تبلیغات
نور جاویدان - ُشكر
نور جاویدان
کامیابی دنیوی و اخروی در اسلام و فقط و فقط اسلام

50 دلیل برای رد مسیحیت

 

این نام کتابی می باشد که شما مسلمانان میتوانید با خواندن ان در یابید که مسیحیت چه مشکلات اساسی دارد . در این کتاب به صورت در باره ی دین مسیحیت بحث شده است . امیدوارم با خواندن ان به معلومات خود بافزایید. من این کتاب را برای شما اینجا قرار دادم و می توانید به راحتی دانلود کنید.

50 دلیل برای رد مسیحیت( دانلود)

 

 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

شكر

شكر حالتى نفسانى است كه در نتیجه معرفتى خاص حاصل مى‏شود و رفتارى خاص را موجب مى‏گردد. معرفتى كه پدید آورنده این حالت نفسانى است، شناخت نعمت و نعمت دهنده و شناخت این حقیقت است كه این نعمت از سوى آن منعم عنایت شده است. شكر خداوند به این معناست كه بدانیم هر نعمتى كه به ما مى‏رسد از سوى خداست و هر چیز دیگرى كه واسطه رسیدن نعمت‏ها به ماست نیز به اراده خداوند واسطه رسیدن نعمت شده است. حالت روحى خاصى كه در اثر این معرفت حاصل مى‏شود شكر نامیده مى‏شود.

در این جا لازم است توضیحى درباره نعمت داده شود. از دیدگاه الهى هر چیز یا حالت یا حادثه‏اى كه بتوان از آن براى تقرب به خداوند استفاده كرد نعمت است. بنابراین نعمت بودن هر امرى، وابسته به نحوه روبرو شدن ما با آن امر است، همسر، فرزند، قدرت، امكانات رفاهى، موفقیت‏هاى زندگى، حوادث ناگوار و هر امر دیگرى در نظر فرد مؤمن، وسیله‏اى براى تقرب به خداوند، زیرا مؤمن هیچ یك از این امور را باعث غفلت قرار نمى‏دهد بلكه از آنها وسیله‏اى براى توجه، ذكر و اطاعت خداوند مى‏سازد مؤمن در برخورد با مصیبت صبر مى‏كند و به این وسیله رحمت خداوند و قرب او را براى خویش فراهم مى‏نماید. پیامبر اكرم(ص) هر گاه با امرى شادى آفرین مواجه مى‏شدند مى‏گفتند: الحمدللَّه على هذه النعمة و چون با امر ناخوشایند و غمگین كننده روبرو مى‏شدند مى‏گفتند الحمداللَّه على كل حال این روش پیامبر بزرگوار به ما نشان مى‏دهد كه هر حادثه‏اى چه خوشایند و چه ناخوشایند مى‏تواند وسیله نزدیك شدن به خداوند باشد؛ زیرا سپاسگزارى از پروردگار حاصلى جز نزدیكى به او ندارد.

پس از آن كه به نعمت و نعمت دهنده معرفت یافتیم، حالتى از خشنودى و شادمانى در درون خود حس خواهیم كرد، زیرا وقتى نعمتى به ما روى مى‏آورد و ما را به نزدیكى بیشتر به خداوند قادر مى‏سازد، مى‏دانیم كه خداوند اراده نموده است كه این نعمت به ما برسد. هیچ شادمانى و رضایتى بالاتر از این نیست كه احساس كنیم خداوند قادر متعال با همه عظمتش به ما كه بنده‏اى ناچیز هستیم توجه نموده است و ما را شایسته عنایت خویش شمرده است. این شادمانى، زمانى الهى است كه از اطلاع بر عنایت خداوند ناشى شده باشد و مقرب بودن امر شادى آور باعث شادمانى ما شده باشد. بسیارى از نعمت‏هاى الهى مى‏توانند موجب نزدیكى به پروردگار شوند و ما را شاد مى‏كنند؛ ولى اگر منشأ این شادمانى لذت و منفعت مادى آنها باشد و با خرسندى ناشى از تقرب به خداوند همراه نباشد، الهى نیست و ارتباطى با شكر خداوند ندارد.

