تبلیغات
نور جاویدان - خوف و رجاء
نور جاویدان
کامیابی دنیوی و اخروی در اسلام و فقط و فقط اسلام

50 دلیل برای رد مسیحیت

 

این نام کتابی می باشد که شما مسلمانان میتوانید با خواندن ان در یابید که مسیحیت چه مشکلات اساسی دارد . در این کتاب به صورت در باره ی دین مسیحیت بحث شده است . امیدوارم با خواندن ان به معلومات خود بافزایید. من این کتاب را برای شما اینجا قرار دادم و می توانید به راحتی دانلود کنید.

50 دلیل برای رد مسیحیت( دانلود)

 

 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 

خوف و رجاء

خوف و رجاء یا بیم و امید، دو حالت یا انفعال نفسانى هستند. خوف كه در زبان فارسى ترس خوانده مى‏شود از جمله هیجانات روانى است. حالت ترس در همه انسان‏ها كم یا بیش پدید مى‏آید. انسان در طى مراحل رشد از دوره نوزادى و كودكى تا بزرگ‏سالى، همواره حالت ترس را تجربه مى‏كند. ترس انسان از آغاز تولد تا دوره بزرگسالى یكسان نیست؛ زیرا تجارب و آگاهى‏هاى او تغییر مى‏كند و انسان از چیزى مى‏ترسد كه برایش ناخوشایند و مضر باشد. یعنى به گونه‏اى از ناخوشایندى و ضرر رسانى آن چیز آگاه باشد.

بنابراین ترس هر كس از چیزها به تجارب و آگاهى‏هاى گذشته او بستگى دارد. زمانى كه انسان با امرى ناخوشایند یا با یك ضرر و یا احتمال یك ضرر روبرو مى‏شود، در شرایطى از آن مى‏ترسد. این شرایط عبارتند از: مقدار ناخوشایندى آن چیز و یا ضررى كه از آن چیز به انسان مى‏رسد، میزان احتمال پدید آمدن آن چیز و مقدار توانایى فرد در دفع آن.

اطلاع از این سه امر، گاه در اثر تجربه شخصى حاصل مى‏شود و گاه با محاسبات علمى و عقلى به دست مى‏آید. گاهى هم با اخبار دیگران و از طریق منابع موثق از این امور مطلع مى‏شویم.

ممكن است كسى بگوید انسان در برخورد با امور ناشناخته كه هیچ انسانى آنها را تجربه نكرده است دچار ترس مى‏شود پس نمى‏توان ترس را وابسته به تجارب و آگاهى‏هاى انسان دانست زیرا انسان گاه به سبب ناآگاهى و عدم تجربه از یك چیز مى‏ترسد در پاسخ مى‏گوییم هر امر تجربه ناشده‏اى، ترس‏آور نیست اگر انسان با امر نوظهورى مواجه شود كه در تجارب او موردى مشابه آن وجود ندارد با آن چیز محتاطانه برخورد مى‏كند. این حالت احتیاطآمیز را ترس تعبیر مى‏كنیم. بنابراین تجارب و آگاهى‏ها همواره در پدید آمدن حالت ترس مؤثراند؛ زیرا حتى در چنین مواردى رجوع به تجارب و آگاهى‏ها تعیین كننده حالت احتیاطآمیز در فرد است.

ترس در انسان آمادگى مقابله با امور ناخوشایند را پدید مى‏آورد. تا زمانى كه ترس از حد معینى تجاوز نكند و به اضطراب بدل نشود، انسان مى‏تواند امكانات خود را براى مقابله با امور آسیب زننده و ناخوشایند بسیج كند. بنابراین، ترس به خودى خود یك هیجان سودمند است، ولى اگر كسى از امور موهوم بترسد، ترس او سودمند نیست؛ زیرا او را از زندگى باز مى‏دارد.

