تبلیغات
نور جاویدان - شفاعت
نور جاویدان
کامیابی دنیوی و اخروی در اسلام و فقط و فقط اسلام

50 دلیل برای رد مسیحیت

 

این نام کتابی می باشد که شما مسلمانان میتوانید با خواندن ان در یابید که مسیحیت چه مشکلات اساسی دارد . در این کتاب به صورت در باره ی دین مسیحیت بحث شده است . امیدوارم با خواندن ان به معلومات خود بافزایید. من این کتاب را برای شما اینجا قرار دادم و می توانید به راحتی دانلود کنید.

50 دلیل برای رد مسیحیت( دانلود)

 

 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مفهوم شفاعت

كلمه "شفاعت" از ریشه "شَفع" به معنی جفت بوده و برگرفته از "ضَمّ الشَّی اِلی مِثلِهِ" است و نقطه مقابل آن "وَتر" به معنای تك و تنها است سپس به ضمیمه شدن فرد برتر و قویتری برای كمك به فرد ضعیف اطلاق گردیده استو به همین دلیل كه شفیع به هنگام درست كردن كار دیگری و شفاعت در مورد او در حقیقت خود را رفیق او قرار می دهد به او "شفیع" و به كارش "شفاعت" گفته اند.همینطور كسی كه ملك دیگری را جزو ملك خود سازد "شفیع" گفته می شود.

شفاعت در معنای صحیحش برای حفظ تعادل بوده و وسیله ایست برای بازگشت گناهكاران و در معنای غلط موجب تشویق و جرات بر گناه.(كه به تفضیل در بخشهای دیگر در این باره سخن خواهیم گفت)

      اشكال شفاعت

           1.شفاعت "صحیح" و "باطل
          2 .شفاعت در عالم تكوین

 1.شفاعت باطل (شفاعت در لسان عامه) به این گفته می شود كه شخص شفیع از موقعیت و شخصیت و نفوذ خود استفاده كرده و نظر صاحب قدرت را بی هیچ حساب و كتابی درباره مجرم و یا گناهكار(زیر دستان خود) تغییر دهد. گاهی با استفاده از نفوذ خود یا وحشتی كه از نفوذ او دارند و زمانی با پیش كشیدن مسایل عاطفی و تحت تأثیر قرار دادن عواطف طرف و زمان دیگری با تغییر دادن مبانی فكری او دربارهء گناه مجرم و استحقاق او و مانند اینها....

 بطور خلاصه شفاعت طبق این معنی هیچگونه دگرگونی در روحیات و فكر مجرم یا متهم ایجاد نمی كند تمام تأثیر ها و دگرگونیها مربوط به شخصی است كه شفاعت نزد او می شود این شفاعت در بحثهای مذهبی مطلقاً معنی ندارد زیرا نه خداوند (نعوذُ بالل‍ه) اشتباهی می كند كه بتوان نظر او را عوض كرد و نه عواطفی به این معنی در انسان است كه بتوان آنرا برانگیخت و نه از نفوذ كسی ملاحظه می كند و وحشتی دارد و نه پاداش و كیفرش بر محوری غیر از عدالت دور می زند.

