تبلیغات
نور جاویدان - رضا
نور جاویدان
کامیابی دنیوی و اخروی در اسلام و فقط و فقط اسلام

50 دلیل برای رد مسیحیت

 

این نام کتابی می باشد که شما مسلمانان میتوانید با خواندن ان در یابید که مسیحیت چه مشکلات اساسی دارد . در این کتاب به صورت در باره ی دین مسیحیت بحث شده است . امیدوارم با خواندن ان به معلومات خود بافزایید. من این کتاب را برای شما اینجا قرار دادم و می توانید به راحتی دانلود کنید.

50 دلیل برای رد مسیحیت( دانلود)

 

 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

رضا

رضا حالتى نفسانى و به معناى خشنودى از قضاى الهى است زیرا قضاى خداوند، تحقق اراده محبوب است و محب، اراده محبوب را بر اراده خویش مقدم مى‏دارد. كسى كه به مقام رضا برسد نه تنها به قضاى پروردگار اعتراضى نمى‏كند، بلكه از آن خشنود است برخلاف انسان صابر كه ممكن است در باطن از مصیبت‏ها ناخشنود باشد ولى خود را از اعتراض باز دارد. بنابراین مى‏توان گفت صبر ترك اعتراض ظاهرى است ولى رضا ترك اعتراض است ظاهرا و باطنا.

رضا نحوه برخورد مؤمن با قضاى الهى است ولى شكر نحوه برخورد مؤمن بانعمت پروردگار است. بسا كه قضاى الهى در نزد مؤمن نعمت انگاشته شود؛ چرا كه قضاى الهى براى مؤمن وسیله قرب است، هر چند به ظاهر مطلوب نباشد.

منشأ رضا

همه موجودات و همه وقایع از خداوند صادر شده است و خداوند حكیم و خیر است. نظام هستى نیز نظام احسن و اصلح است و آن چه بر انسان مؤمن مى‏گذرد مصلحت اوست كه خداوند براى او خواسته است. معرفت به این حقایق كافى است تا انسان بداند اعتراض به قضاى الهى، نادرست و خلاف عقل است. از امام صادق روایت شده است:

قال اللَّه عزوجل عبدى المؤمن لا اصرفه فى شى‏ء الا جعلته خیرا له فلیرض بقضائى...؛ (217)

خداوند فرمود بنده مؤمنم را به هر سو بگردانم براى او خیر است. پس باید به قضاى من راضى باشد...

كسى كه خداوند را این گونه بشناسد، مى‏تواند راضى به قضاى الهى باشد. از همین روست كه امام صادق(ع) فرموده‏اند:

ان اعلم الناس باللَّه ارضا هم بقضاءاللَّه؛ (218)

داناترین مردم به خدا راضى‏ترین آنها به قضاى خداست.

اگر چنین معرفتى به خداوند در اثر طاعت از پوردگار و انس با او با محبت همراه شود، رضایت از قضاى خداوند حاصل مى‏شود؛ زیرا محب، همه چیز محبوب را دوست دارد و اراده و فعل او را بر اراده و فعل خویش ترجیح مى‏دهد. قضاى الهى حتى اگر آزردگى جسم بنده مؤمن را پدید آورد، چون او مى‏داند كه این آزردگى ناشى از اراده و فعل محبوب است آن را خوش مى‏دارد؛ زیرا محبوب او حكیم و خیرخواه است و خداوند آن چه را براى مؤمن مقدر مى‏كند كه به مصلحت اوست. كسى كه رنج و درد جراحى را براى دست یافتن به سلامتى تحمل مى‏كند هیچ گاه از عمل طبیب آزرده خاطر نمى‏شود و حتى از او سپاسگزار است. حال تصور كنید كه طبیب، حكیمى بى‏خطا و محبوبى بى‏نظیر باشد؛ در این صورت رضایت از فعل او قطعى است.

محبت مؤمن به خداوند گاه چنان است كه قلب او آكنده از عشق به خدا مى‏شود و از هر چیز دیگرى جز توجه به محبوب غافل مى‏شود. او در چنین مواردى از هیچ پیش‏آمدى آزرده نمى‏شود و وقتى آزردگى پیش نیاید، محب حتى به نتایج بعدى قضاى پروردگار توجه نمى‏كند تا مصلحت بودن آن او را راضى سازد؛ بلكه فعل محبوب هر چه باشد خوشایند اوست و به آن راضى است. بنابراین رضا نتیجه ایمان و معرفت یقینى به خداوند و محبت اوست.