ترس از امور موهوم و چیزهایى كه مقابله با آنها محال است سودمند نیست. مثلا ترس از مرگ ترس بیهوده‏اى است زیرا هیچ كس نمى‏تواند جلوى مرگ را بگیرد. بیهوده بودن ترس از مرگ با طبیعى بودن آن منافاتى ندارد. عده‏اى از مرگ مى‏ترسند چون مرگ را نابودى مى‏شمارند و عده‏اى به این دلیل كه حوادث پس از مرگ را نمى‏شناسند. دسته‏اى نیز از مرگ مى‏ترسند چون اعمال خویش و جزایى كه در انتظار آنهاست برایشان نامعلوم، یا معلوم ولى رنج آور است.

ترس از مرگ، به بعضى از این معانى، سودمند و حركت آفرین است و به بعضى دیگر از معانى بى‏فایده است. ترس از مرگ وقتى سودمند است كه عمل انسان را اصلاح كند و او را براى حساب آخرت آماده سازد وگرنه هیچ كس را گریزى از مرگ نیست.

امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرماید:

فما ینجو من الموت من خافه و لا یعطى القاء من احبه (127)

پس نه آن كه بیم مرگ دارد از آن رهد، و نه آن كه زندگى جاودانه خواهد بدان رسد.

رجاء كه در فارسى امید گفته مى‏شود حالتى نفسانى است امید و امیدوارى، نسبت به امور خوشایند پدید مى‏آید انسان به امورى كه براى خود خوشایند و مفید مى‏شناسد امید دارد. یعنى با تصور امور خوشایند و لذت و رضایت حاصل از به دست آوردن آنها حالت امید در انسان پدید مى‏آید.

این حالت نفسانى در اثر تصور یا اطمینان از حصول آن امر خوشایند حاصل مى‏شود، ولى انسان معمولا نسبت به عوامل و شرایط پدید آورنده آن امر خوشایند نیز ابراز امیدوارى مى‏كند. براى مثال كسى كه در بیابانى خشك راه گم كرده و به شدت تشنه است در جستجوى آب بر مى‏آید. وقتى تصور مى‏كند كه تلاش او به نتیجه خواهد رسید و تشنگى او برطرف خواهد شد در او حالت امید پدید مى‏آید. همچنین وقتى به خاطر مى‏آورد كه نیروهاى كمكى درصدد یافتن او هستند مى‏گوید من به نیروهاى كمكى امید دارد. در این جا او به وسایط رفع تشنگى امید دارد ولى امید حقیقى او نسبت به آب است كه نوشیدن آن برایش خوشایند است.

حالت امید وقتى پدید مى‏آید كه انسان احتمال به دست آوردن امرى خوشایند را بدهد، یعنى شرایط و امكانات را براى رسیدن به آن چیز آماده ببیند. كسى كه به امور نامحتمل و یا امور بسیار نادر امیدوار است حالت طبیعى ندارد. بنابراین امید انسان به آگاهى‏ها و تجارب او درباره مطلوبیت امور و توانایى‏هاى خود و شرایط و امكانات بستگى دارد.

امید در انسان انگیزه تلاش را پدید مى‏آورد. كسى كه امیدى ندارد ادامه زندگى براى او كسالت آور و حتى نامطلوب مى‏شود؛ انسان ناامید انگیزه‏اى براى كار و تلاش ندارد و از حركت به سوى كمال باز مى‏ماند.

بنابر آن چه تاكنون گفتیم حركت به سوى كمال فقط با وجود خوف و رجاء امكان‏پذیر مى‏شود؛ زیرا هر حركت ارادى در صورتى به شكل صحیح انجام مى‏گیرد كه اولا انگیزه و نیروى حركت موجود باشد و ثانیا موانع و خطرات برطرف شود. كسى كه در دل خود احساس خوف دارد، همواره آماده مقابله با موانع حركت و خطرات مسیر است. با وجود این آمادگى، امكان از میان برداشتن موانع فراهم مى‏شود. مبارزه با موانع و خطرات، با امید رسیدن به مقصد و امید به توانایى در رفع موانع ممكن مى‏شود. پس امید به آینده‏اى بهتر و اعتماد به توانایى‏هاى خود در رفع موانع انسان را به حركت مى‏آؤرد با توجه به این مقدمات در مى‏یابیم كه حضور همزمان خوف و رجا حركت به سوى كمال را ممكن مى‏سازد.

