تبلیغات
نور جاویدان - صبر
نور جاویدان
کامیابی دنیوی و اخروی در اسلام و فقط و فقط اسلام

50 دلیل برای رد مسیحیت

 

این نام کتابی می باشد که شما مسلمانان میتوانید با خواندن ان در یابید که مسیحیت چه مشکلات اساسی دارد . در این کتاب به صورت در باره ی دین مسیحیت بحث شده است . امیدوارم با خواندن ان به معلومات خود بافزایید. من این کتاب را برای شما اینجا قرار دادم و می توانید به راحتی دانلود کنید.

50 دلیل برای رد مسیحیت( دانلود)

 

 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

صبر

صبر در لغت به معناى حبس و بازداشتن است. هر گاه كسى خویشتن را از فعلى اختیارى باز دارد صبر كرده است. بنابراین صبر را در معناى عام آن مى‏توان این گونه تعریف كرد: باز داشتن خود را از عملى كه مانع رسیدن به هدف و یا موجب تأخیر در رسیدن به هدف مى‏شود.

صبر در این معنا، خود به خود فضیلتى اخلاقى نیست، بلكه مقاومتى است كه ناشى از تسلط فرد بر خویشتن است. این مقاومت در صورتى از لحاظ اخلاقى فضیلت خواهد بود كه هدف شخص صابر، كمال اخلاقى و تقرب به خداوند باشد و صبر در برابر چیزى صورت گیرد كه با كمال اخلاقى و تقرب خداوند در تعارض و تقابل باشد. ارزش اخلاقى صبر بسته به هدفى است كه صبر به منظور آن صورت مى‏گیرد. در مبحث «روابط نسان با خداوند، مقصود از صبر، نوعى مقاومت در برابر عواملى است كه رابطه انسان با خدا را سست مى‏كنند و او را از دایره ایمان به لحاظ نظرى یا عملى خارج مى‏سازند.

اقسام صبر

صبر مقاومت نفس در برابر هواست. به عبارت دیگر صبر پایدارى انگیزه دینى در برابر انگیزه‏هاى مخالف است انگیزه عاملى است كه فاعل مختار را تحریك به انجام فعلى مى‏كند. بعضى افعال به انسان كمك مى‏كنند تا به كمال اخلاقى و قرب خداوند نایل شود و برخى مانع و مزاحم كمال او هستند. پس باید از افعالى كه مزاحم كمال ما هستند خوددارى كنیم و به عبارت دیگر، در برابر انگیزه‏هاى این گونه افعال مقاومت نماییم؛ یعنى صبر كنیم.

انگیزه‏هایى كه انسان را به كارهاى معارض با كمال دعوت مى‏كنند سه نوعند: برخى از آنها انسان را به شكایت از قضاى الهى و اظهار ناخرسندى از آن دعوت مى‏كنند. كسى كه به این انگیزه پاسخ مثبت دهد و به قضاى خداوند اعتراض كند در خیرخواهى خداوند تردید كرده است و ایمان او سست شده است. اظهار ناخرسندى از قضاى الهى به هنگام مصیبت صورت مى‏گیرد. انسان مصیبت زده كسى است كه واقعه‏اى تلخ و بسیار آزار دهنده در زندگى او رخ مى‏دهد. براى مثال كسى كه فرزند عزیز خود و یا پدر و مادر مهربانش را از دست مى‏دهد مصیبت زده است. چنین فردى ممكن است به سبب سنگینى مصیبت زبان به شكایت بگشاید، رفتارى غیر عادى كند و یا دچار اضطراب شود.

هر یك از این حالات، گواه ناشكیبایى فرد است. این حالات و افعال، عكس العمل‏هایى است كه فرد براى تسكین خاطر خود انجام مى‏دهد. انسان صابر بر خود مسلط است و آرامش خود را از طریق اظهار شكایت و رفتار اعتراض‏آمیز به دست نمى‏آورد، بلكه از راه‏هاى دیگرى كه رضایت خداوند در آن است آرامش خود را تأمین مى‏نماید. در واقع او در برابر انگیزه شكایت گرى مقاومت مى‏كند. این مقاومت، ناشى از ایمان است. كسى كه به خداوند ایمان دارد و خیرخواهى خداوند را باور كرده است و مى‏داند كه خداوند علم و قدرت مطلق است و از همه كس به او مهربان‏تر است پیش آمدهاى ناگوار را به مصلحت خویش مى‏داند و آنها را آزمایش الهى و باعثى براى بیدار شدن خویش مى‏شناسد. چنین انسانى معتقد است مصیبت‏هاى زندگى باعث پالایش انسان از گناهان و نردبان ترقى است مشروط بر آن كه صبر پیشه سازد و به قضاى الهى اعتراض نكند. بنابراین اولین نوع صبر، صبر در برابر مصیبت است یعنى مقاومت در برابر انگیزه اعتراض به قضاى خداوند.