آثار رضا

رضا به قضاى الهى پیش از هر چیز آرامش و رضایت از زندگى را پدید مى‏آورد و از زیاده خواهى و اضطراب ناشى از آن جلوگیرى مى‏كند. امام صادق(ع) مى‏فرماید:

ان اللَّه بعدله و حكمته و علمه جعل الروح و الفرح فى الیقین و الرضا عن اللَّه - تعالى - و جعل الهم و الحزن فى الشك و السخط؛ (219)

خداوند به عدل و حكمت و علمش آسایش و شادمانى را در یقین و رضا از خداوند تعالى قرار داده و غم و اندوه را در شك و سخط نهاده است.

كسى كه چنین آرامشى داشته باشد، قلبى آماده براى عبادت خواهد داشت و در آخرت از عذاب خداوند ایمن و در رضوان او آسوده خواهد بود. در روایت آمده است كه پیامبر فرموده‏اند:

گروهى از امت من با بال‏هایى كه خداوند به آن‏ها مى‏دهد از گورهایشان به سوى بهشت پرواز مى‏كنند و از هر نعمتى كه بخواهند بهره مى‏گیرد. ملائكه از ایشان مى‏پرسند: آیا شما محاسبه شدید؟ آنان پاسخ مى‏دهند: محاسبه نشدیم. مى‏پرسند: آیا از صراط گذر كردید؟ پاسخ مى‏دهند: ما صراط را ندیدیم. مى‏پرسند: آیا جهنم را دیدید؟ مى‏گویند: نه مى‏پرسند در دنیا چگونه عمل كردید؟ پاسخ مى‏دهند به سبب دو ویژگى به این درجه رسیده‏ایم در خلوت معصیت خدا نكردیم و به قسمت اندك خود راضى بودیم. (220)

آسودگى آخرت، اثر دیگرى از آثار رضاست. در روایت آمده است:

من رضى من اللَّه عزوجل بالقلیل من الرزق رضى اللَّه عنه بالقلیل من العمل؛ (221)

كسى كه به روزى اندك راضى باشد، خداوند از او به سبب عمل اندك راضى مى‏شود.

كسى كه فقر را تحمل مى‏كند، اگر از خدا راضى باشد پاداش دریافت مى‏كند. در روایت آمده است:

اعطوا اللَّه الرضا من قلوبكم تظفروا بثواب فقركم و الا فلا؛ (222)

رضایت قلبى خود را به خدا دهید به پاداش فقرتان مى‏رسد و گرنه از فقرتان بهره نخواهید داشت.

رضا به قضاى الهى، به طور كلى پاداش الهى را در پى دارد؛ خواه رضا به فقر باشد و یا هر قضاى دیگرى. امام باقر(ع) فرموده‏اند:

من رضى بالقضاء اتى علیه القضاء و عظم اللَّه اجره؛ (223)

كسى كه به قضاى الهى راضى شود قضاى الهى بر او مى‏گذرد و خداوند پاداش او را بزرگ مى‏دارد.

یكى از آثار رضاى بنده از پروردگار، رضاى خدا از اوست. در روایت آمده است كه موسى به خدا عرض كرد: پروردگارا مرا به كارى راهنمایى كن كه رضاى تو در آن باشد. خداوند متعال فرمود: ان رضاى فى رضاك بقضایى (224) رضاى من، در رضاى تو به قضاى من است.

كسى كه به قضاى الهى راضى باشد، در شمار صدیقین قرار مى‏گیرد. از امام صادق(ع) روایت شده است:

عبدى المؤمن لا اصرفه فى شى الا جعلته خیراً له فلیرض بقضایى و لیصبر على بلایى و لیشكر نعمایى اكتبه یا محمد! من الصدیقین عندى؛ (225)

خداوند فرمود بنده مؤمنم را به هر سو بگردانم براى او خیر است. پس باید به قضاى من راضى باشد و بر بلاى من صبر كند و نعمت‏هاى مرا سپاسگزارد. اگر چنین كند اى محمد! او را در شمار صدیقین نزد خود ثبت مى‏كنم.

رضا به قضاى الهى آثار اجتماعى نیز دارد. این آثار از یك سو ناشى از آرامش حاصل از رضاست و از سوى دیگر ناشى از آن است كه فرد راضى به قضاى الهى در مواجهه با تقصیر و قصور افراد دیگر، مقابله خشم آلود و كینه جویانه نمى‏كند. ترك زیاده‏خواهى، اثر دیگر رضاست كه نتایجى اجتماعى در بردارد. كسى كه زیاده خواه نیست به حقوق دیگران تعدى نمى‏كند و مردم از آزار و اذیت او در امان هستند.

