تبلیغات
نور جاویدان - موانع معرفت خدا
نور جاویدان
کامیابی دنیوی و اخروی در اسلام و فقط و فقط اسلام

50 دلیل برای رد مسیحیت

 

این نام کتابی می باشد که شما مسلمانان میتوانید با خواندن ان در یابید که مسیحیت چه مشکلات اساسی دارد . در این کتاب به صورت در باره ی دین مسیحیت بحث شده است . امیدوارم با خواندن ان به معلومات خود بافزایید. من این کتاب را برای شما اینجا قرار دادم و می توانید به راحتی دانلود کنید.

50 دلیل برای رد مسیحیت( دانلود)

 

 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

 موانع معرفت خدا

در مباحث قبل گفتیم كه عواملى همچون عادات ذهنى، خوف از مخالفت اجتماع و هراس از مسئولیت و محدودیت مانع شناخت حقیقت مى‏شود اكنون با تفصیل بیشترى به توضیح موانع این شناخت مى‏پردازیم.

1 - پیروى از هواى نفس

پیروى از هواى نفس به معناى مخالفت با فرمان عقل، شرع و یا وجدان اخلاقى است. هر گاه كسى آن چه را كه به واسطه نور عقل و یا هدایت شرع و وجدان اخلاقى خود نادرست مى‏داند انجام دهد قواى ادراكى و قوه عاقله او دچار ركود و ناتوانى مى‏شود و از درك حقایق و حتى روشن‏ترین حقیقت یعنى خداى عالم عاجز مى‏شود.

خداوند در آیه 23 از سوره مباركه جاثیه مى‏فرماید:

أفرءیت من اتخذ الهه هویه و اضله اللَّه على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشاوة فمن یهدیه من بعد اللَّه افلا تذكرون.

آیا دیدى و تعجب نمى‏كنى از كسى كه هواى خویش را معبود خود قرار داد در حالى كه او معبود حقیقى خویش را مى‏شناسد و خداوند او را كه مى‏داند معبود حقیقى كیست گمراه گردانید و بر گوش و قلبش مهر زد و بر دیده‏اش پرده نهاد؟ چه كسى پس از خدا او را هدایت خواهد كرد؟ آیا پندنمى گیرید؟

معبود قرار دادن هواى نفس به معناى پیروى از هواى نفس است و پیروى از هوا موجب زوال عقل و قوه شناخت انسان است امیرمؤمنان على(ع) هواى فرموده‏اند: الهوى شریك العمى (35) در این فرمایش گهربار امام هواى نفس را به منزله و همدوش نابینایى معرفى كرده‏اند و مقصود آن است كه هواى نفس قوه شناخت انسان را از بین مى‏برد امام على در عبارتى دیگر مى‏فرمایند:

و كم من عقل اسیر تحت هوى امیر (36)

چه بسیار عقلى كه تحت سیطره هواى نفس قرار مى‏گیرد.

وقتى عقل اسیر هوا شود، دیگر قادر به انجام وظیفه اصلى خویش كه شناخت حقایق و تمییز نیك و بد از یكدیگر است نخواهد بود.

ایشان در فرمایش دیگرى چنین راهنمایى فرموده‏اند:

قاتل هواك بعقلك (37)

به وسیله عقلب با هواى خود مبارزه كن

این جمله بیانگر رویارویى همواره عقل و هواست زیرا همان طور كه هواى نفس قواى ادراكى و خرد انسان را ناتوان مى‏سازد تنها راه مبارزه با هواى نفس عقل انسان است با عقل مى‏توان به جنگ هواى نفس رفت و از پیروى آن پرهیز نمود.

2 - محبت دنیا

یكى از موانع شناخت محبت افراطى است به طور كلى مى‏توان گفت محبت خارج از اندازه قواى ادراكى و شناخت فرد را مختل مى‏كند هر گاه فردى به شخص، مقام یا شى‏اى محبت بیش از حد داشته باشد نخواهد توانست زشتى‏ها كمبودها و مضار محبوب خود را ببیند و بپذیرد و سخن مخالفان محبوب خود را نیز نخواهد شنید امیرالمؤمنین على(ع) مى‏فرمایند:

عین المحب عمیة عن معایب المحبوب و اذنه صماء عن قبح مساویه (38)

چشم محب از دیدن عیوب محبوب نابیناست و گوشش از زشتى بدى‏هاى او ناشنواست.