نوع دوم از انگیزه‏هاى غیر الهى كه انسان را دعوت به انجام افعالى خلاف كمال او مى‏سازد امیال نفسانى انسان همچون راحت‏طلبى و بخل است. انسان راحت طلب، در برابر فرمان خداوند سرپیچى مى‏كند و سختى عبادات را تحمل نمى‏كند. راحت‏طلبى، انسان را دعوت به كارهاى دیگر و ترك عبادات مى‏كند. مقاومت در برابر این انگیزه صبر بر طاعت نام دارد. صبر بر طاعت، یعنى پذیرش سختى انجام فرمان خدا و گذشتن از لذت كارهاى دیگر كسى كه این مقاومت و گذشت را انجام نمى‏دهد، به لحاظ عملى خود را از دایره ایمان و محبت خداوند خارج ساخته است، زیرا مقتضاى ایمان و محبت، تبعیت از فرمان خداست و انسان مؤمن تابع و مطیع اوامر خداوند است.

سومین نوع از انگیزه‏هایى كه مقاومت در برابر آنها ستوده است و پاسخ مثبت به آنها موجب تباهى انسان است، امیال و هواهاى نفسانى است كه انسان را به درك لذات ممنوع وادار مى‏سازد. انسان براى درك برخى لذت‏ها، خارج از قلمرو مجاز دین كارهایى انجام مى‏دهد. گاه انگیزه انجام چنین كارهایى، بسیار قوى نیز مى‏شود. كسى كه در برابر این انگیزه مقاومت مى‏كند و خود را از ارتكاب معاصى باز مى‏دارد، صبر پیشه ساخته است. به این نوع از صبر، صبر در برابر معصیت گفته مى‏شود.

پیامبر اكرم(ص) در روایتى انواع سه گانه صبر را معرفى كرده‏اند:

الصبر ثلاثة: صبر عند المصیبه و صبر على الطاعة و صبر عن المعصیه؛ (190)

شكیبایى بر سه قسم است: شكیبایى در مصیبت و شكیبایى بر طاعت و شكیبایى از گناه.

پیامبر اكرم(ص) در ادامه این روایت درجات و مراتب اقسام صبر را نسبت به یكدیگر بیان فرموده‏اند كه در آینده آن را خواهیم آورد.

اقسام صبر را مى‏توان به گونه‏اى دیگر نیز معرفى كرد.

امیرالمؤمنین(ع) در روایتى مى‏فرمایند:

الصبر صبران: صبر على ماتكره و صبر عما تحب؛ (191)

شكیبایى دو گونه است: شكیبایى بر آن چه خوش نمى‏دارى و شكیبایى از آن چه دوست مى‏دارى.

این تقسیم نیز بر اساس انواع چیزهایى است كه باید در برابر آنها مقاومت كرد. اگر دوست داشتن چیزى، مستلزم فعلى باشد كه رابطه انسان با خداوند را تضعیف مى‏كند، باید در برابر آن امر دوست داشتنى مقاومت كرد. همین طور اگر پدید آمدن امرى ناخوشایند، مستلزم عملى خلاف كمال انسان و تقرب به خداوند باشد باید در برابر آن امر ناخوشایند مقاومت نمود. چه بسا كه مقاومت در برابر دوست داشتنى‏ها، دشوارتر از مقاومت در برابر مكروهات باشد. قرآن كریم از همسران و فرزندان به عنوان امور محبوب در نزد انسان یاد مى‏كند و انسان را از آنها تحذیر مى‏كند:

یایها الذین أامنوا ان من ازواجكم و اولادكم عدواً لكم فاحذروهم (192)

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! در حقیقت برخى از همسران و فرزندان شما دشمن شمایند از آنان برحذر باشید.

