تبلیغات
نور جاویدان - خوف از خدا
نور جاویدان
کامیابی دنیوی و اخروی در اسلام و فقط و فقط اسلام

50 دلیل برای رد مسیحیت

 

این نام کتابی می باشد که شما مسلمانان میتوانید با خواندن ان در یابید که مسیحیت چه مشکلات اساسی دارد . در این کتاب به صورت در باره ی دین مسیحیت بحث شده است . امیدوارم با خواندن ان به معلومات خود بافزایید. من این کتاب را برای شما اینجا قرار دادم و می توانید به راحتی دانلود کنید.

50 دلیل برای رد مسیحیت( دانلود)

 

 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

خوف از خدا

همه انواع ترس كه تاكنون از آن سخن گفته‏ایم رابطه انسان و خداوند را دگرگون مى‏كنند. ترس از غفلت، ترس از گناه، ترس از عذاب و ترس از بعد، همه ترس از نادرستى رابطه انسان با خداست. بنابراین همه این ترس‏ها را مى‏توان ترس از خدا نامید. ترسى كه ریشه هوشیارى انسان است و همه قدرت و فرصت انسان را به سوى كسب رضایت او تجهیز مى‏كند و به راستى شایسته‏ترین كس خداست كه از او بترسیم؛ ترسى آمیخته با محبت و امیدوارى. خداوند پیامبران را همین گونه توصیف مى‏فرماید:

الذین یبلغون رسلت اللَّه و یخشونه و لا یخشون احدا الا اللَّه (150)

آنان كه پیام‏هاى خدا را مى‏رسانند و از او مى‏ترسند و از هیچ كس جز خدا بیم ندارند.

خداوند خود خویشتن را در خورترین كس معرفى فرموده است كه باید از او هراس داشت. خداوند در قرآن كریم خطاب به پیامبر اكرم(ص) مى‏فرماید:

و تخشى الناس واللَّه احق ان تخشیه... (151)

و از مردم مى‏ترسیدى در حالى كه خدا سزاواتر بود كه از او بترسى.

منشأ ترس از غیر خدا، شیطان است و به عبارت دیگر ترس از غیر خدا ترس شیطانى است و انسان را از خدا دور مى‏كند. مؤمنان فقط از خدا مى‏ترسند و كسانى از غیر خدا مى‏ترسند كه از خدا دورند و دوستى شیطان را برگزیده‏اند:

ذلكم الشیطن یخوف اولیائه فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مؤمنین؛ (152)

این شیطان است كه دوستانش را مى‏ترساند؛ پس اگر مؤمنید از او مترسید و از من بترسید.

خدا ترسى شرط ایمان است. چنان كه خداوند فرموده است:

فاللَّه احق ان تخشوه ان كنتم مؤمنین؛ (153)

خداوند سزاوارتر است كه از او بترسید اگر مؤمن هستید.

آثار خوف از خدا

خوف از خداوند آثار بسیارى دارد كه تا این جا برخى از آنها را به طور كلى و به صورت مختصر بیان كردیم و اكنون تفصیل آنها را مى‏آوریم:

مهم‏ترین و كلى‏ترین اثر خوف چنان كه قبلا گفته شد آمادگى براى مقابله با موانع رستگارى و كمال و یافتن انگیزه براى جمع آورى توشه راه كمال و سعادت آخرت است. این اثر مهم و كلى از آن جا ناشى مى‏شود كه خداترسان بیشترین آمادگى را براى پذیرش انذار و تذكر دارند.

1 - پذیرفتن انذار و تذكر

خداوند قرآن را كه نامه هدایت بشر است فرستاد تا فطرت خدایى انسان را به یاد او آورد. كسى كه از این سخن یادآور فطرت خویش مى‏شود كه در دل خود، ترس خدا داشته باشد:

طه* ما انزلنا علیك القرآن لتشقى* الا تذكرة لمن یخشى (154)

اى پیامبر قرآن را بر تو نازل نكردیم تا به رنج افتى* آن را فقط براى یادآورى كسانى كه از (خدا) مى‏ترسند نازل ساختیم.

خداوند پیامبر خود را امر مى‏كند مردم را تذكر دهد و فایده این تذكر را از آن مردم خداترس معرفى مى‏كند:

فذكر ان نفعت الذكرى* سیذكر من یخشى؛ (155)

پس پند ده اگر پند دادن مفید باشد* به زودى كسى كه از خدا مى‏ترسد متذكر مى‏شود.

