تبلیغات
نور جاویدان - گناه
نور جاویدان
کامیابی دنیوی و اخروی در اسلام و فقط و فقط اسلام

50 دلیل برای رد مسیحیت

 

این نام کتابی می باشد که شما مسلمانان میتوانید با خواندن ان در یابید که مسیحیت چه مشکلات اساسی دارد . در این کتاب به صورت در باره ی دین مسیحیت بحث شده است . امیدوارم با خواندن ان به معلومات خود بافزایید. من این کتاب را برای شما اینجا قرار دادم و می توانید به راحتی دانلود کنید.

50 دلیل برای رد مسیحیت( دانلود)

 

 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

گناه

گناه یعنى سرپیچى از فرمان خدا، فرمان‏هاى خداوند گاهى فرمان انجام فعلى هستند و گاهى فرمان ترك یك فعل، گناهكار كسى است كه از این دستورات سرپیچى؛ یعنى افعالى را كه به آنها امر شده است ترك كند و افعالى را كه از آنها نهى شده است انجام دهد. خداوند به مصالح و مفاسد اعمال آگاه است و مى‏داند كدام فعل انسان را به هدف غایى خویش مى‏رساند و كدام عمل او را از رسیدن به هدف خلقت باز مى‏دارد. بنابراین همه اوامر الهى به اعمالى تعلق دارد كه از نظر اخلاقى داراى ارزش مثبت هستند و نهى خداوند همیشه از عملى است كه انسان را از هدف غایى دور مى‏كند. گناه، عصیان و مفاهیمى مانند آنها، همیشه به افعالى كه از نظر اخلاقى ارزش منفى دارند اشاره مى‏كنند. كسى كه مى‏خواهد در مسیر كمال باشد و زندگى اخلاقى و سعات بخشى داشته باشد، با اطمینان به علم و خیرخواهى خداوند، باید فرمان‏هاى او را راهنماى خویش قرار دهد و مطابق دستورات الهى عمل نماید.

در كتاب و سنت، اعمال بسیارى با عنوان گناه نام برده شده‏اند. هر گناه در هر عرصه از عرصه‏هاى زندگى كه باشد به رابطه انسان با خدا آسیب مى‏رساند. برخى از گناهان علاوه بر رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با خود یا دیگران را نیز آسیب مى‏رسانند. مثلا ظلم به دیگران، دزدى، غیبت و.. هم رابطه انسان با خدا را ضعیف مى‏كنند و هم به رابطه انسان با دیگران و اجتماع آسیب مى‏رسانند.

آثار گناه

1 - كیفر الهى

فرمان‏هاى خداوند محدوده‏هاى مجاز را از قلمروهاى ممنوع جدا مى‏كنند و راه رسیدن به كمال واقعى را نشان مى‏دهند. كسى كه در قلمروهاى ممنوع گام مى‏گذارد، گناهكار است و مهم‏ترین نتیجه‏اى كه از كار خود مى‏گیرد، محرومیت از كمال انسانى و قرب الهى است. در كتاب و سنت سخنان بسیارى درباره آثار سوء گناهان آمده است. براى بسیارى از گناهان، نتایج سوء و عذاب‏هاى اخروى ذكر شده است، ولى عبارات فراوانى نیز وجود دارد كه از گناه به طور كلى سخن گفته‏اند و آثار گناه را معرفى كرده‏اند. در قرآن كریم اطاعت و عصیان در برابر هم قرار دارند و آثار كاملا متفاوت آنها بیان شده است. خداوند در سوره نساء پس از بیان احكام ارث، از قوانین آن به عنوان حدود الهى یاد مى‏كند و آثار اطاعت عصیان را این گونه مى‏فرماید:

تلك حدود اللَّه و من یطع اللَّه و رسوله یدخله جنات تجرى من تحتها الانهار خالدین فیها و ذلك الفوز العظیم* و من یعص اللَّه و رسوله و یتعد حدوده یدخله ناراً خالداً فیها و له عذاب مهین؛ (226)