می توان گفت شفاعت بر محور دگرگونی و تغییر موضع "شفاعت شونده" صورت می گیرد یعنی شفاعت شونده موجباتی را فراهم مسی كند كه از یك وضع نا مطلوب و در خور كیفر بیرون آمده و به وسیلهء ارتباط با شفیع خود را در وضع قابل قبولی قرار می دهد كه شایستهء بخشودگی گردد و همانطور كه خواهیم دید ایمان به این نوع شفاعت در واقع یك مكتب عالی تربیتی و وسیلهء اصلاح افراد گناهكار وآلوده وبیداری و آگاهی است ؛ این چیزی نیست جز "شفاعت صحیح " كه شفاعت شونده به اشارهء خداوند مورد شفاعت قرار می گیرد (وَ لا یَشفَعونَ اِلا لِمَن ارْتَضی... : و جز برای كسی كه [خدا] رضایت دهد شفاعت نمی كنند ـسورهء انبیاء ،آیه 28)شفاعت در آخرت نتیجهء هدایت در دنیاست.شفاعت در منطق اسلام از نوع اخیر است كه بیان شد.
و در بخشهای دیگر می بینیم كه تمام ایرادها، خرده گیریها و حمله هلا همه متوجه تفسیر اول شفاعت می شود، نه مفهوم دوم كه یك معنی منطقی ومعقول وسازنده است؛ به بیانی دیگر آنچه گفته شد تفسیر اجمالی شفاعت در دو شكل "تخدیری" و"سازنده" آن بود. 

2. شفاعت در عالم تكوین:
آنچه در مورد شفاعت توضیح داده شد در جهان تكوین(منظور این دنیا و مسأله آفرینش است) علاوه بر عالم تشریع نیز فراوان دیده می شود، نیروهای قویتر این جهان به نیروهای ضعیف تر  ضمیمه شده و آنها را در مسیر هدفهای سازنده پیش می برند؛ آفتاب می بارد و بذرهارا در دل زمین آمده می سازند تا استعدادهای درونی خود را به كار گیرند (تا به وضع قابل قبولی برسند) و نخستین جوانه حیات را بیرون فرستند، پوست دانه ها را بشكافند و از ظلمتكدهء خاك سر بر آورده و به سوی آسمان كه از آن نیرو گرفته اند پیش روند ، به سوی شفیعی كه شفاعتشان كرده است.
این صحنه ها در حقیقت یك نوع شفاعت تكوینی در رستاخیز زندگی و حیات است و با اقتباس از این الگو در عالم تكوینی نوعی از شفاعت در عالم تشریعی را می یابیم ؛ راه مستقیمی كه برای درك مسأله شفاعت برایمان گشوده می شود.

قرآن و شفاعت          

 خالی از لطف نیست كه بهتر است بگوییم چه طریقی بهتر از طریق قرآن برای درك مسأله شفاعت و بیان آیات و بررسی در تفاسیر مختلف در این باره آمده!
در قرآن دربارهء  " شفاعت" (به این عنوان ) در حدود سی آیه آمده است ( بحث ها و اشارات دیگری نیز به این مسأله با عناوین دیگر دیده می شود.
آیاتی كه در قرآن پیرامون "شفاعت" آمده است را میتوان به چند دسته تقسیم كرد :

اول ـ آیاتی كه به طور مطلق شفاعت را نفی می كند؛

        لانْفِقوا مِمّا رزقناكُم مِنْ قَبلُ اَن یأتی یَوم لا بیعُ فیهِ وَ لا خلة وَلا شفاعَة...:
پیش از انكه روزی فرا رسد كه نه داد و ستدی هست و نه دوستی و نه شفاعتی، از آنچه روزیتان كرده ایم انفاق كنید...

(سورهء بقرة؛ آیه 254)

وَ لا یُقبَلُ مِنها شَفاعَة...:
و از كسی شفاعتی نپذیرند...

(سورهء بقرة؛ آیه 48)

 در این آیات راههای متصور برای نجات محرومان غیر از ایمان و عمل صالح چه از طریق پرداخت عوض و دیُون مالی و مادی، یا پیوند و سابقهء دوستی و یا مسأله شفاعت نفی شده است.
حتی در مورد بعضی از گناهكاران می خوانیم؛

        فَما تَنفَعَهُم شفاعَة الشافِعین...:
شفاعت شفاعت كنندگان به حال ایشان سودی ندارد...

(سورهء مدثر؛ آیه 48)

  دوم ـ آیاتی كه شفیع را منحصراً خداوند متعال معرفی می كند و شفاعت را فقط مخصوص ذات اقدس الهی می داند؛ 

         مالَكُم مِن دونِهِ مِن وَلی وَ لا شَفیع...:
برای شما هیچ سرپرست و شفیعی غیر از خداوند نیست...