آیات دیگرى هم در این زمینه وجود دارد. همچون «انما انت منذر من یخشاها» (156) و یا آیه مباركه «انما تنذر الذین یخشون ربهم بالغیب» (157) این آیات نیز نشان مى‏دهند كه انذار پیامبر بر كسانى مؤثر است كه خداترس باشند و از روز قیامت و برپایى عدل الهى هراس داشته باشند.

2 - اقدام به عمل

انسان از هر چیز بترسد خود را براى مقابله با آن آماده مى‏سازد. ترس انسان از هر چیزى را به آسانى مى‏توان شناخت و درستى آن را دریافت، جز ترس او از خداوند را كه به فرموده امیرالمؤمنین(ع) نیازمند دلیل و نشانه است. امیرمؤمنان على(ع) در خطبه 160نهج‏البلاغه مى‏فرمایند:

چگونه است كه بنده هر گاه از خلق خدا بیمناك مى‏شود خود را مهیا مى‏سازد و چون از خدا مى‏ترسد آمادگى خویش را به بعد وا مى‏گذارد و وعده مى‏دهد كه در آینده عمل خویش را اصلاح مى‏كنم. (158)

امیرالمؤمنین(ع) با این سخن نشان مى‏دهند كه هر ترسى را نمى‏توان ترس واقعى از خدا دانست. ترس واقعى از خدا، علت اقدام به عمل است و هر گاه معلول آن موجود نباشد، یعنى عمل بنده درست و صالح نگردیده باشد، معلوم مى‏شود كه علت هنوز موجود نیست. امام على خود نشانه‏ها و آثار خوف را بیش از هر كس دارا بودند و در یكى از نامه‏هایشان مى‏فرمایند:

و انما هى نفسى أروضها بالتقوى لتأتى آمنة یوم الخوف الاكبر؛ (159)

و من نفس خود را با پرهیزكارى پرورش مى‏دهم تا در پربیم‏ترین روزها در امان باشد.

و در ادامه همین نامه در توصیف اعضاى حزب خداوند (حزب اللَّه) كه همان رستگاران هستند مى‏فرماید:

خوشا كسى كه آن چه پروردگارش بر عهده وى نهاده، پرداخته است و در سختى‏اش شكیبایى كرده و خواب شب را از چشمش گرفته و چون خواب بر او چیزه شده خوابگاهى پهن نكرده بر روى زمین خفته و كف دست را بالش خود ساخته و در جمعى قرار دارد كه از بیم روز معاد، شب‏ها بیدارند و پهلوهایشان را از خوابگاه جدا كرده‏اند و لبهایشان به یاد پروردگار گویاست و گناهانشان به سبب استغفار بسیار، بخشوده است. آنان حزب خدایند و بدانید كه حزب خدا رستگار هستند.

در این عبارات، خوف روز بازگشت، عامل تهجد، عبادت و استغفار به درگاه خداوند معرفى شده است در نامه دیگرى مولاى متقیان براى دعوت به دورى از زشتى‏ها و اقدام به واجبات و نیكى‏ها مى‏فرمایند:

از آن چه زشت مى‏دانى دورى كن و خود را به انجام واجبات الهى وادار؛ در حالى كه امید به پاداش آن دارى و از عقاب آن ترسان هستى. (160)

در قرآن كریم نیز خداترسى یكى از علل مبادرت به عمل صالح و پیشى گرفتن در خیرات معرفى شده است. در آیات 57 تا 61 سوره مؤمنون آمده است:

ان الذین هم من خشیة ربهم مشفقون* والذین هم بایات ربهم یؤمنون* والذین هم بربهم لا یشركون* والذین یؤتون ما اتوا و قلوبهم وجلة انهم الى ربهم راجعون* اولئك یسرعون فى الخیرات و هم لها سبقون؛
(161)

در حقیقت كسانى كه از بیم پروردگارشان هراسانند و كسانى كه به نشانه‏هاى پروردگارشان ایمان مى‏آورند و آنان كه به پروردگارشان شرك نمى‏آورند و كسانى كه آن چه را دارند در راه خدا مى‏دهند در حالى كه دلهایشان ترسان است و مى‏دانند كه به سوى پروردگارشان باز خواهند گشت، انانند كه در كارهاى نیك شتاب مى‏كنند و آنانند كه در انجام آنها سبقت مى‏جویند.