این‏ها مرزهاى الهى است و هر كس از خدا و پیامبر او اطاعت كند، خداوند وى را به باغ‏هایى درآورد كه همواره آب از زیر درختانش روان است جاودانه در آن مى‏مانند و این پیروزى بزرگى است* و هر كس نافرمانى خدا و پیامبر او را كند و از مرزهاى او تجاوز كند وى را در آتشى در آورد كه جاودانه در آن خواهد بود و براى او عذابى خوار كننده است.

امیرالمؤمنین(ع) نیز به تقابل اطاعت و عصیان و آثار متفاوت آنها این گونه اشاره كرده‏اند:

ان اللَّه سبحانه وضع الثواب على طاعته و العقاب على معصیته؛ (227)

خداى سبحان پاداش را در طاعت نهاده است و كیفر را برابر معصیت.

پاداش و كیفر اثر كلى اطاعت و عصیان است؛ ولى چرا خداوند به اطاعت پاداش مى‏دهد و به عصیان كیفر؛ مگر خداوند از عصیان بندگان زیان مى‏بیند و یا از اطاعت آنان سودى مى‏برد؟ پاسخ براى كسى كه خدا و اوصاف او را بشناسد و بر مطلق بودن كمال او آگاه باشد روشن است. با وجود این در قرآن و روایات معصومین پاسخ این پرسش داده شده است.

ان احسنتم احسنتم لا نفسكم و ان أسأتم فلها؛ (228)

اگر نیكى كنید به خود نیكى كرده‏اید و اگر بدى كنید به خود بد نموده‏اید.

امام على نیز فرمود:

فان اللَّه سبحانه و تعالى خلق الخلق حین خلقهم غنیا من طاعتهم، آمنا من معصیتهم لانه لا تضره معصیة من عصاه و لا تنفعه طاعة من اطاعه؛ (229)

خداى سبحان و متعال آفریدگان را آفرید در حالى كه از طاعتشان بى‏نیاز بود و از نافرمانى‏شان در امان، زیرا از نافرمانى گناهكار به او زیانى نمى‏رسد و از فرمانبردارى آن كه فرمانش سودى نمى‏برد.

با اختصاص پاداش به اعمال نیك و كیفر به اعمال بد، امكان حركت بندگان به سوى كمال و پرهیز از گناه بیشتر خواهد بود و اشتیاق به عمل صالح افزون خواهد شد. امام على فرق گذاردن میان نیكوكاران و گناهكاران را چنان مهم مى‏دانند كه سیاست حكومت اسلامى را بر همین اساس ترسیم مى‏كنند و خطاب به مالك اشتر مى‏فرمایند:

و لا یكونن المحسن و المسى‏ء عندك بمنزلة سواء فانّ فى ذلك تزهیداً لا هل الاحسان فى الاحسان و تدریبا لااهل الاساءة على الاساءة؛ (230)

مبادا نیكوكار و بدكردار در نظرت برابر باشند، زیراموجب كم شدن رغبت نیكوكار به نیكى است و بدكردار را به بدى وادار مى‏كند.

سود پاداش و كیفر خداوند نیز به بندگان مى‏رسد، در صورتى كه وعده پاداش و عذاب را باور كنند و از بیم كیفر ترك گناه كنند و به امید پاداش، طاعت پیشه كنند. امام زین العابدین خطاب به خداوند این گونه مناجات مى‏كند:

اللهم ارزقنا خوف عقاب الوعید و شوق ثواب الموعود حتى نجد لذة ما ندعوك به و كابة ما نستجیرك منه؛ (231)

خداوندا! ما را هراس كیفرى كه از آن بیم داده‏اى و اشتیاق پاداشى كه به آن وعده داده‏اى روزى كن تا لذت آن چه را از تو خواهانیم دریابیم و اندوه آن چه از آن به تو پناه مى‏بریم بیابیم.