در آیه دیگرى دارایى‏ها و فرزندان كه امورى دوست داشتنى هستند عامل غفلت از یاد خدا و سست شدن رابطه انسان با خداوند معرفى شده‏اند و مؤمنان از این كه دچار چنین غفلتى شوند بیم داده شده‏اند:

یا ایها الذین امنوا لا تلهكم امولكم و لااولدكم عن ذكر اللَّه و من یفعل ذلك فاولئك هم الخسرون
(193)

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! زنهار اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نكند و كسانى كه چنین كنند زیانكارانند.

تقسیم صبر به صبر در مصیبت، صبر بر طاعت و صبر از گناه را نیز مى‏توان به اعتبار محبوب و مكروه بودن دانست. صبر در مصیبت و صبر بر طاعت، شكیبایى در برابر امور ناخوشایند است و صبر از گناه صبر از امور خوشایند كه میل و هواى انسان به آن گرایش دارد.

مراتب صبر

صبر و شكیبایى در برابر كدام یك از انگیزه‏هاى غیر دینى فضیلت بیشترى دارد؟ آیا مى‏توان انواع صبر را بر حسب فضیلتى كه دارند درجه بندى نمود؟

علماى اخلاق معیارى كلى را از روایات استنباط كرده‏اند كه به نظر مى‏رسد معیار مناسبى براى درجه بندى انواع و افراد صبر است. ایشان گفته‏اند: هر صبر كه بر نفس انسان دشوارتر آید ثوابى افزون‏تر و آن چه آسان‏تر است ثوابى كمتر دارد. این تفاوت و تفاضل مطابق این اصل است كه: «افضل الاعمال احمزها» اگر این معیار را بپذیریم نمى‏توان تفاوت ثواب و فضیلت انواع و اقسام صبر نسبت به یكدیگر را به طور قاطع بیان كرد زیرا در هر مورد از صبر باید مقدار صعوبت صبر در نظر گرفته شود. چه بسا قسمى از اقسام صبر كه نوعا آسان‏تر از اقسام دیگر است در موردى خاص و شرایطى ویژه براى یك مؤمن بسیار دشوار و حتى دشوارتر از سایر اقسام صبر باشد. با وجود این، در روایات مراتبى براى صبر ذكر شده است كه باید اختلاف مراتب را اختلاف نوعى دانست.

پیامبر گرامى اسلام در ادامه روایتى كه قبلا ذكر شد، مراتب صبرهاى سه گانه را بیان فرموده‏اند:

فمن صبر على المصیبة حتى یردها بحسن عزائها كتب اللَّه له ثلاثمائه درجة ما بین الدرجه الى الدرجه كما بین السماء الى الارض، و من صبر على الطاعة كتب الله له ستمائة درجه ما بین الدرجه الى الدرجه كما بین تخوم الارض الى العرض و من صبر على المصیبة كتب اللَّه له تسعمائة درجة ما بین الدرجه الى الدرجه كما بین تخوم الارض الى منتهى العرش؛ (194)

پس كسى كه در مصیبت صبر كند و با صبر نیكویش شدت آن را از سر بگذراند، خداوند براى او سیصد درجه مى‏نویسد كه فاصله درجات آن همچون فاصله آسمان و زمین است و كسى كه بر طاعت صبر كند خداوند براى او ششصد درجه مى‏نویسد كه فاصله درجات آن همچون فاصله قعر زمین تا عرش است و كسى كه بر گناه صبر كند، خداوند نهصد درجه براى او مى‏نویسد كه فاصله درجات آن همچون فاصله قعر زمین تا منتهاى عرش است.

از این روایت به خوبى پیداست كه ثواب و فضیلت صبر بر معصیت، به مراتب افزون‏تر از ثواب و فضیلت صبر بر طاعت است و ثواب و فضیلت صبر بر طاعت به مراتب بالاتر از ثواب و فضیلت صبر بر مصیبت مى‏باشد.