3 - هدایت

خوف و خشیت بنده از خداوند علاوه بر آن كه او را پندپذیر و عامل به خیرات مى‏سازد هدایت یافتن او را در پى دارد. بسا انسان‏هایى كه مى‏خواهند به سبب ترسى كه دارند عملى انجام دهند كه از ترس و ناامنى به امنیت و آرامش برسند ولى راه گریز را نمى‏شناسند. انسان مؤمن كه به رسالت انبیاء ایمان دارد و پیام پیامبران را پذیرفته است در صورتى كه خشیت خداوند را در دل داشته باشد، راهنمایى دین خدا را به درستى دریافت مى‏كند و امیدوار است كه در راه درست حركت كند و به مقصد صحیح راه یابد و هدایت شود. در قرآن كریم خداترسى در زمره عواملى معرفى شده است كه هدایت یافتگى را موجب مى‏شوند:

انما یعمر مساجداللَّه من امن باللَّه والیوم الاخر و اقام الصلوة واتى الزكوة و لم یخش الا اللَّه فعسى اولئك ان یكونوا من المهتدین؛ (162)

مساجد خدا را تنها كسانى آباد مى‏كنند كه به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز بر پا داشته و زكات داده و جز از خدا نترسیده‏اند؛ پس امید است كه اینان از راه یافتگان باشند.

4 - مغفرت

كسى كه خدا ترس است افزون بر این كه انذار پیامبر را پذیرا مى‏شود، مشمول بخشایش پروردگار است و پاداشى نیكو مى‏یابد.

انما تنذر من اتبع الذكر و خشى الرحمن بالغیب فبشره بمغفرة و اجر كریم؛ (163)

بیم دادن تو، تنها كسى را سودمند است كه كتاب حق را پیروى كند و از خداى رحمان در نهان بترسد. چنین كسى را به آمرزش و پاداشى پرارزش بشارت ده.

انسان خداترس از آن رو مشمول مغفرت الهى است كه اعمال خود را با نیت درست انجام مى‏دهد. او در نهان از خدا مى‏ترسد، یعنى درون خود و نیت خود را كه بر همگان پوشیده است خالص مى‏كند؛ چون خدا را بر پنهانى‏هاى دل خویش آگاه مى‏داند و از این كه مبادا در نیت او خللى وارد شود مى‏ترسد. چنین شخصى اعمال خود را به نیت الهى‏انجام مى‏دهد. اكنون اگر خطایى بر عمل او عارض شود چون نیت او خالص است خداوند لغزش عملى او را مى‏بخشاید و اگر عملى را كمال انجام دهد و هیچ خللى در كار او پدید نیاید، پاداش الهى شامل حال او مى‏شود. همین مضمون در آیه دیگرى نیز تكرار شده است:

ان الذین یخشون ربهم بالغیب لهم مغفرة و اجر كبیر؛ (164)

آنانى كه در نهان از پروردگارشان مى‏ترسند، آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود.

چنان كه پیداست در هر دو آیه بر ترس بنده از خداوند در نهان تأكید شده است. ترس نهانى ترسى است كه همواره با انسان خداترس همراه است و او را در برابر انگیزه‏هاى نفسانى و شهوانى محافظت مى‏كند و حسن فاعلى عمل را تضمین مى‏نماید و در حسن فعلى عمل نیز تأثیرى به سزا دارد.

5 - آخرت نیكو

ترس از خدا انسان را به راه راست هدایت مى‏كند و از اعمال نادرست باز مى‏دارد و انگیزه عمل صالح را پدید مى‏آورد. طبیعى است چنین انسانى خانه آخرت خویش را آباد مى‏كند و در بهشت الهى از روزى‏هاى پاكیزه بهره‏مند مى‏شود در آیات 41 و 40 سوره نازعات چنین مى‏خوانیم:

و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى* فان الجنة هى المأوى؛ (165)

و اما كسى كه از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید و نفس خود را از هوس بازداشت* پس جایگاه او همان بهشت است.

6 - رضایت خداوند

خجسته‏ترین و زیباترین نتیجه‏اى كه از خداترسى هدیه بنده مؤمن مى‏شود كسب رضاى خداست:

ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریه* جزاؤهم عند ربهم جنات تجرى من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا رضى اللَّه عنهم و رضوا عنه ذلك لمن خشى ربه؛ (166)

همان كسانى كه ایمان آوردند و عمل صالح نمودند آنان بهترین آفریدگانند* پاداش آنان نزد پروردگارشان باغ‏هاى بهشت جاودان است كه از زیر درختان آن نهرها روان است همیشه در آن مى‏مانند هم خدا از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنودند؛ و این مقام والا براى كسى است كه از پروردگارش بترسد.