خرسندى حاصل از پیش آمدن نعمتى الهى، وقتى خرسندى حقیقى است كه به بهره بردارى عملى از نعمت منجر شود و در عمل انسان آشكار گردد. بهره بردارى عملى به سه شكل صورت مى‏گیرد: اول آن كه فرد شاكر در قلب خود قصد كند به كمك نعمت خداوند اعمال خیر را انجام دهد و نعمت دهنده كه منعم را تحمید و تمجید كند و او را تعظیم نماید و سپاس گوید و به جمیع بندگان او احسان كند. دوم آن كه سپاس و تحمید و تمجید و تعظیم مقصود خویش را به زبان آورد و اعمالى همچون امر به معروف و نهى از منكر را انجام دهد. سوم آن كه از نعمت‏هاى الهى براى انجام طاعات و پرهیز از معاصى استفاده كند.

به هر یك از اشكال سه گانه بهره‏بردارى شكرآمیز از نعمت‏هاى خداوند نیز شكر گفته مى‏شود؛ همان طور كه به حالت روحى و نفسانى فرد به هنگام معرفت از نعمت و منعم حقیقى شكر گفته مى‏شود.

وقتى معناى شكر و پى‏آمدهاى آن را دانستیم، معناى مقابل آن را كفران است مى‏توانیم بیان كنیم. كفران وقتى صورت مى‏گیرد كه از نعمت بودن نعمت‏ها غافل باشیم و ندانیم كه این نعمت‏ها از سوى منعم حقیقى یعنى خداوند است. با آن كه از این كه نعمت‏هاى خداوند مى‏توانند موجب قرب به او شوند شادمان نشویم و از منعم سپاسگزارى زبانى و عملى نكنیم و از آنها براى انجام طاعات و ترك معاصى بهره نگیریم.

عوامل زمینه ساز شكر

با توجه به تعریف شكر و پى‏آمدهاى آن در قلب و زبان و جوارح انسان، مى‏توان عوامل زمینه ساز شكر را به دو دسته كلى تقسیم كرد: دسته اول عوامل نظرى و دسته دوم عوامل عمل ى هستند.

عوامل نظرى مربوط به آگاهى انسان است. شناخت خداوند و این كه همه نعمت‏ها از اوست، مهم‏ترین زمینه ساز احساس شكر و سپاسگزارى نسبت به نعمت‏هاى الهى است. شناخت نعمت‏ها دومین عامل مربوط به آگاهى است كه زمینه شكر را پدید مى‏آورد. سومین عامل زمینه ساز، عوامل یادآورى كننده و تذكر دهنده است. چه بسا انسان‏هایى كه به خداوند و نعمت‏هاى او آگاهند، ولى دچار غفلت مى‏شوند و وسایط رسیدن نعمت را مستقل مى‏پندارند. یادآورى فقر و ضعف خویشتن و دیگر مخلوقات و همچنین بازنگرى در عملكرد خود و حوادث زندگى، این تذكر را مى‏دهد كه بسیارى از حوادث زندگى مى‏توانسته‏اند موجب تقرب انسان شوند؛ مشروط بر آن كه تفسیر درستى از آنها صورت گرفته باشد.