رابطه صبر و ایمان

اكنون كه معناى صبر و اقسام آن را دانستیم، مى‏توانیم درباره رابطه صبر و ایمان بیشتر سخن بگوئیم. صبر، مقاومت در برابر هر انگیزه‏اى است كه انسان را از خداوند دور مى‏كند؛ بنابراین تخلق به هر یك از اخلاقیات ایمانى نیازمند صبر است، زیرا در اخلاق، ایمان و خلق نیكو، با معیار اثر گذارى آن در تقرب انسان به خداوند نیكو شمرده مى‏شود و در برابر هر خلق نیكو، نیازمند پایدارى و تمرین و ممارست است. از این گذشته مقاومت در برابر چیزهایى كه انسان را از خداوند دور مى‏سازد، در صورتى انجام مى‏گیرد كه انسان به خداوند مؤمن باشد و نسبت به او معرفت داشته باشد. بدون شناخت خداوند و اوصاف او و بدون ایمان، نمى‏توان هیچ عملى را به سبب مقرب بودن نیكو شمرد و یا بالعكس. بنابراین ایمان به معناى معرفت و یقین به خداوند و اسماء حسناى او، شرط ضرورى و مقدمه لازم صبر است.

از طرف دیگر، ایمان علاوه بر اقرار زبانى و معرفت یقینى مشتمل بر عمل به اركان نیز مى‏باشد و عمل به مقتضاى معرفت، خود نیازمند صبر و مقاومت است. در نتیجه مى‏توان گفت بدون صبر، ایمان كامل كه التزام عملى به دین خداست امكان‏پذیر نیست. پس رابطه ایمان و صبر، دو طرف دارد: از یك سو ایمان نظرى سازنده صبر است و از سوى دیگر، بدون صبر، ایمان عملى تحقق نمى‏یابد.

كسى كه در مصیبت‏ها زبان به شكایت مى‏گشاید، از ضعف معرفت و ایمان نظرى خود خبر داده است. به عبارت دیگر، نقص شناخت و یقین، او را از شكیبایى عاجز كرده است. كسى نیز كه بر طاعت صبر نمى‏كند، نتوانسته است به لوازم معرفت خود ملتزم بماند. او قادر نیست در راهى كه معرفت خداوند در برابر انسان مى‏گشاید گام نهد؛ پس ایمان او كامل نمى‏شود. همچنین است كسى كه در برخورد با گناه اختیار از كف مى‏دهد و مرتكب گناه مى‏شود. او نیز به هنگام گناه، گویى از خدایى كه مى‏شناسد غافل مى‏شود و به اقتضاى ایمان نظرى خود عمل نمى‏كند.

در روایات بر رابطه ایمان و صبر تاكید بسیارى شده است.

امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرمایند:

و علیكم بالصبر فان الصبر من الایمان كالرأس من الجسد و لا خیر فى جسد لا رأس معه و لا فى ایمان لا صبر معه؛ (195)

صبر پیشه كنید! زیرا صبر براى ایمان همچون سر براى بدن است و هیچ خیرى در بدن بدون سر نیست و هیچ خیرى در ایمانى كه صبر با آن نیست نمى‏باشد.

ایشان در روایت دیگرى فرموده‏اند:

الایمان على اربع دعائم: على الصبر و الیقین والعدل والجهاد؛ (196)

ایمان بر چهار ستون استوار است: صبر و یقین و عدل و جهاد.

ایمان نظرى و عملى در انسان متقى جمع است. به عبارت دیگر انسان با تقوا به شناختى صحیح درباره خداوند دست مى‏یابد، به صراط مستقیم رهنمون مى‏شود و وظایف خویش را مى‏شناسد. او به لحاظ عملى نیز مطیع فرمان پروردگار خویش است و از حدود صراط مستقیم تجاوز نمى‏كند. امیرالمؤمنین(ع) در ذكر اوصاف متقین بارها ویژگى صبر را در متقین یادآور شده‏اند. ایشان در خطبه همان ضمن بر شمردن علامات متقین مى‏فرمایند: و من علامة احدهم... صبراً فى شدة و در جاى دیگرى از همان خطبه فرمودند: و فى المكاره صبور در همان جا مى‏فرمایند: زندگى دنیوى در نظر انسان متقى كوتاه و در مقایسه با جهان آخرت ناچیز است.