روش تحصیل خوف

چنان كه در تعریف خوف معلوم شد، حالت خوف وقتى پدید مى‏آید كه از وقوع یك امر ناخوشایند و خطرناك كه ناخوشایندى و ضرر آن زیاد و دفع آن دشوار است آگاه مى‏شویم. پس آگاهى مهم‏ترین شرط پدید آمدن خوف است هر چه قوت آگاهى بیشتر و یقین افزون‏تر باشد احساس خوف قوى‏تر و آثار خوف بیشتر پدیدار مى‏شود. به این ترتیب گسترش و تقویت آگاهى از امور ترس آور در رابطه انسان با خدا، مرتبه خوف را بالاتر مى‏برد. هر چه یقین خود را به انواع امور ترس آور كه در انواع خوف گفته شد افزایش دهیم خوف ما پایدارتر و شدیدتر خواهد بود یقین به روز جزا و وجود عذاب آخرت وقوف به گناهكار بودن خود، یقین به امكان بروز غفلت در هر لحظه زندگى و یقین به دگرگونى احوال انسان و احتمال سوء عاقبت هر یك به تنهایى مى‏تواند خوف را در دل زنده كند و آثار خوف را پدید آورد. بنابراین یك روش براى تحصیل و تقویت خوف آگاه شدن و تقویت یقین است.

روش دیگر رجوع پى در پى به آگاهى‏ها و یادآورى امور ترس آور است كه این روش را تذكر مى‏نامیم. تذكر به شیوه‏هاى مختلفى امكان‏پذیر است مهم‏ترین اصل این است كه انسان خود را در معرض امور تذكر دهنده قرار دهد. حضور در مجالسى كه از خوف خود را در معرض امور تذكر دهنده قرار دهد. حضور در مجالسى كه از خوف خدا و احوال قیامت سخن مى‏گویند، یا مطالعه آیات و روایاتى كه قیامت و دیگر امور ترس آور را مطرح مى‏كنند مجالست با انسان‏هایى كه به راستى خوف خدا را در دل دارند و امثال این موارد، مى‏تواند خوف را در دل تجدید كند، یكى از كارهایى كه خوف را در دل پایدار مى‏كند عمل به مقتضاى خوف است. اگر كسى از امور اخروى هراسناك شود و در پى عمل صالح برآید و از گناه پرهیز كند، خوف خود را حفظ و آن را تحكیم مى‏كند؛ ولى اگر گناه كند و عمل صالح را ترك نماید، رفته رفته حالت خوف در او زائل مى‏شود.

ایمنى

نقطه مقابل خوف، امن است. كسى كه از چیز نمى‏هراسد خود را در برابر آن چیز در امنیت مى‏بیند. نترسیدن از یك چیز به علل مختلفى پدید مى‏آید. ممكن است كسى به این دلیل از چیزى هراس نداشته باشد كه اساسا وجود آن چیز را منكر است و آن را امرى موهوم و خیالى مى‏داند. یا به این علت كه آن را در ایجاد حالتى ناخوشایند ضعیف و ناتوان مى‏داند و خود را در مواجهه و مقابله با آن چیز قدرتمند و توانا مى‏داند.

خدا ترسى كامل در دل كسى پدید مى‏آید كه: اولا خدا را با همه صفاتش باور داشته باشد، ثانیا به قدرت خدا در قهر نسبت به بندگان و عذاب آنان معتقد باشد و ثالثا بر ضعف و غفلت خود آگاه باشد و بداند كه قدرت او در برابر خدا ناچیز و بلكه هیچ است.

اگر هر یك از این باورها از میان برود، خوف از دل بنده خارج مى‏شود و خداترسى او زایل مى‏گردد. با زوال خداترسى همه آثار آن نیز از میان مى‏رود و راه كمال و سعادت بر بنده مسدود مى‏گردد. اگر كسى فقط رحمت و مغفرت خدا را باور كند و خشم و غضب و انتقام او را فراموش كند، در حقیقت شرط اول خداترسى را از دست داده است؛ یعنى برخى صفات خدا را منكر شده است و خداشناسى او ناقص است و به خداوندى كه جامع صفات كمال است باور ندارد. چنین فردى به كفر نزدیك است و اگر ایمنى او به سبب غفلت نباشد و به سبب انكار اوصاف جلاله پروردگار باشد او را نمى‏توان مؤمن نامید.

كسى كه خود را از مكر خدا در امان مى‏بیند در خسران است:

أفأمنوا مكر اللَّه فلا یأمن مكر اللَّه الا القوم الخاسرون (167)

آیا از مكر خدا خود را ایمن دانستید؟ با آن كه جز مردم زیانكار كسى خود را از مكر خدا ایمن نمى‏داند.