(سورهء سجده؛ آیه 4)

        قُل لِلّهِ الشَفاعة جَمیعاً...:
بگو، شفاعت یكسره از آن خداست...

(سورهء زمر؛ آیه 44)

 سوم ـ آیاتی كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا می كند؛

 مَن ذَالّذی یَشفَعُ عِندَهُ اِلّا بِاذْنِهِ...:
چه كسی می تواند جز به اذن خدا  شفاعت كند؟...

(سورهء بقره؛ آیه 255)

 وَ لا تَنْفعُ الشفاعَة عِنْدَهُ اِلّا لِمَن اِذْنِه لَه...:
شفاعت جز برای كسانی كه خداوند اذن (اجازه) دهد سودی ندارد...

 (سورهء  سباء ؛آیه 23)

چهارم ـ آیاتی است كه شرایطی را برای شفاعت شونده (مشفوع) بیان كرده است،گاهی این شرط را رضایت و خشنودی پروردگار معرفی می كند؛

 وَ لا یَشْفَعونَ اِلّا لِمن ارْتَضی...:
و جز برای كسی كه [خدا] رضایت دهد شفاعت نمی كنند... 

(سورهء انبیاء؛ آیه 28)

 و گاه شرط آن را گرفتن پیمان و عهد نزد خدا معرفی می كند؛

 لا یَملِكونَ الشّفاعة اِلّا مَن اتّخَذَ عِندَالرّحمنِ عَهداً...:
كسی به شفاغت دست می یابد كه به خداوند و به پیامبر ایمان داشته باشد و نزد خدا تعهد و پیمان بسته باشد...

 (سورهء مریم؛ آیه 87)

 و زمانی هم صلاحیت شفاعت شدن را از بعضی از مجرمان و گناهكاران سلب می كند؛

 ما لِلظّالِمینَ مِن حَمیم وَ لا یَشفَع یطاع...:
برای ستمگران نه یاوری هست و نه شفاعتگری كه مورد اطاعت باشد...

(سورهء غافر؛ آیه 18)

البته شرایط شفاعت شونده در بخش های دیگر آمده است.
پنجم
ـ در آیاتی نیز شفاعت به معنی یازی و پشتیبانی از برادر عقیدتی و دینی در كمك به وی و یا در جهاد با تجاوزگران است كه بهرهء دنیوی غنایم و پاداش اخروی آن جنت خداست و اگر در گناه و تجاوزی با همدینش رفاقت كند، بهرهء دنیای او سرزنش و نصیب جهان دیگرش كیفر خواهد بود؛

 مَن یَشفَع شفاعَةً حَسَنَةً یكُن لَهُ نَصیبٌ مِنها وَ یَشفَع شفاعَةً سَیِّأةً یكُن لَهُ كِفلُ مِنها ...:
هر كه شفاعتی نیكو كند، او را بهره ای باشد و كسی را كه شفاعتی بد كند وی را از آن سهمی باشد...

(سورهء نساء؛ آیه 85)

 معانی و تعابیر دیگری نیز از مسأله شفاعت در قرآن كریم آمده است ولی آنچه مد نظر ما بوده است در دسته بندیهای فوق ذكر شده است.

احادیث و شفاعت

 در روایات و احادیث اسلامی تعبیرات فراوانی درباره شفاعت آمده است كه در بیان مسأله شفاعت در ذیل آیات قرآن بسیار راهگشاست،از جمله:

1ـ در تفسیر "برهان" از امام كاظم(ع) از حضرت علی(ع)  نقل شده كه می فرماید:از پیامبر اكرم(ص)  شنیدم"شَفاعَتی لِاَهل الْكبایر مِن اُمّتی..." : "شفاعت من برای مرتكبین گناهان كبیره از امّتم است..." راوی حدیث كه ابن ابی عمیر است می گوید:از امام كاظم (ع)  پرسیدم چگونه برای مرتكبان گناهان كبیره شفاعت ممكن است در حالی كه خداوند می فرماید: "وَ لا یَشفَعون اِلّا لِمَن ارْتَضی" مسلّم است كسی مرتكب گناهان كبیره شود مورد ارتضاء و خشنودی خداوند نیست!