امیرمؤمنان على(ع) مى‏فرمایند:

خداوند پاداش را در طاعت و كیفر را بر معصیت قرار داد تا بندگان خود را از عذابش برهاند و آنان را به بهشت در آورد. (232)

اگر كسى وعده پاداش و كیفر را باور نكند، جز زیان چیزى نصیب او نخواهد شد، زیرا كفر او به عصیان مى‏انجامد و روزى خواهد رسید كه پشیمان خواهد بود:

یومئذ یود الذین كفروا و عصواالرسول لو تسوى بهم الارض؛ (233)

آن روز قیامت، كسانى كه كفر ورزیده‏اند، و از پیامبر نافرمانى كرده‏اند آرزو مى‏كنند كه‏اى كاش با خاك یكسان مى‏شدند.

گناه موجب استحقاق كیفر الهى است. وعده‏هاى عذاب و كیفر گناهكاران در قرآن و احادیث بسیار است و در آینده به ذكر آنها خواهیم پرداخت. اكنون آثار دیگر گناه را یاد مى‏كنیم كه نشان مى‏دهد چگونه است كه گناهكار در آخرت سپرى در برابر عذاب خدا ندارد.

2 - نابودى اعمال

از امام صادق(ع) روایت شده است:

جدوا و اجتهدوا و ان لم تعملوا فلا تعصوا فان من یبنى ولا یهدم یرتفع بنائه و ان كان یسیراً و من بنى و یهدم یوشك ان لا یرتفع بنائه؛ (234)

تلاش و كوشش كنید درعمل صالح و اگر عمل صالح نمى‏كنید گناه نكنید، زیرا كسى كه بنا را مى‏سازد و خرابش نمى‏كند ساختمان او هر چند اندك بالا مى‏رود و كسى كه بنا را مى‏سازد و خراب مى‏كند بنایى ندارد.

كسى كه گناه مى‏كند ساخته خود را تخریب مى‏كند و كشته خود را مى‏سوزاند دست او از همه چیز خالى است و سپرى ندارد كه او را از عذاب نگاه دارد. رسول خدا(ص) فرمود: كسى كه سبحان اللَّه بگوید خداوند در بهشت درختى براى او مى‏كارد مردى برخاست و عرض كرد: پس ما درختان زیادى در بهشت داریم. پیامبر فرمودند: آرى ولى مبادا كه آتشى به سوى آنها روانه كنید و همه را بسوزانید.

3 - عدم قبولى اعمال

گناه اعمال صالح گذشته را نابود مى‏كند یعنى آثار اعمالى را كه مورد قبول خداوند بوده‏اند از بین مى‏برد. برخى از گناهان علاوه بر این اثر سوء، مانع قبولى اعمال دیگر مى‏شوند. پیامبر اكرم(ص) فرمود:

ان للَّه ملكا ینادى على بیت المقدس كل لیلة: من اكل حراماً لم یقبل اللَّه منه صرفاً و لا عدلا؛ (235)

خداوند فرشته‏اى داردكه هر شب بر افراز بیت المقدس ندا مى‏دهد، كسى كه حرامى بخورد خداوند هیچ عمل واجب یا مستحبى را از او نمى‏پذیرد.

پذیرفته نشدن اعمال از آن روست كه انسان گناهكار تا زمانى كه بر گناه خود اصرار مى‏كند و یا به فكر جبران خطاى خود بر نیامده است از دایره تقوا بیرون است خداوند در قرآن كریم فرموده است:

انما یتقبل اللَّه من المتقین؛ (236)

خدا فقط از تقوا پیشگان مى‏پذیرد.