امیرالمؤمنین(ع) فرموده‏اند:

خیر الاعمال اعتدال الخوف و الرجاء (128)

بهترین عمل اعتدل خوف و رجاء است.

خوف و رجاء حالاتى است كه در پى‏گیرى هر هدف مهمى پیش مى‏آید. بنابراین در همه روابط انسان، امكان بروز حالت ترس و امید وجود دارد. در رابطه انسان با خدا، انسان با محیط و حتى در رابطه انسان با خود، بروز این حالات ممكن است. این سه بخش از كتاب به بررسى خوف و رجاء در رابطه انسان با خداوند مى‏پردازد.

خوف و رجاء و ایمان خدا

خوف و رجاء انسان در برابر خداوند نتیجه معرفت و ایمان به خداوند و صفات جمال و جلال اوست امام صادق(ع) فرموده‏اند:

من كان باللَّه عارفاً، كان من اللَّه خائفا و الیه راجیا و هما جناحا الایمان... (129)

هر كسى كه خداوند را بشناسد از او خائف و به او امیدوار است، خوف و رجاء دو بال ایمان هستند.

در روایت دیگرى فرموده‏اند:

لا یكون المؤمن مؤمنا حتى یكون خائفا راجیا (130)

مؤمن تا زمانى كه بیمناك و امیدوار نسبت به خداوند نباشد مؤمن نیست.

انواع خوف در رابطه انسان و خداوند

1 - خوف از گناه

انسان با محبت به خداوند متعال و شناخت صفات جمال و جلال او از او فرمانبردارى مى‏كند و به این وسیله به سوى كمال حركت مى‏نماید كمال انسان همان تقرب او به پروردگار است. قرب خداوند نیازمند تلاش همیشگى انسان در فرمانبردارى از خداوند و دورى از نافرمانى است. این تلاش همیشگى انگیزه‏اى پایدار را مى‏طلبد. كسى كه قرب خداوند را مى‏خواهد و محبت او را در دل دارد تبعیت از فرامین خداوند و پیروى از دستورات اولیاى دین را یگانه راه رسیدن به مقصد خود مى‏داند. انسان در مسیر فرمانبرى دچار لغزش و خطا مى‏شود. این لغزش‏ها موجب پدید آمدن حالاتى روحى در انسان مى‏شود. برخى از انسان‏ها پس از هر خطا و لغزش به انتقام و عذاب خداوند اندیشه مى‏كنند و چنان شرمسار و نگران مى‏شوند كه امید رستگارى را از دست مى‏دهند. از میان رفتن امید به منزله از دست دادن یكى از دو بال حركت است. امید به موفقیت، و هوشیارى در برابر موانع موفقیت دو بال پرواز به سوى هر مقصدى است.

برخى دیگر از انسان‏ها هنگامى كه به لغزش و خطا مبتلا مى‏شوند به رحمت و مغفرت پروردگار مى‏اندیشند و در نتیجه امید خود را زنده نگه مى‏دارند. این دسته از انسان‏ها اگر با اندیشیدن به رحمت و مغفرت پروردگار از مجازات پروردگار غافل شوند، رفته رفته به گناه و خطا عادت مى‏كنند و از مسیر كمال باز مى‏مانند. این افراد بال دیگر پرواز یعنى هوشیارى در برابر موانع موفقیت را از دست داده‏اند.

بهترین حالت روحى، از آن انسان‏هایى است كه همزمان با امید به رحمت و مغفرت به انتقام و عذاب خداوند نیز فكر مى‏كنند. چنین افرادى هر دو بال پرواز را در اختیار دارند. امام صادق(ع) از پدر بزرگوارشان نقل كرده‏اند كه ایشان فرموده‏اند:

انه لیس من عبد مؤمن الا وفى قلبه نوران: نور خیفة و نور رجاء لو وزن هذا لم یزد على هذا، و لو وزن هذا لم یزد على هذا؛ (131)

در قلب بنده مؤمن دو نور است، نور بیم و نور امید؛ اگر این دو نور اندازه‏گیرى شوند هیچ یك بیشتر از دیگرى نیست.