صبروا ایاماً قصیره اعقبتهم راحة طویله. صبر مورد نظر در این جمله همه انواع صبر را در بر مى‏گیرد، زیرا حیات پرهیزكاران آكنده از صبر بر مصائب، طاعات و معاصى است.

انسان متقى به آخرت ایمان دارد و در نتیجه بر طاعت و معصیت خداوند صبر مى‏كند و موجب جلب نعمت‏هاى خدا مى‏شود. امیرمؤمنان على(ع) فرمودند:

و استتموا نعم اللَّه علیكم بالصبر على طاعته و المجانبة لمعصیته فان غداً من الیوم قریب؛ (197)

و با شكیبایى بر طاعت خدا و دورى گزیدن از معصیت او كامل ساختن نعمت‏هایش را بخواهید كه فردا به امروز نزدیك است.

آثار صبر

آثار صبر بسیار زیاد است. آشكارترین اثر صبر، نتیجه‏اى است كه تجربه گواه آن است. همه انسان‏ها را به تجربه دریافته‏اند كه صبر و ظفر قرین هم هستند.

امیرالمؤمنین(ع) در این باره مى‏فرمایند:

لا یعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان؛ (198)

انسان شكیبا پیروزى را از دست نمى‏دهد اگر چه زمانى طولانى بر او بگذرد.

یكى دیگر از نتایج صبر، این است كه انسان صبور از ارتكاب گناهانى همچون جزع بر قضاى خداوند ایمن است و بر صبورى خود پاداش مى‏گیرد:

ان صبرت جرى علیك القدر و انت مأجور. و ان جزعت جرى علیك القدر و انت مأذور؛ (199)

اگر شكیبایى كنى حكم خدا بر تو جارى مى‏شود و پاداش داده مى‏شوى و اگر بى‏تابى كنى باز هم تقدیر خدا بر تو جارى است ولى گناهكارى.

كسى كه صبر مى‏كند خداوند دعاى او را مستجاب مى‏كند و جبران مصیبت او را مى‏كند از پیامبر اكرم(ص) روایت شده است:

ما من عبد مؤمن اصیب بمصیبة فقال - كما امره اللَّه - انا للَّه و اناالیه راجعون اللهم اجرنى فى مصیبتى و اعقبنى خیراً منها الا و فعل اللَّه ذلك؛ (200)

هر بنده مؤمنى كه بر او مصیبتى وارد آید و چنان كه خداوند او را فرمان داده است بگوید: ما از خداییم و به سوى او باز مى‏گردیم، خداوندا! مرا در این مصیبت پاداش ده و بهتر از این را برایم پیش آور، خداوند همان گونه با او عمل مى‏كند.

در قرآن كریم اثرى برتر و بالاتر از این براى صبر بیان شده است:

و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا للَّه و انا الیه راجعون* اولئك علیهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئك هم المهتدون؛ (201)

آنها كه هر گاه مصیبتى به ایشان مى‏رسد مى‏گویند: ما از آن خداییم و به سوى او باز مى‏گردیم* بر آنان درودها و رحمتى از پروردگارشان است و ایشان راه یافتگان هستند.

چه پاداش و اثرى بالاتر از این كه درود و رحمت خداوند شامل حال انسان شود و هدایت یافتگى او به امضاى پروردگار رسد. صابران كه بر طاعات و معاصى شكیبایى مى‏كنند، آخرتى نیكو دارندو پاداش‏هاى بى حساب خداوند بر آنان مى‏بارد:

انما یوفى الصابرون اجرهم بغیر حساب؛ (202)

بى تردید شكیبایان پاداش خود را بى‏حساب خواهند یافت.

از امام صادق(ع) روایت شده است كه: در روز قیامت دسته‏اى از مردم برمى‏خیزند و در مقابل در بهشت مى‏ایستند و آن در را مى‏كوبند. به آنان گفته مى‏شود كه: شما چه كسانى هستید؟ آنان مى‏گویند: ما اهل صبر هستیم. به آنان گفته مى‏شود: بر چه چیز صبر كردید؟ مى‏گویند بر طاعت و معصیت خدا صبر كردیم. پس خداوند مى‏فرماید: راست گفتند آنان را به بهشت وارد كنید. امام صادق(ع) فرمودند: این همان قول خداوند است كه فرمود: انما یوفى الصابرون‏اجرهم بغیر حساب.