بنابراین مى‏توان گفت شناخت موضوعات مورد علاقه و محبت شدید دشوار است چنان كه مشهور است «حب الشى یعمى و یصم» از پیامبر اكرم(ص) نیز روایتى به همین مضمون نقل شده است به همین ترتیب مى‏توان گفت وقتى چیزى مورد علاقه شدید باشد نه تنها شناخت آن دشوار مى‏شود بلكه شناخت مخالفان آن نیز دشوار خواهد بود زیرا شخص محب همواره به مخالفان محبوب خود به دیده تردید و گاه دشمنى نظر مى‏كند و نمى‏تواند محاسن و فواید مخالفان را بشناسد.

یكى از قضاوت‏هاى رایج میان دنیا پرستان و دلبستگان به حیات دنیا این است كه گمان مى‏كنند خداپرستى با بهره مندى از مواهب دنیا سازگار نیست بحث درباره دنیا در فصل مستقلى خواهد آمد ولى اجمالا باید بدانیم كه از دید موحدان دنیا و نعمت‏هاى آن مخلوق خداست. انسان موحد كه عاشق خداست به هر چیز به دیده نشانه و گواه وجود خداوند مى‏نگرد نعمت‏هاى دنیا نیز از دید انسان موحد مذموم و ناپسند نیست؛ آن چه ناپسند و مذموم است دلبستگى به دنیاست ولى انسان‏هاى سطحى نگر و نزدیك بین، خدا، انبیاء و شرایع را با بهره مندى از دنیا مخالف مى‏بینند پیشاپیش در برابر اندیشه خدا پرستى موضع مخالف مى‏گیرند و وجود خدا و دین را انكار مى‏كنند.

محبت دنیا چشم و دل دنیا پرستان را كور كرده و دیگر قدرت دیدن حقایق برتر را ندارند امیرمؤمنان على(ع) مى‏فرمایند:

لحب الدنیا صمت الاسماع عن سماع الحكمة و عمیت القلوب عن نور البصیرة؛ (39)

به سبب محبت دنیا گوش‏ها از شنیدن حكمت ناشنوا و قلب‏ها از روشنایى بصیرت نابینا مى‏شود.

به همین دلیل ایشان بنابر نقل امام صادق(ع) در موعظه‏اى فرموده است:

فارفض الدنیا! فان حب الدنیا یعمى و یصم و یبكم و یذل ارقاب؛ (40)

دنیا را رها كن زیرا محبت دنیا انسان را كور و كر و گنگ مى‏كند و مردم را ذلیل مى‏كند.

محبت دنیا موجب غفلت از حقیقت و انكار آن مى‏شود و جهل و غفلت و حقیقت اولین مانع رسیدن به كمال است از این رو امام صادق(ع) فرموده‏اند:

راس كل خطیئة حب الدنیا؛ (41)

آغاز و منشا همه كجروى‏ها محبت دنیاست.

3 - سطحى نگرى

نگاه سطحى و نزدیك بین، مانع شناخت عمیق امور است انسان‏هایى كه دچار قضاوت عجولانه هستند و به ظنون خود در قضاوت بسنده مى‏كنند به معرفت یقینى و استوارى دست نمى‏یابند و آنان كه حواس محدود بشرى را یگانه ابزار شناخت مى‏دانند از شناخت حقایق برتر از حس محرومند. وجه مشترك این گونه افراد را مى‏توان سطحى نگرى و نزدیك بینى نامید.

قرآن كریم اعتماد بر ظن را در موارد بسیارى موجب گمراهى دانسته است آیات گوناگونى منشا شرك مشركان را پیروى از ظن و گمان معرفى كرده است دیدگاه قرآن درباره ظن و گمان این است كه در شناخت واقع نباید به ظن اعتماد كرد. تا زمانى كه علم یقینى نداریم نمى‏توانیم بگوییم حقیقت را شناخته‏ایم. علم یعنى معرفت به چیزى همراه با عدم احتمال نقیض آن ولى در ظن و گمان همواره احتمال خلاف وجود دارد قرآن كریم مى‏فرماید:

ان الظن لا یغنى من الحق شیئاً (42)

گمان در وصول به حقیقت هیچ سودى نمى‏رساند.