امیرالمؤمنین(ع) در موعظه‏اى فرموده‏اند:

و ان استطعتم ان یشتد خوفكم من اللَّه و ان یحسن ظنكم به فاجمعوا بینهما، فان العبد انما یكون حسن ظنه بربه على قدر خوفه من ربه و ان احسن الناس ظنا باللَّه اشدهم خوفا للَّه؛ (132)

و اگر توانستید كه هم از خدا سخت بترسید و هم بدو گمان نیك برید این دو را با هم فراهم آورید كه گمان نیك بنده نسبت به پروردگارش به اندازه ترس او از پروردگار است و خوش گمان‏ترین مردم به خداوند، هراسنده‏ترین آنها از خداست.

انسان‏هایى كه بیم و امید را به یك اندازه دارند، از سویى امیدوارند و انگیزه و انرژى حركت را در خود حفظ مى‏كنند و از سوى دیگر دچار غفلت و غرور نیستند و در نتیجه در صدد جبران خطاى گذشته بر مى‏آیند.

خوف از گناه و حفظ امید به بخشایش و دستگیرى خداوند، حركت انسان به سوى كمال و قرب پروردگار را بیمه مى‏كند. چنین انسانى مشمول دعاى امیرالمؤمنین(ع) است كه فرمود:

رحم اللَّه امرء... راغب ربه و خاف ذنبه، (133)

خدا بیامرزد كسى را كه... خدا را حاضر دید و از گناه ترسید.

امیرالمؤمنین(ع) در وصف یاران پیامبر مى‏فرماید:

اذا ذكراللَّه هملت اعینهم حتى تبل جیوبهم و مادوا كما یمید الشجر یوم الریح العاصف خوفا من العقاب و رجاء للثواب؛ (134)

اگر نام خدا برده مى‏شود چندان مى‏گریستند كه گریبان‏هاشان تر گردد و مى‏لرزیدند چنان كه درخت در روز تند باد مى‏لرزد، از كیفرى كه بیم آن داشتند و از امیدى كه به پاداش خداوند داشتند.

2 - خوف از غفلت و كوتاهى

كسى كه عظمت خداوند را مى‏شناسد حتى اگر شناخت او اجمالى باشد به خوبى مى‏داند كه هرگز نمى‏تواند اعمالى را انجام دهد كه در خور عظمت پروردگار باشد. چنین انسانى مى‏داند كه عمل او در برابر فضل و رحمت پروردگار بسیار ناچیز است. او مى‏داند كه هرگز نمى‏تواند شكر نعمت‏هاى پروردگار را به جاى آورد. از سوى دیگر مى‏داند كه اگر در حد توان خویش به طاعت و عبادت خداوند قیام كند پروردگار مهربان كمبودهاى عمل او را به لطف خویش جبران مى‏كند. چنین بنده‏اى از این خائف است كه در قیام به طاعت و عبادت پروردگار كوتاهى كرده باشد و در اثر ناآگاهى یا غفلت آن چه را در توان داشته ترك كرده باشد. چون احتمال چنین غفلتى همواره وجود دارد، بنده مؤمن هیچ گاه اعمال خود را كافى نمى‏داند و در هراس از غفلت به سر مى‏برد. این هراس او را درباره گذشته و آینده بیمناك مى‏كند. درباره غفلتى كه احتمالا در گذشته رخ داده از خداوند طلب بخشایش مى‏كند و درباره غفلتى كه ممكن است پیش آید به خدا پناه مى‏برد.

امیرالمؤمنین(ع) در خطبه همام درباره انسان متقى مى‏فرمایند:

یبت حذراً... حذراً لما حذر من الغفله؛ (135)

شب در حالت ترس به سر مى‏برد... ترسان از غفلتى كه مرتكب شده است.

انسان متقى چنان از احتمال غفلت مى‏هراسد كه حتى در حال انجام اعمال صالح خائف است كه مبادا در اثر غفلت نتواند عمل خویش را آن گونه كه شایسته است انجام دهد.

امیرالمؤمنین(ع) درباره انسان متقى فرموده‏اند:

یعمل الاعمال الصالحه و هو على وجل (136)

اعمال صالح را در حالى انجام مى‏دهد كه در هراس است.