عوامل عملى نیز به دو گروه تقسیم مى‏شوند: گروهى جنبه تربیتى و تحصیل ملكات زمینه ساز دارند و گروهى دیگر امكانات و شرایط خارجى ما هستند. گروه نخست ملكاتى همچون صبر و شكیبایى هستند. كسى كه نمى‏تواند در برابر مصائب صبور باشد و به زودى به شكایت از قضاى پروردگار زبان مى‏گشاید، هرگز نمى‏تواند رنج و زحمت اطاعت و عبادت خداوند را تحمل كند هرگز نمى‏تواند فرصت‏ها و امكانات فراهم آمده براى عبادت را قدر شناسد و با انجام طاعات و عبادات، شكر عملى این نعمت‏ها را به جاى آورد. همین طور اگر كسى در برابر گناهان ضعیف باشد و ناشكیبایى كند پیش آمدن صحنه گناه براى او نعمت نیست زیرا او نمى‏تواند از این فرصت وسیله‏اى براى نزدیكى به خداوند بسازد.

گروه دوم امكانات و شرایطى است كه پیرامون ماست. امكانات و شرایطى همچون صحت بدن و ثروت و قدرت كسى كه نگرش درستى به جهان دارد و به این امكانات و شرایط همچون نعمت‏هایى گذرا مى‏نگرد، مفید است زیرا او قادر است آنها را در جهت نزدیكى بیشتر به خداوند به كار گیرد.

اكنون كه عوامل زمینه ساز شكر را شناختیم مى‏توانیم موانع سپاسگزارى از نعمت‏ها را این گونه معرفى كنیم: جهل نسبت به خداوند و نعمت‏هاى او غفلت از نعمت‏هاى الهى، نگرش نادرست به حوادث و امكانات و شرایط زندگى، نداشتن توان صبر و شكیبایى در برابر آلام و مسائب و صبر بر طاعات و معاصى.

یكى از عوامل بسیار شایع كه مانع شكرگزارى است، غفلت از نعمت‏هایى كه ما را فرا گرفته است از جمله نعمت‏هایى كه غفلت از آنها بسیار پیش مى‏آید، نعمت‏هایى است كه همواره و در همه حال با ماست و اكثر مردم از آنان بهره‏مند هستند. نعمت‏هایى همچون هوا و آب تازمانى كه در اختیار ما هستند از آنها غافل مى‏شویم و براى آنها سپاس نمى‏گوییم. سلامتى و اعضاء و جوارح سالم و طبیعى نیز، چون همیشه همراه و در اختیار انسان سالم هستند، از آنها غافل مى‏شویم و شكر خداوند را به جاى نمى‏آورد. یكى دیگر از عواملى كه انسان را غافل مى‏كند و نعمت‏ها را از یاد او مى‏برد، مقایسه خود با كسانى است كه نعمت‏هایى را در اختیار دارند كه او در اختیار ندارد. این مقایسه باعث مى‏شود همواره در اندیشه نقایص و كمبودها باشیم در حالى كه روش درست اندیشه این است كه احتمال دهیم اولا در اختیار نداشتن برخى از نعمت‏ها ممكن است خود نعمتى باشد كه خداوند به ما ارزانى داشته است، زیرا شاید اگر آن نعمت در اختیار ما بود قادر به شكرگزارى عملى و زبانى آن نبودیم ثانیا به جاى مقایسه خود با كسانى كه از نعمت‏هاى خاصى بهره‏مند هستند بهتر است دارایى‏هاى خود را به خاطر آوریم و خود را با كسانى كه از این نعمت‏ها محرومند مقایسه كنیم؛ آن گاه بر داشته‏هاى خود شاكر مى‏شویم و قدر آنها را مى‏دانیم.

امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرمایند:

و اكثر ان تنظر الى من فضلت علیه فان ذلك من ابواب الشكر؛ (205)

به كسى كه از او برترى، فراوان بنگر زیرا این كار درى به سوى سپاسگزارى است.

اقسام شكر

شكر نیز اقسامى دارد؛ گاهى با ستایش خداوند و گفتن الحمداللَّه تحقق مى‏یابد، چنان كه امام صادق(ع) فرموده‏اند:

شكر كل نعمة و ان عظمت ان تحمداللَّه؛ (206)

سپاس هر نعمتى هر چقدر بزرگ باشد، ستایش خداوند است.