بالاترین حقیقت كه وجود خداوند است و برترین عقیده كه باور به یگانگى اوست براى كسانى شناخته مى‏شود كه بر ظنون خویش تكیه نمى‏كنند و عقاید خود را بر پایه استوار علم بنا مى‏كنند آنان از شرك و الحاد مصون هستند و دیگران كه بر ظن و گمان تكیه دارند در خطر انكار خداى یگانه‏اند.

الا ان للَّه ما فى السموات و من فى الارض و ما یتبع الذین یدعون من دون اللَّه شركاء ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون (43)

آگاه باش كه هر كه در آسمان‏ها و هر كه در زمین است از آن خداست و كسانى كه غیر از خدا شریكانى را مى‏خواند از حق پیروى نمى‏كنند. بلكه اینان جز از گمان پیروى نمى‏كنند؛ و جز تخمین زدن كارى نمى‏كنند.

از دیگر مصادیق سطحى نگرى و نزدیك بینى، اعتماد به حواس ظاهرى و بسنده كردن به آنهاست. افراد حس گرا امر غیر محسوس را كه حواس ظاهرى قادر به درك آن نیست منكر مى‏شوند. آنها مشهودات و محسوسات خود را بررسى نمى‏كنند، تا منشأ آنها را تشخیص دهند. چه بسا منشأ این امور مشهود موجود دیگرى باشد كه هم اكنون آن را نمى‏بینیم و یا اصولا قابل مشاهده حسى نباشد بنى اسرائیل مردمى نزدیك بین و حس گرا بودند. آنان به سبب اعتماد بیش از حدى كه بر حس خود داشتند فریب سامرى را خوردند و مجسمه ناتوانى را معبود پنداشتند در حالى كه هیچ یك از آثار هوشیارى آگاهى و توانایى در آن دیده نمى‏شد سامرى از زینت‏هاى مردم گوساله‏اى ساخت كه صدایى از آن شنیده مى‏شد آن گاه به بنى اسرائیل گفت این گوساله معبود شما و موسى است:

فاخرج لهم عجلا جسدا له خوار فقالوا هذا الهكم و اله موسى فنسى؛ (44)

پس براى آنان پیكر گوساله‏اى كه صدایى داشت بیرون آورد و او و پیروانش گفتند: این خداى شما و خداى موسى است و پیمان خدا را فراموش كردند.

آنان فریب سامرى را خوردند زیرا هنگامى كه صداى مجسمه را شنیدند آن را نشانه حیات پنداشتند و این نشانه را كافى دانستند. خداوند درباره این عمل بنى اسرائیل این گونه قضاوت مى‏كند:

افلا یرون الا یرجع الیهم قولا و لا یملك لهم ضرا و لا نفعا (45)

مگر نمى‏بینند كه گوساله پاسخ سخن آنان را نمى‏دهد و به حالشان سود و زیانى ندارد؟

این آیه در واقع بنى اسرائیل را سرزنش مى‏كند كه چرا در مشهودات خود تدبر نكرده‏اند و از خود نپرسیدند كه این گوساله چرا از پاسخ سخنان ما عاجز است و از خود نپرسیدند: چگونه موجودى كه سود و زیانى براى ما ندارد و قدرت بر سود رساندن و ضرر زدن ندارد معبود ما باشد؟

در این آیه ساده اندیشى و سطحى نگرى بنى اسرائیل محكوم شده است ویژگى حس گرایى و دورى از تعقل در موارد دیگرى نیز از بنى اسرائیل دیده شده است. آنان از پیامبر خود مى‏خواستند كه خدا را به آنان نشان دهد به طورى كه بتوانند با چشمان خود خدا را مشاهده كنند:

فقالوا ارنا الله جهرة (46)

بنى اسرائیل به موسى گفتند: خدا را آشكارا به ما بنماى.