در روایات نیز بر اهمیت ورع و تقوى در قبول اعمال تأكید شده است. پیامبر اكرم(ص) فرمودند:

و لو صلیتم حتى تكونوا كالا و تاد، وصمتم حتى تكونوا كالحنا یا لم یقبل اللَّه منكم الا بورع حاجز؛
(237)

اگر آن قدر نماز گزارید كه چون میخ‏هاى كوبیده بر زمین شوید و آن قدر روزه بگیرید كه چون چوب‏هاى تراشیده ضعیف گردید، خدا از شما نمى‏پذیرد مگر با ورع باز دارنده از گناه.

4 - محرومیت از عمل صالح

هر عمل صالح كه در نزد خداوند پذیرفته شود و عاملى همچون گناه آن را نسوزاند، انسان را رشد مى‏دهد و به كمال نزدیك مى‏كند. توفیق انجام اعمال صالح و حفاظت آنها، براى هر كسى پدید نمى‏آید. لطف خداوند در دادن توفیق عمل صالح، شامل كسانى است كه از گناه پرهیز مى‏كند. امام صادق(ع) فرموده‏اند:

ان الرجل یذنب فیحرم صلوة اللیل و ان عمل السیى اسرع فى صاحبه من السكین فى الحم؛ (238)

همانا شخص گناهى مى‏كند و در اثر آن از نماز شب محروم مى‏شود و تأثیر كار بد در عامل آن از تأثیر كارد در گوشت سریع‏تر است.

5 - عدم استجابت دعا

یكى از آثار گناه، عدم استجابت دعاست. انسان گناهكار خدا را نافرمانى كرده است و دعوت پروردگار به صلاح و نیكى را نپذیرفته است؛ پس چگونه انتظار دارد كه خدا دعاى او را مستجاب نماید؟ در روایت آمده است: روزى گذار حضرت موسى (ع) به یكى از اصحابش افتاد كه در حال سجده بود. هنگامى كه بازگشت باز همان شخص را در سجده دید فرمود: اگر حاجت تو به دست من بود آن را برآورده مى‏كردم. خداوند به موسى وحى كرد كه: اى موسى اگر آن قدر سجده كند كه گردن او بشكند، باز هم از او نمى‏پذیرم تا از آن چه مرا ناخوشایند است رو گرداند و به آن چه دوست دارم رو آورد. (239)

در روایات، گناهان خاصى معرفى شده‏اند كه مانع برآورده شدن دعا هستند. تعدى به حقوق دیگران، گناهى است كه از استجابت دعا جلوگیرى مى‏كند.

امیرالمؤمنین(ع) فرموده‏اند كه خداوند به حضرت عیسى فرمود:

انى لا استجیب لا حد منهم بنى اسرائیل و لاحد من خلقى لدیهم مظلمة (240)

دعاى هیچ یك از بنى اسرائیل و هیچ یك از آفریدگانم را كه حقى از دیگران بر گردن دارد، برآورده نمى‏كنم.

امام صادق(ع) نیز فرموده‏اند:

من سره ان یستجاب دعاؤه فلیطب مطعمه و كسبه؛ (241)

كسى كه چون دعایش برآورده شود شادمان مى‏شود باید اگر این شادمانى را طالب است خوراك و درآمدش را پاكیزه از حرام سازد.

6 - محرومیت از روزى و نعمت

یكى از آثار گناه كه در زندگى دنیوى آشكار دیده مى‏شود، محرومیت از نعمت‏ها و تنگى روزى است. امام صادق(ع) مى‏فرمایند:

ان الذنب یحرم العبد الرزق؛ (242)

گناه بنده را از روزى محروم مى‏سازد.

در روایت دیگرى از امام باقر(ع) نقل شده است:

ان اللَّه قضى قضاه حتما لا ینعم على العبد بنعمة فیسلبها ایاه حتى یحدث العبد ذنبا یستحق بذلك النقمه؛ (243)

خداوند حكم قطعى و حتمى فرموده كه نعمتى را كه به بنده‏اى مرحمت فرموده از او باز نگیرد، مگر زمانى كه گناهى كند كه مستحق كیفر گردد.