و نیز فرموده‏اند:

و تمام الشكر قول الرجل: الحمدللَّه رب العالمین (207)

شكر كامل، گفتن الحمداللَّه رب العالمین است.

گونه دیگر شكرگزارى دورى گزیدن از گناه است؛ چنان كه امام صادق(ع) فرموده‏اند:

شكر النعمة اجتناب المحارم (208)

حتى اگر خداوند بر نافرمانى خود بیم نداده بود مطمئناً واجب بود به شكرانه نعمت‏هایش نافرمانى نشود.

شكل دیگر شكرگزارى خداوند عبادت است. عبادت پروردگار آن گونه كه آزادگان انجام مى‏دهند، به انگیزه سپاسگزارى از نعمت‏هاى اوست:

و ان قوما عبدواللَّه شكرا فتلك عبادة الاحرار؛ (209)

و گروهى خداوند را براى سپاس پرستیدند و این پرستش آزادگان است.

آثار شكر

آثار شكر دو دسته است: دسته مربوط به روابط انسان با انسان‏هاى دیگر است و دسته‏اى به رابطه انسان و خداوند ارتباط دارد.

شكرگزارى از نعمت‏هاى خداوند، عادت و حالتى در نفس انسان پدید مى‏آورد كه همواره مى‏تواند نعمتى‏هایى را كه در اختیار او قرار مى‏گیرد بشناسد و با شناخت نعمت‏ها، مجارى رسیدن آنها به خود را شناسایى كند. این ویژگى موجب مى‏شود فرد مؤمن، سپاسگزارى از انسان‏هایى كه مجارى رسیدن خیرى به او بوده‏اند را فراموش نكند و در هر سپاسگزارى دو نكته را در نظر آورد: اول آن كه سپاسگزارى از واسطه‏ها در واقع سپاسگزارى از خداست و دوم این كه همواره به اقتضاى ایمان توحیدى خویش مى‏داند كه واسطه‏ها همه به اراده خداوند مجراى رسیدن نعمت به او بوده‏اند

و از خود هیچ گونه استقلالى ندارند.

سپاسگزارى از انسان‏هاى دیگر وقتى با این دو آگاهى همراه باشد از شائبه دورویى پیراسته خواهد زیرا سپاسگزارى انسان مؤمن به انگیزه تملق و چاپلوسى نیست. انسان چاپلوس به انگیزه جلب نظر و كسب منافع بیشتر به بندگان خدا روى مى‏آورد و آنها را مى‏ستاید و سپاس مى‏گوید؛ ولى انسان مؤمن براى بندگان هیچ قدرتى در افزودن و كاستن نعمت‏ها نمى‏شناسد و براى تلاش خود نیز استقلالى در جلب محبت و نظر دیگران قایل نیست. اثر اجتماعى دیگر عادت به سپاسگزارى آن است كه شكرگزارى از دیگران با انگیزه الهى، مشوق دیگران در كارهاى خیر است و به گسترش فضاى نیكوكارى در اجتماع كمك مى‏كند.

دسته دوم از آثار شكرگزارى مربوط به رابطه انسان با خداست. شكرگزارى از خداوند توفیقى است كه به لطف خداوند نصیب انسان مى‏شود و خود شكر دیگرى را مى‏طلبد. اگر انسان شاكر به این نعمت مضاعف آگاه باشد، محبت خدا در دلش افزون مى‏شود و شكر دیگرى مى‏گوید و ذكر خدا در دل او زنده مى‏ماند.

شكرگزارى موجب افزایش نعمت مى‏شود و افزایش نعمت نیز شكرى دیگر را اقتضا مى‏كند و محبت خدا را در دل بنده استقرار بیشترى مى‏بخشد، زیرا هر نعمت نشانه عنایت محبوب حقیقى به محب است و محب چون از عنایت محبوب با خبر شود بیشتر مشتاق او مى‏گردد. خداوند تبارك و تعالى فرمود:

لئن شكرتم لا زیدنكم؛ (210)

اگر واقعا سپاسگزاى كنید نعمت شما را افزون خواهم كرد.