مقصود از مكر چیست؟ مكر رساندن ضرر یا امرى ناخوشایند به دیگرى است در حالى كه او غافل است كسى كه به هر دلیل خود را در امان مى‏بیند و خوفى در دل ندارد و درصدد عمل بر نمى‏آید و جلب رضاى خدا نمى‏كند. چنین فردى ممكن است هر لحظه مشمول عذاب خداوند واقع شود و انتقام الهى او را در بر گیرد و چون خود را در ایمنى مى‏بیند از این عذاب و انتقام نیز غافل است و چاره‏اى براى رهایى از آن نمى‏اندیشد. در نتیجه وقتى عذاب خداوند بر او نازل شود دچار خسران ابدى مى‏شود و تنها اگر خداوند به او لطف نماید، شاید وسیله تذكر و تنبه را براى و فراهم مى‏آورد. از امام صادق(ع) روایت شده است كه:

اذا اراد اللَّه عزوجل بعبد خیراً فأذنب ذنباً تبعه بنقمة و یذكره الاستغفار؛ (168)

هر گاه خداوند براى بنده‏اى نیكى خواهد پس چون آن بنده گناه كند در پى آن گناه او مصیبتى مى‏رساند و طلب آمرزش را به یاد او مى‏آورد.

اگر بنده این لطف الهى را قدر داند و آمرزش طلبد نجات مى‏یابد و اگر باز هم غفلت او را فرا گیرد و از راه صواب خود باز نگردد، بر جرم و گناه خود افزوده است. هر گاه بنده‏اى گناه كند و حادثه و مصیبتى در زندگى او رخ ندهد، باید اندیشناك شود؛ چرا كه ممكن است خداوند او را مهلت داده باشد تا بار گناه خویش را سنگین‏تر كند. چنان كه در قرآن كریم آمده است:

و لا یحسبن الذین كفروا انما نملى لهم خیر لانفسهم انما نملى لهم لیزدادوا اثماً عذاب مهین؛ (169)

و البته نباید كسانى كه كافر شده‏اند تصور كنند این كه به ایشان مهلت مى‏دهیم براى آنان نیكوست؛ ما فقط به ایشان مهلت مى‏دهیم تا بر گناه خود بیفزاید و آن گاه عذابى خفت آور خواهند داشت.

از همین روست كه امیرالمؤمنین(ع) ما را این گونه موعظه مى‏فرمایند:

یابن آدم اذا رأیت ربك سبحانه یتابع علیك نعمه و انت تعصیه فاحذره؛ (170)

اى پسر آدم! چون دیدى پروردگارات نعمت‏هایش را پى در پى به تو مى‏رساند و تو او رإ؛ذذّّ نافرمانى مى‏كنى، از او بترس.

احساس ایمنى از مكر خدا، مانع كمال انسان است و احساسى مذموم است؛ زیرا خوف را به كلى از دل زایل مى‏كند. ولى حالت اطمینان، بسیار پسندیده است و كسى كه چنین حالتى ندارد دچار اضطراب مى‏شود؛ یعنى خوف او از حد مفید و سودمند تجاوز مى‏كند و از چیزهایى مى‏ترسد كه نباید ترسید و عقل سلیم آنها را ترسناك نمى‏داند. اطمینان نیز در صورتى حاصل مى‏شود كه شخص، دفع ضررها و مقابله با چیزهاى ترسناك را امكان‏پذیر بداند. كسى كه به لطف، رحمت و مغفرت خداوند باور دارد و امید را در دل خود زنده نگاه مى‏دارد به اطمینان مى‏رسد.


پى‏نوشتها

150 - احزاب، 39.

151 - احزاب، 37.

152 - آل عمران، 175.

153 - توبه، 13.

154 - طه، 1 - 3.

155 - اعلى، 10 - 9.

156 - نازعات، 45.

157 - نازعات، 45.

158 -نهج‏البلاغه، خطبه 160.

159 -نهج‏البلاغه، نامه 45.

160 -نهج‏البلاغه، نامه 59.

161 - مؤمنون، 61 - 57.

162 - توبه، 18.

163 - یس، 11.

164 - ملك، 12.

165 - نازعات، 41 - 40.

166 - بینه، 8 - 7.

167 - اعراف، 99.

168 - سفینة البحار، ج 1، ص 442.

169 - آل عمران، 178.

170 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 25.

درباره وبلاگ

این بلاگ دارای مطالب مذهبی، کتب اسلامی، اعجاز قرآن، ترتیل و تلاوت قرآن کریم، دانلود های رایگان اسلامی، تصاویر اسلامی، معلومات در باره امامان و پیامبران، احادیث، اذکار و غیره مطالب به در بخور میباشد.
مدیر وبلاگ : نجیب الله ارغستانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر تان بهترین دین كدام است؟





نویسندگان

Najeeb ullah