امیرالمؤمنین(ع) نیز فرموده‏اند:

و ایم اللَّه ما كان قوم قط فى غض نعمة من عیش فزال عنهم الا بذنوب اجترحوها، لان اللَّه لیس بظلام للعبید؛ (244)

به خدا سوگند هرگز مردمى زندگانى خرم و نعمت فراهم را از كف ندادند مگر به كیفر گناهى كه انجام دادند، زیرا خدا بر بندگان ستمكار نیست.

7 - نزول بلا

گناه موجب نزول بلا و نكبت بر فرد و اجتماع گناهكار است. امام باقر فرمودند:

ما من نكبة تصیب العبد الا بذنب و ما یعفوااللَّه عنه اكثر؛ (245)

هیچ رنج و مصیبتى به بنده نمى‏رسد مگر به سبب گناهى و تازه آن چه را خدا مى‏بخشاید بیشتر است.

مقصود از این عبادت، این است كه هر گناهى مى‏تواند موجب رنج و مصیبت براى گناهكار باشد ولى خداوند به رحمت خود، بسیارى از گناهان را مى‏بخشاید و در اثر آنها مصیبتى نازل نمى‏فرماید.

امام موسى كاظم(ع) مى‏فرمایند:

حق على اللَّه ان لا یعصى فى دار الا اضحاها للشمس حتى تطهرها؛ (246)

بر خدا سزاوار است كه هر خانه‏اى را كه در آن نافرمانى خدا مى‏شود خراب كند تا خورشید بر آن بتابد و پاكش كند.

قرآن كریم نیز از امت‏هایى یاد مى‏كند كه از نعمت خداوند برخوردار بودند و در اثر گناه، آن نعمت‏ها از آنان گرفته شد و هلاك شدند.

الم یرواكم اهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الارض مالم نمكن لكم و ارسلنا السماء علیهم مدرارا و جعلنا الانهر تجرى من تحتهم فاهلكنهم بذنوبم و انشانا من بعدهم قرنا أاخرین؛ (247)

آیا ندیده‏اید كه پیش از آنان چه بسیار امت‏ها را هلاك كردیم امت‏هایى كه در زمین به آنان امكاناتى دادیم كه براى شما آن امكانات را فراهم نكرده‏ایم و باران‏هاى آسمان را پى در پى بر آنان فرو فرستادیم و رودها را از زیر شهرهاى آنان روان ساختیم. پس ایشان را به سزاى گناهانشان هلاك كردیم و پس از آن نسل‏هاى دیگرى پدید آوردیم.

امیرمؤمنان على(ع) نیز فرموده‏اند:

و احذروا ما نزل بالامم قبلكم من المثلات بسوء الافعال و ذمیم الاحوال؛ (248)

از كیفرهایى كه بر سر امت‏هاى پیشین به سبب اعمال ناشایست و كارهاى نكوهیده آمد بپرهیزید.

در این عبارت نیز بیان شده است كه چگونه زشت‏كارى و گناه موجب كیفر دیدن امت‏ها مى‏شود.

8 - بیمارى دل و انكار حقایق

یكى از آثار گناه تیرگى دل است.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود:

لا وجع اوجع للقلوب من الذنوب؛ (249)

دردى درناك‏تر از گناه براى دل نیست.