پیامبر بزرگوار فرموده‏اند:

ما فتح اللَّه على عبد باب الشكر فخزن عنه باب الزیادة؛ (211)

خداوند در سپاسگزارى را بر بنده‏اى نگشود كه در افزایش به رویش بسته شود.

امیرالمؤمنین(ع) نیز عباراتى نزدیك به همین حدیث را فرموده‏اند از جمله درنهج‏البلاغه آمده است:

من اعطى الشكر لم یحرم الزیاده؛ (212)

كسى كه سپاس عطا شد از افزایش محروم نمى‏ماند.

این اثر تكوینى، یعنى افزایش كه به اراده خداوند صورت مى‏گیرد، اثر تربیتى بزرگى دارد كه همان افزایش محبت بنده به خداوند منعم است.

یكى از آثار شكرگزارى، تكمیل و استمرار نعمت است، و كفران یا كمى شكر، موجب ناقص ماندن و عدم استمرار نعمت است. امام على فرموده‏اند:

اذا وصلت الیكم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاها بقلة الشكر؛ (213)

چون طلیعه نعمت‏ها به شما رسید، با ناسپاسى دنباله آن را مبرید.

امام صادق(ع) فرموده‏اند:

اشكر من انعم علیك، و انعم على من شكرك فانه لا زوال للنعماء اذا شكرت و لا بقاء اذا كفرت. الشكر زیادة فى النعم و امان من الغیر؛ (214)

هر كس بر تو انعام كرد، او را شكرگزار و بر هر كس كه تو را شكر گزارد انعام كن، زیرا نعمت‏ها را چون سپاس گویى زایل نمى‏شوند و چون كفران كنى باقى نمانند. شكر موجب افزایش نعمت‏ها و ایمنى از دگرگونى آنهاست.

این اثر نیز پى‏آمدى تربیتى دارد كه مشابه تأثیر تربیتى افزایش نعمت است یعنى موجب افزایش محبت بنده به پروردگار مى‏شود.

یكى از آثار سپاسگزارى از خداوند، مصونیت از عذاب خداست. خداوند فرموده است:

و لئن كفرتم ان عذابى لشدید؛ (215)

و اگر ناسپاسى كنید، قطعا عذاب من سخت خواهد بود.

همچنین فرمود:

ما یفعل اللَّه بعذابكم ان شكرتم و آمنتم و كان اللَّه شاكراً علیماً؛ (216)

اگر سپاس گزارید و ایمان آورید خدا مى‏خواهد با عذاب شما چه كند؟ خداوند همواره سپاس‏پذیر داناست.


پى‏نوشتها

205 -نهج‏البلاغه، نامه 69.

206 - جامع السعادات، ج 3، ص 236.

207 - همان.

208 - اصول كافى، ج 2، كتاب الایمان و الكفر، باب الشكر، حدیث 10.

209 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 290.

210 - ابراهیم، 7.

211 - اصول كافى، ج 2، باب الشكر.

212 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 135.

213 - همان، كلمات قصار، 13.

214 - جامع السعادات، ج 3، ص 241.

215 - ابراهیم، 7.

216 - نساء، 147.

درباره وبلاگ

این بلاگ دارای مطالب مذهبی، کتب اسلامی، اعجاز قرآن، ترتیل و تلاوت قرآن کریم، دانلود های رایگان اسلامی، تصاویر اسلامی، معلومات در باره امامان و پیامبران، احادیث، اذکار و غیره مطالب به در بخور میباشد.
مدیر وبلاگ : نجیب الله ارغستانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر تان بهترین دین كدام است؟





نویسندگان

Najeeb ullah