امام كاظم(ع) در پاسخ فرمود: " هر فرد با ایمانی كه مرتكب گناهی می شود طبعاً پشیمان خواهد شد و پیامبر(ص) هم فرموده پشیمانی از گناه توبه است....و كسی كه پشیمان نگردد مؤمن واقعی نیست و شفاعت برای او نخواهد بود و عمل او "ظلم" است، همینطور خداوند می فرماید ظالمان دوست و شفاعت كننده ای ندارند"

(تفسیر برهان، جلد 3، ص 57)

مضمون صدر حدیث این است كه شفاعت شامل مرتكبان گناهان كبیره می شود ولی ذیل حدیث روشن می كند كه شرط اصلی پذیرش شفاعت واجد بودن ایمانی است كه مجرم را به مرحلهء ندامت، خودسازی و جبران برساند و از ظلم، طغیان و قانون شكنی برهاند.(شفاعت سازنده و صحیح)

2ـ در كتاب كافی از امام صادق(ع) در نامه ای كه به تمامی اصحابش نوشت چنین نقل شده:

"مَن سره انْ ینفعهُ شَفاعَة الشافعین عِنداللّه فَلیَطلب اِلی اللّه ان یرضی عَنه"
لحن این روایت نشان می دهد كه برای اصلاح اشتباهاتی كه در زمینهء شفاعت برای بعضی یاران امام (ع) خصوصاً و جمعی از مسلمانان عموماً رخ داده است صادر شده و با صراحت شفاعتهای تشویق كننده به گناه در آن نفی شده است و می گوید "هر كس دوست دارد مشمول شفاعت گردد باید خشنودی خدا را جلب كند."

(بحارالانوار چاپ قدیم، جلد 3،ص304)

3ـ باز در حدیث دیگری از امام صادق(ع)  می خوانیم:

" اذا كانََ یومَ القیامة بعث اللّه العالم وَ العابد، فَاذا و قفا بَینَ یدی اللّه عزّوجل قیل ِللعابِد انْطَلَق اِلی الجنة، و قیل لِلعالم قِفْ تشفع لِلنّاس بِحُسن تَأدیبك لَهُم" :
" در روز رستاخیز خداوند، عالم و عابد را بر می انگیزد و به عابد می گوید تنها خود به سوی بهشت رو امّا به عالممی گوید برای مردمی كه تربیت كردی شفاعت كن"

(اختصاص مفید نقل از بحار، جلد 3، ص305)

در این حدیث پیوندی در میان "تأدیب عالم" و "شفاعت او نسبت به شاگردانش" كه مكتب او را درك كرده اند دیده می شود كه می تواند پرتویی به روی بسیاری از موارد تاریك این بحث بیفكند.
بعلاوه اختصاص شفاعت كردن به عالم و نفی آن از عابد نشانه ای است از این كه شفاعت در منطق اسلام یك مطلب قراردادی و یا پارتی بازی نیست بلكه یك مكتب تربیتی است و تجسّمی است از تربیت در جهان.

 4ـ با نگاهی به كتاب هدایتمان (قرآن مجید) به فكر فرو می روی كه بیش از 70 مرتبه كلمهء نماز با این عنوان و یا عناوینی دیگر اورده شده است؛ چه چیزی در پس این همه اصرار نهفته است،نماز و بر پاداشتن ان چقدر باید مهم باشد كه وقتی ظهر عاشورا امام حسین(ع)  با یادآوری ابوثمامه صاعدی جنگ با لشكر شیطان را به خاطر نماز (ستون دین) متوقف می كند و ساعتی اجازه می خواهد برای دیدار با پروردگار، از این بالاتر دیگر چه نمونه ای باید برایمان آورده شود؟!

