر کند.

حکم قرآن کریم  در مورد مخلوقات عاقل وباشعور

مطابق حکم قرآن عظیم الشان  خداوند سه گونه موجود عاقل و با شعوررا خلق  نموده است :

قسم اول :  این مخلوقات  در آسمان   زندګی میکنند که فرشتگان  نام دارند ، وازنور  خلق ګردیده آند . این از مخلوقات  شهوت جنسى  خواب وخور واز سایر هوس ها وشهوت را دار نمی باشد .  ازایشان هیچ وقت ګناه  سر نمی زند ، در همه احوال ،تسلیم محض  ‍  پروردگارالهی  مى باشند و یك لحظه  هم  از ذات باریتعالی  سر پیچی ونافرمانى  نمى كنند، خلقت آنها  بیشتر ازجن وانس صورت ګرفته است .

قسم دوم :  این مخلوقات ؛ انسان است كهپروردګار ما  او را با دو دست قدرت خود پدید آورد وملائکهبر او سجده كردند و استاد آنان شد، همدارایی  عقلاند  و هم  دارایی شهوتاند  ، و از خاك و آب به وجود آمده است . 

قسم  سوم:  این مخلوقات  طایفه از جن است كه  پروردګار ما  ایشان را  از آتش بی دود  وباد  خلق  نموده  اند. این مخلوقات مانند انسان دارایی  عقل وشهوت اند وطبق  روایا ت  قرآنی  ، خلقتجن  قبل از خلقت آدم بود .

 خداوند درباره خلقتجن  فرمودها است  :  (  والجان خلقناه من قبل من نار السموم(ما طایفه جن را قبل ازانسان  از آتش گرم و سوزان - و شعله ور بدون دود - آفریدیم  .»  . همان طور یکه  قرآن میفرماید :  که پروردګار ما  اولی  آدم علیه السلام  راخلق کرد  و حوا  را بعد از او از جنس خودشخلق نمود ،پدر جن ها هم  «  مارج »   نام داشت  او از  آتش   وبعد از آن همسرش  (  مارجه  )  را نیز  از او  خلق نمود . 

مارج و مارجه  ( با همعروسی  وازدواج      )  و  ( جان )   از ایشان  متولد شد و  اولاده جان  ( جان  ) به دو  طایفه تقسیم  شدند  :  یك طایفه ، همان   جنها كه در میان آنان ، هممومین  پیدا مى شود و هم كافر؛ طایفه دوم ؛ شیاطین شدند كه پدرکلان شان  ( ابلیس  )   مى باشد.ابلیس  یكى از فرزندان جان  است.

ابلیس در قرآن

نام ابلیس یازده بار در قرآن  تذکر  رفته است ، و مهمترین دلیل سجده نکردنش تکبر و خودبینی او معرفی شده است

جنس ابلیس:

 با توجه به شناختی كه از فرشتگان داریم، این سؤال به ذهنما انسانها خطور میکند که :اگر شیطان از جنس آنها بوده است، پس چگونه توانسته عصیانوسرکشی  كند؟ چرا كه فرشتگان گناه مرتكب نمیـ‌شوند، بلكه همیشه اوامر الهی را بدون چون و چرا اطاعت میـ‌كنند.

جواب به این سؤال اینست كه : فرشتگان موجوداتی مجرداند كه «لا یعصون اللّه ما أمرهم؛ نافرمانی خدا را نمی‌كنند». (سوره‌ی مریم، آیه: ۶) امّا جنس ابلیسطوریکه  قبلآ بدان اشاره کردیم ،از  طایفه  جن است، «كان من الجِنّ ففسق عن أمر ربّه». (سوره‌‌یوسف،آیه‌ی۵۰ ) دلیل دیگر آنكه آفرینش فرشتگان طوریکه که ګفتیم از نور بوده است و آفرینش ابلیس از آتش.