امام باقر(ع) نیز فرمودند:

ما من عبدالا و فى قلبه نكتة بیضاء فاذا اذنب ذنبا خرج من النكتة نكتة سوداء فان تاب ذهب ذلك السواد و ان تمادى فى الذنوب زاد ذلك السواد حتى یغطى البیاض فاذا غطى البیاض لم یرجع صاحبه الى الخیر ابدا و هو قوله تعالى: كلا بل ران على قلوبهم ما كانوا یكسبون (250)

در قلب هر بنده‏اى نقطه سفیدى وجود دارد. چون گناهى كند نقطه سیاهى از آن سفیدى خارج مى‏شود. اگر توبه كند آن سیاهى برطرف مى‏شود و اگر در گناه فرو رود و ادامه دهد سیاهى قلب زیاد مى‏شود تا این كه تمام سفیدى قلب را مى‏پوشاند. هر گاه سفیدى پوشیده گردد چنین قلبى هیچ گاه به خیر باز نخواهد گشت. این معناى فرموده خداوند است كه نه چنین است بلكه آن چه مرتكب مى‏شدند زنگار بر دلهایشان بسته است.

امام باقر(ع) آیه چهاردهم سوره مطففین را یادآور شده‏اند و در قرآن كریم پیش از این ایه خداوند فرموده است:

ویل یومئذ للمكذبین* الذین یكذبون بیوم الدین* و ما یكذب به الا كل معتد اثیم* اذا تتلى علیه أایتنا قال اسطیر

الاولین (251)

در این آیات از كسانى سخن رفته است كه آیات خداوند و روز جزا را انكار مى‏كنند. ریشه این انكار نیز تجاوز از حدود الهى و گناه معرفى شده است.

9 - محرومیت از آمرزش

خداوند بخشاینده گناهان است. همه بندگان جز معصومین (ع) كم یا زیاد دچار خطا و گناه مى‏شوند. بنده‏اى كه پس از گناه استغفار كند آمرزیده مى‏شود، ولى آن كه بر گناه خود اصرار مى‏كند خود را از آمرزش الهى محروم مى‏سازد. او نمى‏اندیشد كه خداوند به او مهلت داده تا مگر توبه كند. گمان مى‏كند گناه او ضررى به او نمى‏رساند و به گناه ادامه مى‏دهد و به دعوت خداوند كه او را مى‏خواند تا بیامرزد بى‏اعتنایى مى‏كند.

یدعوكم لیغفر لكم من ذنوبكم و یؤخركم الى اجل مسمى؛ (252)

خداوند شما را مى‏خواند تا پاره‏اى از گناهانتان را ببخشاید و تا زمان معینى شما را مهلت دهد.

نتیجه این بى‏اعتنایى، محروم شدن از بخشایش پروردگار است. امام صادق(ع) فرمودند:

من هم بسیئة فلا یعملها، فانه ربما عمل العبد السیئة فیراه الرب فیقول و عزتى و جلالى لا اغفر لك بعد ذلك ابدا؛ (253)

كسى كه‏ آهنگ گناهى كرد باید از آن خوددارى كند، زیرا بسا كه بنده گناهى كند و پروردگار او را ببیند و بگوید: قسم به شكوه و جلالم كه پس از این دیگر تو را نیامرزم.

10 - ترس از مرگ

كسى كه به عاقبت گناه اندیشه كند و بداند كیفر دردناكى در انتظار گناهكاران است، طبیعى است كه از گناه بپرهیزد؛ ولى اگر علیرغم آگاهى از آخرت دردناك گناهكار باز هم گناه نماید بى‏شك از مرگ خویش هراسناك خواهد بود و ترجیح مى‏دهد كه به مرگ نیاندیشد. زیرا زندگى پس از مرگ را براى خود زندگى‏اى دهشتناك خواهد دید. هراس از مرگ براى كسى كه به عمل صالح روى مى‏آورد مبارك است و براى كسى كه بر خطا و گناه خویش باقى مى‏ماند رنج آور و مایه تلخى زندگى است.

امیرالمؤمنین(ع) در مواعظ خویش فرموده‏اند:

لا تكن من... یكره الموت لكثرة ذنوبه و یقیم على ما یكره الموت من اجله؛ (254)

از آنان مباش... كه مرگ را خوش نمى‏دارند چون گناهشان بسیار است و به چیزى كه به سبب آن مرگ را خوش نمى‏دارند یعنى به گناه ادامه مى‏دهند.