آیا رضاى به قضاى الهى با تلاش و دعا در تنافى است؟

رضا به قضاى الهى، خشنودى از هر چیزى است كه پیش مى‏آید و حوادث زندگى انسان را تشكیل مى‏دهد. ممكن است كسى بگوید: مؤمن اگر برخى پیش آمدهاى زندگى را مكروه نمى‏دارد و از وقوع آنها راضى است چرا دعا مى‏كند تا از او دفع بلا و بیمارى و فقر شود؟ آیا ممكن است گفته شود: رضا به قضاى الهى با تلاش براى رفع امورى همچون گناه و فقر و بیمارى از اجتماع سازگار نیست. پاسخ مشترك این دو اشكال، این است كه اولا همه تلاش‏ها و دعاها براى انسان مؤمن، اسبابى هستند كه خداوند اراده كرده است واسطه پدید آمدن مسببى خاص باشند.

استخدام این اسباب در واقع تسلیم شدن به سنت و اراده خدا و پذیرش یك قانون الهى در جریان یافتن امور است و اگر این مطلب را بپذیریم رضاى به قضاى الهى وقتى كامل است كه بنده مؤمن به سنن پروردگار نیز راضى باشد و اسباب را براى نیل به اهداف مورد رضاى خدا به استخدام آورد و نتیجه دعا و تلاش را هر چه باشد بپذیرد و از آن خشنود باشد؛ هر چند با گمان و پیش بینى او سازگار نباشد. اگر چه انسان در مقام رضا بر این باور است كه هر چه پیش مى‏آید به اراده خداوند است و مصلحت او را در بر دارد ولى به این نكته هم باور دارد كه هر پیش آمدى بنابر عللى مصلحت او را تأمین مى‏كند واز جمله علل و عوامل مؤثر در این مصلحت خود اوست یعنى ویژگى‏هاى فردى و شایستگى‏هاى او در نزد خداوند چنان است كه خداوند حوادثى خاص را براى او و به مصلحت او رقم مى‏زند. پس اگر او بكوشد و از خدا بخواهد كه شایستگى‏هاى بیشترى داشته باشد تا حوادثى دیگر و مناسب‏تر با تقرب او پیش ایند، از حالت رضا خارج نشده است. مثلا اگر كسى براى درمان بیمارى و رفع فقر دعا مى‏كند، بر این باور است كه در شرایط سلامت و غنا توانایى بیشترى براى عبادت و نزدیكى به خداوند خواهد داشت. چنین فردى در واقع دعا مى‏كند كه خود او شایسته فراهم آمدن شرایط مناسب‏تر گردد و در عین حال مى‏داند كه اگر او قادر به قدرشناسى و اغتنام فرصت‏ها و امكانات نباشد خداوند دعاى او را مستجاب نخواهد كرد و او بر این عدم استجابت راضى و خشنود خواهد بود.

از طرف دیگر سیره انبیاء و اولیا گواه است كه هیچ گونه تنافى میان دعا و رضا نیست؛ چرا كه معصومین از بالاترین مراتب رضا برخوردار بودند و در عین حال بسیار دعا مى‏كردند. آنان امر به معروف و نهى از منكر مى‏نمودند و در این راه جان خود را فدا مى‏كردند، در حالى كه از مقام رضا برخوردار بودند. علت این تلاش‏ها چیزى جز تسلیم بودن در برابر خداوند متعال و سنت و قانون او نیست.

در قرآن كریم و روایات نیز، مؤمنان به دعا و تلاش ترغیب شده‏اند؛ در حالى كه در همین قرآن و روایات درباره مقام رضا و فضیلت آن بسیار سخن گفته شده است. این خود بهترین دلیل بر عدم تنافى میان آنهاست، زیرا كه در كلام خداوند و معصومین تعارضى وجود ندارد و هیچ یك از پاره‏هاى وحى با هم در تنافى نیستند. پس باید معناى درست رضا و دعا را دریافت، همان گونه كه در قرآن و احادیث مورد نظر بوده و هست.


پى‏نوشتها

217 - اصول كافى، ج 2، باب الرضا بالقضاء.

218 - همان.

219 - جامع السعادات، ج 3، ص 204.

220 - محجة البیضاء، ج 8، ص 88.

221 - همان.

222 - همان.

223 - جامع السعادات، ج 3، ص 204.

224 - همان.

225 - اصول كافى، ج 2، باب الرضا بالقضاء.

درباره وبلاگ

این بلاگ دارای مطالب مذهبی، کتب اسلامی، اعجاز قرآن، ترتیل و تلاوت قرآن کریم، دانلود های رایگان اسلامی، تصاویر اسلامی، معلومات در باره امامان و پیامبران، احادیث، اذکار و غیره مطالب به در بخور میباشد.
مدیر وبلاگ : نجیب الله ارغستانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر تان بهترین دین كدام است؟





نویسندگان

Najeeb ullah