این هراس از آن روست كه احتمال مى‏دهد برخلاف گمان او اعمالش نادرست و ناصالح باشد او از این كه زیان كار باشد بیم دارد و مى‏ترسد مشمول این سخن پروردگار باشد كه فرمود:

قل هل ننبئكم بالاخسرین اعملا* الذین ضل سعیهم فى الحیوة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا (137)

بگو: آیا شما را از زیانكاران مردم آگاه گردانم؟ آنان كسانى هستند كه تلاششان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‏پندارند كه كار نیك انجام مى‏دهند.

3 - خوف از عاقبت بد

ایمان به خداوند ارزشمندترین چیزى است كه دنیا و آخرت انسان را زیبا و آباد مى‏گرداند. انسان مؤمن رستگارى خود را در گرو حفظ و رشد ایمان خود مى‏داند. كسى كه مى‏خواهد از هر خوفى رها شود و غم و اندوه، او را آزار ندهد باید ایمان خود را حفظ كند و اعمال صالح انجام دهد:

من أامن باللَّه والیوم الاخر و عمل صالحا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون (138)

هر كس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و كار نیكو كند، پس بیم و اندوهى نخواهد داشت.

ولى حفظ ایمان كار دشوارى است. ایمان انسان در مسیر زندگى همواره تهدید مى‏شود. محبت دنیا و وابستگى به فرزندان و اموال ممكن است انسان را در دو راهى كفر و ایمان قرار دهد و ضعف ایمان موجب انتخاب مسیر و كفر و هلاكت گردد. خداوند متعال در سوره توبه ایات بیستم تا بیست و چهارم كسانى را كه ایمان آورده‏اند و از وابستگى‏هاى خویش به دنیا و محبت مال و فرزند رها شده‏اند و هجرت و جهاد كرده‏اند، رستگار و داراى بالاترین مقامات معرفى مى‏فرماید و به آنان رحمت و رضوان و جاودانگى در بهشت را وعده مى‏دهد؛ در حالى كه كسانى كه نمى‏توانند از این وابستگى‏ها رها شوند، در خطر بى‏ایمانى و گمراهى هستند.

قل ان كان اباءكم و ابناءكم و اخوانكم و ازواجكم و عشیرتكم و اموال اقتر فتموها و تجارة تخشون كسادها و مسكن ترضونها احب الیكم من اللَّه و رسوله و جهاد فى سبیله فتربصوا حتى یأتى اللَّه بامره و اللَّه لا یهدى القوم الفاسقین؛ (139)

بگو: اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالى كه گرد آورده‏اید و تجارتى كه از كسادش بیمناكید و سراهایى را كه خوش مى‏دارید نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وى دوست‏داشتنى‏تر است پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را به اجرا در آورد و خداوند گروه فاسقان را هدایت نمى‏كند.

از دیگر چیزهایى كه ایمان انسان را تهدید مى‏كند انحرافات فكرى است. این انحرافات گاهى در نتیجه وابستگى‏هاى پنهان به دنیا و شهوات است و گاهى در اثر گناه و كوتاهى در عبادت و اطاعت خداوند پدید مى‏آید. این عوامل را با مراقبت مى‏توان تا حدودى چاره كرد ولى راهزنان ایمان بسیار زیادند و هر لحظه ممكن است ایمان انسان را بربایند و شقاوت و بیچارگى آخرت را پدید آورند. هر مؤمنى از خود مى‏پرسد آیا مى‏توانم تا پایان عمر ایمان خود را حفظ كنم و عمل خویش را چنان صالح سازم كه اهل سعادت باشم؟ و چون از آینده بى‏خبر است و بر ضعف و ناتوانى خود آگاه است احتمال مى‏دهد خداوند عنایت و لطف خویش را از او بگیرد و او قادر به حفظ ایمان خود و پایدارى بر عمل صالح نشود. نامعلوم بودن عاقبت انسان را هراسناك مى‏كند هراس از عاقبت كار چنان است كه حتى برترین اولیاء خدا از عاقبت كار خود خائف هستند. البته مراتب ایمان و خوف آنان با انسان‏هاى معمولى متفاوت است ولى در این حقیقت با ما مشتركند كه باقى ماندن بر طریق صواب، جز با عنایت و لطف خداوند ممكن نیست.