علت گناه

منشأ گناه را مى‏توان جهل، غفلت و شهوت معرفى كرد. كسى كه به خدا و فرامین او آگاه نیست یا از روز جزا و كیفر گناه بى‏خبر است گناه مى‏كند همین طور كسى كه به این امور آگاه است ولى دچار غفلت مى‏شود. انسان جاهل و غافل، عوامل بازدارنده از گناه را از دست مى‏دهد و مرتكب گناه مى‏شود. شهوت عاملى است كه گناه را در دل و ذهن انسان زینت مى‏دهد و موجب فراموشى و غفلت مى‏گردد. كسى كه در اثر شهوت، انگیزه‏اى قوى براى ارتكاب گناه یافته باشد، معرفت خود به خدا و قیامت و احكام الهى را مزاحم اطفاء شهوت خویش مى‏یابد و به طور ناخودآگاه آن معرفت را از ذهن خویش دور مى‏كند و ترجیح مى‏دهد به آن اندیشه نكند. رفته رفته حالت غفلت بر او عارض مى‏شود و به كمك توجیهات شیطانى، گناه بودن معاصى را انكار یا فراموش مى‏كند و رو به گناه مى‏آورد.

امیرمؤمنان على(ع) فرمودند6

لا تكن ممن... ان عرضت له شهوة اسلف المعصیه و سوف التوبه، ان عرفه محنة انفرج عن شرایط الملة؛ (255)

از آنان مباش... كه چون شهوتى پیش آید گناه را مقدم مى‏دارد و توبه را به آینده وا مى‏گذارد و چون رنجى بدو رسد از راه شرع بیرون مى‏شود.

این سخن امام على نشان مى‏دهد كه حداقل برخى از گناهكاران به سبب ناشكیبایى در برابر خواسته‏هاى نفسانى به گناه مبتلا مى‏شوند و كسى كه تاب مقاومت در برابر شهوات راندارد، تاب رنج‏هاى دیندارى و تبعت از شرع را نیز ندارد.

رذایل اخلاقى هر یك منشأ گناه یا گناهانى هستند.

امام امیرالمؤمنین(ع) فرموده‏اند:

الحرص و الكبر و الحسد دواع الى التقحم فى الذنوب؛ (256)

حرص و خودبینى و حسد، انگیزه‏هایى براى در افتادن به گناهان است.

رذائلى از این دست خود ریشه در دنیا پرستى و سوءظن به خدا دارند. كسى كه مى‏خواهد به گناه مبتلا نشود باید با ریشه‏هاى آن مبارزه كند، یعنى ملكات ناپسند را از نفس خود بزداید، و مبارزه با ملكات نفسانى در سایه عقاید صحیح و ایمان حقیقى به خداوند و صفات نیكوى او امكان‏پذیر است. از سویى نادرستى رابطه معرفتى انسان با خدا منشأ رذایل مى‏شود و از سوى دیگر رذایل نفسانى موجب گناه مى‏شود و به رابطه انسان و خدا آسیب مى‏رساند. این رذایل بزرگ‏ترین اثر سوء را بر رابطه انسان با خدا مى‏گذارند. این تأثیر سوء ناشى از همین رابطه دو سویه است. رذایل نفسانى روابط دیگر انسان را نیز تضعیف مى‏كنند كه درباره آنها سخن خواهیم گفت.

یكى از عومل بسیار مهم روى آوردن به گناه كوچك شمردن آن است. كسى كه گناهى را كوچك مى‏شمارد بر انجام آن گناه جرأت مى‏یابد و به هنگام ارتكاب آن گناه دچار احساس گناه نمى‏شود. در نتیجه به انجام آن گناه عادت مى‏كند و هر بار كه آن را مرتكب شو، آخرت خویش را تباه‏تر مى‏سازد از این روست كه سخت‏ترین گناه آن است كه گناهكار آن را كوچك شمارد: اشد الذنوب ما استهان به صاحبه (257)

و بر گناه خرد خود ایمن مباش شاید كه تو را بر آن عذاب كنند.