طوریکه ګفته آمدیم ، ابلیس‌، نام‌ خاص‌ (عَلَم‌) برای‌ موجودینام گذاریشده است كه‌ از فرمان‌ پروردگارنافرمانی کرد وبه آثر  این نافرمانی  از درگاه‌ پروردگار رانده‌ شد.
كلمة اِبْلیس‌، ۱۱بار در قرآن‌ كریمتذکر رفته است ، ۹بار آن‌ مربوط به‌ آفرینش‌ آدم‌ است‌( سوره بقره‌  آیه : ۳۴؛ سوره اعراف‌آیه :۱۱؛   سوره حجر  آیه ۳۱و ۳۲؛سوره  اسراء  آیه :۶۱؛  سوره كهف‌  آیه : ۵۰؛سوره  طه‌آیه : ۱۱۶؛ سوره ص‌آیات :۷۴،۷۵)  . ، و دو مورد دیگر (سوره شعراء آیه ۹۵؛  سوره سبا  آیه ۲۰)  آیات  این دو سوره با آفرینش  آدم  رابطه  نمیګیرد

در قرآن‌ گاه‌ گاه  کلمهشیطان‌ را مى‌توان‌ مترادف‌ با ابلیس‌ملاحظه نمود از جمله ( در سوره بقره : آیه ۳۶  وسره اعراف  آیه  ۲۰  وسوره  طه ایه :  ۱۲۰  )  مثال آورد .

داستان بغاوت  ابلیس

در قرآن

همانطوریکه که گفتهآمدیم آغا ز  داستان   از آیات ۳۰  تا ۳۴  سوره بقره با تفصیلی زیبای بیان شده است:

 بیاد آر وقتی که پروردگار فرشتگان را فرمود: من در زمین خلیفه خواهم گماشت، گفتند: آیا کسانی خواهی گماشت که فساد کنند و خونها بریزند و ما خود تسبیح و تقدیس می کنیم. خداوند (یعنی الله) فرمود: من چیزی از اسرار خلقت بشر می دانم که شما نمی دانید. ۳۱) و یاد داد به آدم همه اسماء را و آنگاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: اسماء اینان را بیان کن اگر شما در دعوی خود صادقید. ۳۲) گفتند منزهی تو، ما نمی دانیم جز آنچه تو خود به ما تعلیم فرمودی، توئی دانا و حکیم. ۳۳) فرمود ای آدم آنها را آگاه ساز به حقایق این اسماء، چون آگاه ساخت، خدا فرمود: اکنون دانستید که من بر غیب آسمانها و زمین دانا و بر آنچه آشکار و پنهان دارید آگاهم. ۳۴) و چون فرشتگان را فرمان دادیم که بر آدم سجده کنید همه سجده کردند مگر شیطان (در متن اصلی عربی، ابلیس خوانده شده است و شیطان ترجمه غلط فارسی است!) که اِبا کرد و تکبر ورزید و از فرقه کافران گردید. متن عربیِ 2:34 "و اذقلنا للملآئکة اسجد و الادم فسجدوآ الآ ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین."

ادامه داستان ابلیس در آیات  : ( ۳۵ ، ۳۶ ، ۳۷ ، و ۳۸  سوره بقره ): 

در آیه ۳۵  سوره بقره  شخصیت  وهویت اصلی شیطان  واضح میشود  طوریکه قراان عظیم الشان میفرماید : (  و گفتیم: ای آدم تو با جفت خود( حوا )  در بهشت جای گزین و در آنجا از هر نعمت که بخواهید برخوردار شوید ولی نزدیک به این درخت نشوید (یعنی درخت حیات و معرفت نیک و بد در وسط باغجنت  بود ) که از ستمگران خواهید بود. 36) پس به لغزش افکند آنها را شیطان ("... فازلهما الشیطان...")، از آن درخت خوردند و بیرون آورد عصیان آنان را از آن مقام و گفتیم: فرود آیید که برخی از شما برخی را دشمناید و شما را در زمین  جای ګاه است  تا روز مرگ. 37) پس آموخت آدم از خدای خود کلماتی که موجب پذیرفتن توبه او گردید، زیرا خدا توبه پذیر و مهربان است. 38) گفتیم همه از بهشت فرود آیید تا آنگاه که از جانب من راهنمائی برای شما آید و هر کس پیروی او کند هرگز بیمناک و اندوهگین نخواهد گشت.