و اذا قلتم یا موسى لن نومن لك حتى نرى اللَّه جهرة فأخذتكم الصاعقة و انتم تنظرون (47)

به یاد آورید آن گاه كه گفتید: اى موسى، تا خدا را آشكار نبینیم، هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد پس در حالى كه مى‏نگریستند صاعقه شما را فرا گرفت.

حس گرایى افراطى باعث محرومیت از شناخت حقایق غیر مادى است و كسانى كه این ویژگى را دارند قادر به شناخت خداوند نیستند و هرگز به آفریدگار جهان ایمان نمى‏آورند.

4 - عادات فكرى و تقلید از پدران

انسان زندگى خود را بر پایه اعتقادى خاص درباره انسان و جهان بنا مى‏كند و این عقاید زیر بناى نظام زندگى و آرزوها و آرمان‏هاى اوست دگرگون كردن این عقاید كار دشوارى است، زیرا تغییر آنها برخلاف عادات فكرى و عملى مردم است مقاومت اقوام گوناگون در برابر رسالت انبیاء نمونه‏اى از این دشوارى است:

فلما جاءهم موسى بایاتنا بینات قالوا ما هذا الاسحر مفترى و ما سمعنا بهذا فى آبائنا الاولین: (48)

پس چون موسى آیات روشن ما را براى آنان آورد گفتند: این جز سحرى ساختگى نیست و از پدران پیشین خود چنین چیزى نشنیده‏ایم.

كسانى كه به شیوه‏اى از اندیشه و زندگى عادت كرده‏اند به دشوارى مى‏توانند آن را مورد ارزیابى قرار دهند و با معیار عقل آن را بسنجند در چنین وضعیتى بسا افكار خلاف عقل كه پذیرفته مى‏شود و هیچ كس به نادرستى آن توجه نمى‏كند:

و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل اللَّه قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آباءنا و لو كان آباؤنا هم لا یعقلون شیا و لا یهتدون (49)

و چون به آنان گفته شود: از آن چه خدا نازل كرده است پیروى كنید مى‏گویند: نه بلكه از چیزى كه پدران خود را بر آن یافته‏ایم پیروى مى‏كنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزى را درك نمى‏كرده و به راه صواب نمى‏رفته‏اند باز هم در خور پیروى هستند.

عادت فكرى و عملى براى كسى كه حق را به معیار خرد و وجدان نمى‏سنجد به یك اندازه گمراه كننده است مخالفان انبیاء هم با عقاید توحیدى و هم با دستورات عملى انبیاء مخالفت مى‏كرده‏اند منشا این مبارزه و مخالفت عادات فكرى و عملى آنها بود.

داستان مبارزه بت‏پرستان با حضرت ابراهیم نمونه‏اى از مقاومت در برابر عقیده حق به سبب عادات فكرى است.

در قرآن كریم آمده است كه حضرت ابراهیم بت‏پرستى را محكوم كرد و از مردمش پرسید كه آیا بت‏ها صداى شما را مى‏شنوند؟ آیا نفع و ضررى دارند؟ و مقصود آن حضرت این بود كه چگونه موجودى ناشنوا و ناتوان را مى‏توان پرستید. در پاسخ گفتند: ما پدران خود را پرستش‏گر این بت‏ها یافته‏ایم و به این راه ادامه مى‏دهیم:

قالوا وجدنا آباءنا كذلك یفعلون؛ (50)

گفتند: بلكه پدران خود را یافتیم كه چنین مى‏كردند.

اعمال زشت مشركان و استدلال آنان در برابر پیامبر گرامى اسلام نیز نمونه‏اى از عادات عملى است كه موجب مخالفت با حق مى‏شود در تفاسیر گفته‏اند كه مشركان مكه عریان بر گرد كعبه طواف مى‏كردند و این عمل را عبادت مى‏پنداشتند. پیامبر اكرم(ص) طواف در حالت عریان را ممنوع ساخت. مخالفان پیامبر عمل پدران خود را به عنوان حجتى در مخالفت با آن حضرت مطرح مى‏كردند:

و اذا فعلوا فاحشة قالوا وجدنا علیها آباءنا واللَّه امرنا بها قل ان اللَّه لا یأمر بالفحشاء اتقولون على اللَّه ما لا تعلمون (51)