كسى كه گناهى را كوچك مى‏شمارد علاوه بر آن كه احتمال تكرار آن را افزایش مى‏دهد، بى‏دلیل خود را از كیفر آن گناه در امان دانسته است و این با خوف مثبت و سازنده در تنافى است.

گناه صغیر و كبیر

در این جا این سؤال پیش مى‏آید كه: اگر كوچك شمردن گناه، عملى نادرست است و گناهى كه كوچك شمرده شود خود بزرگ‏ترین گناه است، چگونه است كه گناه را به صغیره و كبیره تقسیم نموده‏اند؟ و آیا این تقسیم مورد تأیید قرآن و روایات هست؟

قرآن درباره گناهان بزرگ این گونه مى‏گوید:

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سیئاتكم و ندخلكم مدخلا كریماً؛ (258)

اگر از گناهان بزرگى كه از آن‏ها نهى شده‏اید دورى گزینید. بدى‏هاى شما را از شما مى‏زداییم، و شما را در جایگاهى ارجمند در مى‏آوریم.

چنان كه از این آیه پیداست، قرآن گناهان را به كبیره و غیر كبیره تقسیم مى‏كند و تفاوت آنها را در چگونگى بخشوده شدن و زدوده شدن آنها معرفى مى‏نماید. امام صادق(ع) نیز همین وجه تمایز را بیان فرموده‏اند:

الكبائر التى اوجب اللَّه علیها النار؛ (259)

گناهان كبیره آنهاست كه خدا دوزخ را براى آنها واجب ساخته است.

از این روایت پیداست كه بر گناه صغیر وعده دوزخ داده نشده است. ولى آیا گناهى كه بر آن وعده دوزخ داده نشده باشد كوچك است؟ آیا سرپیچى از فرمان خداوند كبیره است. یعنى گناهانى را به سبب شدت تأثیر تكوینى و قهرى آنها در شقاوت انسان و دورى از خدا كبیره نامیده‏اند و برخى دیگر گناهان را كه تأثیرشان در بعد از خداوند به این اندازه نیست. صغیره قلمداد نموده‏اند. این عنوان یعنى صغیره بودن نسبى منافاتى با بزرگى مطلق گناه ندارد. بنابراین هیچ گناهى كوچك نیست. جمع میان بزرگى مطلق گناهان و صغیره و كبیره بودن نسبى آنها در روایت پیامبر اكرم(ص) دیده مى‏شود:

لا تحقرن ذنبا و لا تصغرنه و اجتنب الكبائر فان العبد اذا نظر الى ذنوبه دمعت عیناه دما وقیحا یقول اللَّه تعالى یوم تجد كل نفس ما عملت من خیر محضرا و ما عملت من سوء تود لو ان بینها و بینه امداً بعیداً (260)

هیچ گناهى را خوار و كوچك مشمار و از گناهان كبیره بپرهیز، چون در روز قیامت بنده به گناهان خود مى‏نگرد از دو چشمش خون و چرك مى‏ریزد خداى متعال مى‏فرماید: روزى كه هر كس كارهاى نیك و بد خویش را حاضر شده مى‏یابد و آرزو مى‏كند كاش میان او و آن كارهاى بد فاصله‏اى دور بود.

 

درباره وبلاگ

این بلاگ دارای مطالب مذهبی، کتب اسلامی، اعجاز قرآن، ترتیل و تلاوت قرآن کریم، دانلود های رایگان اسلامی، تصاویر اسلامی، معلومات در باره امامان و پیامبران، احادیث، اذکار و غیره مطالب به در بخور میباشد.
مدیر وبلاگ : نجیب الله ارغستانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر تان بهترین دین كدام است؟





نویسندگان

Najeeb ullah