ترك نماز جزءِ آن چیزهایی است كه پیامبر(ص)  ما دربارهء آن می فرمایند؛

 لا یَنال شَفاعتی مَن اسْتَخَف بِصَلاتِهِ وَ لا یَرِدُ عَلَیّ الحوضَ لاوالله :

كسی كه نماز را سبك بشمارد به شفاعت من دست نیابد و به خدا سوگند كه در كنار حوض [كوثر] بر من وارد نشود.

 از اینكه پیامبر (ص) كسی را كه مرتكب گناه كبیره شده شفاعت می كند ولی سبك شمارنده نماز را شفاعت نمی كند، معلوم می شود كه سبك شمردن نماز از سایر گناهان كبیره ای كه مورد شفاعت پیامبر و آلش (علیهم السلام) قرار می گیرند بزرگتر و آثار آن برای انسان، خطرناك تر است و شاید بتوان گفت با توجه به فرمایش پیامبر اكرم(ص) كه رحمة للعالمین است، سبك شمردن نماز از بزرگترین منكرات است (منكر: زشتی و گناهی كه از آن نهی شده ایم).

باشد كه با سبك نشمردن نماز خود را از شفاعت شوندگان قرار دهیم. (انشاءا...)

شرایط شفاعت شونده

با توجه به اینكه شفاعت به معنای صحیح قیود و شرائط فراوانی در چند جهت دارد، كسانی كه به این اصل معتقدند برای اینكه مشمول آن شوند ناگزیرند شرائط ان را فراهم كنند، شرائطی همچون؛

·         از گناهان سنگین همانند حقّ النّاس و ظلم كه امید شفاعت را به صفر می رساند بپرهیزند.

·         برنامه خود را در یك دگرگونی عمیق و همه جانبه در وضع خویش شروع كنند.

·         برای رسیدن به مقام "ارتضاء" و برقرار ساختن "عهد الهی" (با توجه به آنچه كه در بخشهای پیش گذشت) از گناه توبه كنند و یا حداقل در آستانه توبه قرار گیرند.

·         خلافكاری و شكستن سد قوانین الهی را متوقف سازند و یا لااقل تقلیل دهند.

·         ایمان به خدا، رسولش، آخرت را در خود زنده نگه دارند.

·         سبك نشماردن نماز یكی از شروط مهم در دستیابی به شفاعت است.

·         همچنین باید میان شفیع و شفاعت شونده رابطه ای بوده و شفاعت شونده زمینهء شفاعت را در دنیا (با برقراری پیوند میان خود و شفیع، اقتباس از صفات او، ایجاد یك نوع سنخیت ـ هر چند ضعیف ـ بین خود و او برقرار سازد، برای رسیدن به نتیجه اینگونه امادگیها لازم است. كسی كه امام حسین و امام علی (علیهما السلام) را نمی شناسد و از آنها تبعیّتی ندارد، چگونه می تواند از شفاعت آنها بهره مند شود؟


 بر گرفته از كتابهای

 تفسیر نمونه، تفسیر مجمع البیان، تفسیر نسیم حیات (دكتر بهرام پور) ، عزادار حقیقی (محمد شجاعی )

درباره وبلاگ

این بلاگ دارای مطالب مذهبی، کتب اسلامی، اعجاز قرآن، ترتیل و تلاوت قرآن کریم، دانلود های رایگان اسلامی، تصاویر اسلامی، معلومات در باره امامان و پیامبران، احادیث، اذکار و غیره مطالب به در بخور میباشد.
مدیر وبلاگ : نجیب الله ارغستانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر تان بهترین دین كدام است؟





نویسندگان

Najeeb ullah