كبر و استكباردر نهادابلیس:

علماء لغت کبر را  غرور، خود خواهی ،  خود برتربینی و خود بزرگ بـینی معنا كرداند ؛همچنان علماء بدین عقیده اند  که  كبر یك حالت درونی است كه ریشه‌ی بسیاری از صفاتبد  وخراب می‌باشد؛ ولی  استكبار  بمعنی طلب‌ بزرگی كردن است،  این بدین معنی است که خود  دارایی  بزرګی  نمی باشد  ولی خود را بزرګمی شمارد .

كبر درنهاد ودر درون  ابلیس مخفی بود، وزمانیکه  مأمور به سجده میشود ، در همین وقت است  که ، استكبارش نیز آشكارمیشود . داشتن روحیه کبر واستکبار  ابلیس را به سوی می کشاند که در نهایت امر از امر  پروردګار خویش سر پیچی کند. ابلیس با داشتن این دو خصوصیت   دو عمل از او سر میزند.

اول  : از سجده کردن به آدم آبا می ورزد .   دوم : زمانیکه از او پرسیده میشود  که چرا هدایت وفرمان  پروردګار را در سجده  ( تعظیمی ) به آدم  علیه السلام  قبول نکردی؟ در جواب  مسأله برتری  وجودی خویش را پیش می کشد ومیګوید :  ( من از آدم  بهترم  مناز آتش آفریده شدم و او از خاك) .(سوره‌ی اعراف،آیه : 10).

كفر پنهانی  ابلیس:

 کفر پنهانی ابلیس در مراسم  سجده ملائكه برآدم و تمرد ابلیس، اشکار ګردید ، خباثت ابلیس چنان پنهانی ودر نهاد ابلیس جا داشت که حتی ملائكهاز آن اطلاعی نداشتند . ولی در نهایت امر کفر ابلیس با همان مخفی  نګهداشتن  باز هم در آزمایش قرار میګرد  ومراسم سجده  بر آدم  افشا ء میګردد .(وإذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا إلاّ إبلیس أبی واستكبر وكان من الكافرین» (سوره‌ی بقره،آیه‌ی۳۴ )  (  وكان من الكافرین)  اشاره‌ای رسا و آشكار به كفر نهانی ابلیس دارد، چرا كه می ‌فرماید: و او از كافران بود. 

بغاوت ،نافرمانی  و طغیان ابلیس:

 عصیانبه معنایعدم اطاعت  ونافرمانی كردن است؛ امّا طغیان، اسراف در نافرمانی نمودن و از حدّّی گذشتن می‌باشد.

ابلیس ابتدا سجده نكرد و گناهی مرتكب شد؛ امّا زمانی كه مورد بازخواست قرار گرفت، قیاس باطل خویش را مطرح كرد، در حالی كه او نیز می‌توانست توبه كند، چنانكه آدم چنین نمود.

خباثتابلیس تنها در دعوت و تلقین و وسوسه خلاصه میـ‌گردد.

انسانبنابر داشتن  سه نیروی درونی: خشم، شهوت و غضب از لحاظ درونی آماده پذیرش وسوسه و دعوت است. ابلیس با افزودن دعوت و وسوسه به سه نیروی فوق، انسان را از تعادل روحی و روانی خارج نموده و او را در معرض خطاهای بزرگ و كوچك قرار می‌دهد.

پروردګارا مارا از شر شیطان وشر ابو شیطان ، از شر  ابلیس ، وابلیس ها  نجات داده ، ومارا به راه راست وصراط المستقیم هــــدایــــت فرماید .

امین یا راب العالمین

حق کاپی ونشر فقط با ذکر منبع مجاز است

درباره وبلاگ

این بلاگ دارای مطالب مذهبی، کتب اسلامی، اعجاز قرآن، ترتیل و تلاوت قرآن کریم، دانلود های رایگان اسلامی، تصاویر اسلامی، معلومات در باره امامان و پیامبران، احادیث، اذکار و غیره مطالب به در بخور میباشد.
مدیر وبلاگ : نجیب الله ارغستانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر تان بهترین دین كدام است؟





نویسندگان

Najeeb ullah