و چون کار زشتى مى‏كنند مى‏گویند: پدران خود را بر آن یافتیم و خدا ما را بدان فرمان داده است بگو قطعا خدا به كار زشت فرمان نمى‏دهد آیا چیزى را كه نمى‏دانید به خدا نسبت مى‏دهید؟

در این آیه گویا زشت‏كاران عمل پدران خود را دلیلى بر این گرفته‏اند كه خداوند به این عمل فرمان داده است اینان عمل پدران خود را چنان حجت قاطعى مى‏دانند كه از خود نمى‏پرسند مگر خداوند به كار زشت فرمان مى‏دهد؟ و بدین سبب هرگز به زشتى عمل خود نمى‏اندیشند.

5 - رذایل نفسانى

صفات پایدار نفس انسان رفتار و تصمیم‏هاى او را تحت تأثیر قرار مى‏دهد. كسانى كه نفس خود را به فضایل آراسته‏اند در مقام تصمیم‏گیرى و عمل انتخاب شایسته‏اى دارند و آنان كه نفسشان را به رذایل آلوده‏اند از انتخاب درست در مقام عمل محروم مى‏مانند عجب و خودپسندى و استكبار از جمله این رذایل است.

امیرالمؤمنین(ع) فرموده‏اند:

العجب یفسد العقل (52)

عجب عقل را فاسد مى‏كند.

عجب قدرت شناخت صحیح را از بین مى‏برد و آفت خرد آدمى است امام على خطاب به فرزند گرامى خود امام حسن مجتبى مى‏فرمایند:

و اعلم ان الاعجاب ضدالصواب و آفة الالباب (53)

بدان كه اعجاب خودپسندى دشمن صواب راى و سخن درست و آفت خردهاست.

با توجه به این سخنان و با نگاه به تجربه در مى‏یابیم كه خودپسندى قوه تشخیص حقیقت و نیك و بد را ضعیف مى‏كند و موجب گمراهى فكرى و عملى انسان مى‏شود.

خودپسندى موجب برتر دانستن خود و استكبار و برترى جویى است و اگر كسى دچار این بیمارى نفسانى شود، حق‏پذیر نخواهد بود.

ان الذین یجادلون آیات اللَّه بغیر سلطان اتیهم ان فى صدور هم الاكبر ما هم ببالغیه فاستعذ بالله انه هوالسمیع البصیر (54)

در حقیقت آنان كه درباره نشانه‏هاى خدا بى آن كه حجتى بر ایشان آمده باشد به مجادله برمى‏خیزند در دلهایشان جز برترى خواهى نیست و آنان به مقصود خود از مجادله نخواهند رسید. پس به خدا پناه جوى زیرا او خود شنواى بیناست.


پى‏نوشتها

35 -نهج‏البلاغه، رسائل، 31.

36 - همان، كلمات قصار، 211.

37 -نهج‏البلاغه، كلمات قصار، 424.

38 - الحیاة، ج 1، ص 156.

39 - همان.

40 - همان.

41 - شرح چهل حدیث، به نقل از اصول كافى كتاب ایمان و كفر، باب حب الدنیا و الحرص علیها، حدیث 1.

42 - یونس، 36.

43 - یونس، 66.

44 - طه، 88.

45 - طه، 99.

46 - نساء، 153.

47 - نساء، 153.

48 - قصص، 36.

49 - بقره، 170.

50 - شعرا، 74.

51 - اعراف، 28.

52 - الحیاة، ج 1، ص 258.

53 -نهج‏البلاغه، نامه 31.

54 - غافر، 56.

درباره وبلاگ

این بلاگ دارای مطالب مذهبی، کتب اسلامی، اعجاز قرآن، ترتیل و تلاوت قرآن کریم، دانلود های رایگان اسلامی، تصاویر اسلامی، معلومات در باره امامان و پیامبران، احادیث، اذکار و غیره مطالب به در بخور میباشد.
مدیر وبلاگ : نجیب الله ارغستانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر تان بهترین دین كدام است؟





نویسندگان

Najeeb ullah