امام على بن الحسین (ع) با خداى خویش این گونه مناجات مى‏كند:

لیت شعرى اللشقاء ولدتنى امى ام للعناء ربتنى فلیتها لم تلدنى و لم تربنى، و لیتنى علمت امن اهل السعادة جعلتنى و بقربك و جوارك خصصتنى فتقر بذلك عینى و تطمئن‏له نفسى (140)

اى كاش مى‏دانستم كه آیا مادرم مرا زاد تا اهل شقاوت باشم كه اگر چنین است پس كاش مرا نزاده بود و تربیت نمى‏كرد و اى كاش مى‏دانستم كه آیا مرا اهل رستگارى قرار داده‏اى و به قرب و جوار خود مخصوصم داشته‏اى كه اگر چنین باشد چشم من روشنایى گیرد و نفسم آرام شود.

نامعلوم بودن عاقبت انسان و در تهدید همیشگى بودن آن خود نعمتى براى انسان است كه او را همواره آماده و هوشیار نگاه مى‏دارد تا در برابر خطرات مقاومت خكند و اسباب رستگارى را در هر لحظه زندگى جستجو كند و نیروى خویش را براى تحصیل آن اسباب بسیج نماید.

4 - خوف از جهان پس از مرگ

از لحظه مرگ و تسلیم جان تا هنگام محاسبه قیامت و تا زمانى كه انسان‏ها جزاى زندگى دنیایى خویش را مى‏بینند و مى‏گیرند همه این مراحل احوالى است كه تصور آنها انسان را بیمناك مى‏كند. كسى كه معتقد است دنیا مزرعه آخرت است تمام شدن فرصت براى برداشت توشه را خوش نمى‏دارد و از لحظه پایان این فرصت مى‏هراسد كسى كه ضعف خویش را مى‏داند و بر لغزش‏هاى خود آگاه است و بر جهل خود نسبت به بسیارى از خطاها و كوتاهى‏ها واقف است مى‏ترسد كه از پاسخ به نكیر و منكر باز ماند و در هنگام برپایى دادگاه عدل پروردگار از خجلت گناه سرافكنده شود و از رنج حسرت آزرده گردد و بر عذاب خداوند تاب نیاورد كه هیچ كس را چنین تاب و توانى نیست.

مرگ دروازه ورود به جهانى است كه آغاز آن تسلیم جان است و پایان آن دریافت نتیجه اعمال. تصور همه لحظات این جهان همچون زنگ خطرى است كه غفلت را مى‏زداید و هوشیارى را به ارمغان مى‏آورد از همین روست كه یاد مرگ احیاگر لحظه‏هاى حیات است. بدون مرگ زندگى عین مردگى است. كسى كه از مرگ و احوال پس از آن بیمناك نباشد در همین جهان مى‏میرد، چرا كه مرده كسى است كه از حركت باز مى‏ماند و غفلت از مرگ انسان را از حركت پویا به سوى كمال محروم مى‏سازد. از همین روست كه در روایات یاد مرگ را گرامى و مبارك داشته‏اند. امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرمایند:

اوصیكم بذكر الموت و اقلال الغفلة عنه و كیف غفلتكم عما لیس یغفلكم (141)

شما را به یاد مرگ و كاستن از غفلت سفارش مى‏كنم و چگونه از چیزى غافل شوید كه شما را فراموش نمى‏كند.

قطعیت و حتمیت مرگ از یك سو و نامعلوم بودن آن چه پس از مرگ بر سر ما خواهد آمد از سوى دیگر حقیقى است كه به زندگى طراوت مى‏بخشد و خوف و رجاء را در دل انسان مؤمن ساكن مى‏سازد. مرگ بهترین اندرزگوى انسان است. مشاهده هر مرگ براى چشمان بیدار و قلب‏هاى سالم همچون زنده شدن دوباره است. امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرمایند:

فكفى واعظا بموتى عاینتموهم، حملوا الى قبورهم غیر راكبین و انزلوا فیها غیر نازلین (142)

مرده‏هایى را كه دیدید در موعظه شما بس است. آنان را به سوى قبرهاشان حمل كردند در حالى كه خود بر مركبى سوار نبودند و آنها را در گورها فرود آورند در حالى كه خودشان فرود نیامدند.