صبر در برابر بلایا، انسان را از محاسبه آخرت آسوده خاطر مى‏سازد. در حدیث قدسى آمده است كه خداوند فرمود:

اذا وجهت الى عبد من عبیدى مصیبة فى ذاته او ماله او ولده، ثم استقبل ذلك بصبر جمیل استحییت منه ان انصب له میزاناً و انشر له دیواناً؛ (203)

چون در ذات یا مال یا فرزند بنده‏اى از بندگان من مصیبتى روى كند و او با آن مصیبت به شكیبایى نیكو برده شود، از برپاداشتن میزان و گشودن دفتر محاسبه حیا مى‏كنم.

صبر در برابر بلایا باعث رشد انسان و ترقى او در مراتب كمال است. در روایتى از پیامبر كرم نقل شده است كه فرمودند:

ان الرجل لیكون له الدرجه عند اللَّه - تعالى - لا یبلغها بعمل حتى یبتلى ببلاء فى جسمه فیبلغها بذلك؛
(204)

هر آینه براى مرد درجه‏اى نزد خداوند است كه با هیچ كارى بدان نمى‏رسد تا آن كه خداوند جسم او را به بلایى مبتلا مى‏سازد آن گاه بدان درجه به سبب آن بلا مى‏رسد.

صبر بر طاعت و معصیت انسان را بهشتى مى‏كند.

چگونه مى‏توان صبور شد؟

پاسخ این سؤال با توجه به مطالبى كه تاكنون گفته شد معلوم است. راه‏هاى تحصیل صبر را با توجه به مطالب گذشته مى‏توان این گونه خلاصه كرد:

تقویت معرفت و یقین به خداوند و حكمت و خیرخواهى او؛

توجه به آثار مثبت صبر، از قبیل: پیروزى دنیایى، تبدیل مصائب به لطف و رحمت خداوند و استجابت دعا، اسودگى خاطر از حساب آخرت، دخول در بهشت و...؛

توجه به این كه ملكه صبر، شرط توفیق به انجام تكالیف و پرهیز از گناهان است و همه كارهاى انسان با صبر به نتیجه خواهد رسید؛

كسى كه شكیبایى مى‏كند افزون بر آن كه آخرتى نیكو دارد، زندگى دنیاى او نیز آرام و موفقیت‏آمیزتر است. اندیشیدن به این واقعیت نیز انسان را به شكیبایى راغب مى‏سازد؛

پس از توجه و تفكر در این واقعیات، باید براى تحصیل صبر ممارست نمود. پیش از آن كه ملكه صبر تحصیل شود، باید بكوشیم در معرض امورى كه بالاتر از توان شكیبایى ماست واقع نشویم؛

به عواقب و نتایج سوء ناشكیبایى اندیشه كنیم تا ناخوشایندى آن عواقب، ما را از ناشكیبایى باز دارد. آثار سوئى همچون اضطراب در زندگى دنیا، دورى از رحمت و پاداش خداوند، پشیمانى و سرافكندگى در درگاه خداوند و...


پى‏نوشتها

190 - اصول كافى، ج 2، باب الصبر.

191 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 55.

192 - تغابن، 14.

193 - منافقون، 9.

194 - اصول كافى، ج 2، باب الصبر، حدیث 15.

195 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 82.

196 - همان، كلمات قصار، 31.

197 -نهج‏البلاغه، خطبه 188.

198 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 153.

199 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 291.

200 - جامع السعادات، ج 3، ص 288.

201 - بقره، 157 - 156.

202 - زمر، 10.

203 - جامع السعادات، ج 3، ص 288.

204 - جامع السعادات، ج 3، ص 289.

درباره وبلاگ

این بلاگ دارای مطالب مذهبی، کتب اسلامی، اعجاز قرآن، ترتیل و تلاوت قرآن کریم، دانلود های رایگان اسلامی، تصاویر اسلامی، معلومات در باره امامان و پیامبران، احادیث، اذکار و غیره مطالب به در بخور میباشد.
مدیر وبلاگ : نجیب الله ارغستانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر تان بهترین دین كدام است؟





نویسندگان

Najeeb ullah