تصور صحیح از مرگ و حیات اخروى، معناى زندگى را عوض مى‏كند. كسى كه به جهان آخرت ایمان ندارد و از مرگ بیمناك نیست هر كوششى مى‏كند براى گریز از مرگ است زیرا خوردن، آشامیدن، پوشیدن، ورزش و خلاصه همه كارها را براى ماندن و بهتر ماندن انجام مى‏دهد. تلاش براى ماندن، گریز از رفتن است و رفتن همان مرگ است و هیچ كس را از این رفتن گریزى نیست.

كل نفس ذائقة الموت

امیرالمؤمنین(ع) در موعظه‏اى بلیغ مى‏فرمایند:

و انتم طرداء الموت ان اقمتم له اخذكم، و ان فررتم منه ادرككم، و هو الزم لكم من ظلكم. الموت معقود بنواصیكم. (143)

شما از ترس مرگ از جا جسته‏اید اگر بایستید شما را مى‏رباید و اگر بگریزید شما را در مى‏یابد مرگ از سایه‏هاتان با شما همراه‏تر است، مرگ به پیشانى شما چسبیده است.

كسى كه به قطعیت فرا رسیدن مرگ اندیشه كند و به جهان آخرت ایمان داشته باشد، كوشش او براى گریز از مرگ نیست بلكه هر كوششى به معناى پذیرش مرگ و شتافتن به سوى مرگ است تلاش چنین انسانى براى آبادانى آخرت است پس هر چه بیشتر در طریق عمل صالح و اخلاص مى‏كوشد گامى استوارتر و با آرامش‏تر به سوى مرگ بر مى‏دارد و خود از این حقیقت آگاه است كه مى‏خواهد مرگ را به راحتى در آغوش كشد. پس عمل او گریز از مرگ نیست. او چنین كار بى‏حاصلى انجام نمى‏دهد بلكه این حقیقت را پذیرفته است و براى سراى باقى در كار و تلاش شده است. خطاب امیرالمؤمنین(ع) را چنین انسانى به گوش جان مى‏شنود و در پى عمل صالح بر مى‏آید آن جا كه فرمود:

فسابقوا - رحكمم اللَّه - الى منازلكم التى امرتم ان تعمروها والتى رغبتم فیها و دعیتم الیها؛ (144)

پس بر یكدیگر پیشى گیرید خدا شما را بیامرزاد به سوى منازلى كه به آن آبادانى آن امر شده‏اید و به سوى آن چه كه خواستار آن هستید و به سوى آن دعوت شده‏اید.

ایشان در جاى دیگرى مى‏فرمایند:

و بادروا الموت و غمراته، امهدوا له قبل حلوله، و اعدوا له قبل نزوله، فان الغایة القیامه، و كفى بذلك و اعظا لمن عقل و معتبرا لمن جهل (145)

به استقبال مرگ و سختى‏هاى آن بروید و پیش از آن كه در رسد آماده پذیرائیش باشید و تا نیامده است مهیا شوید كه پایان كار قیامت است و این براى پند خردمند بس است و براى عبرت جاهل كافى است.

هراس مرگ و احوال پس از آن، در دل كسى جاى مى‏گیرد كه به عالم پس از مرگ ایمان داشته باشد و به آن اندیشه كند و امید به پاداش آخرت و لذت قرب و جوار پروردگار نیز از آن كسى است كه به عالم آخرت ایمان آورده و در سایه هراس از جهان پس از مرگ عمل خویش را الهى كرده باشد. بشارت‏هایى كه در قرآن كریم و روایات اهل بیت عصمت آمده است، امید را در دل پرهیزكاران زنده مى‏كند و آنان را مهیاى توشه‏گیرى از این دنیا براى آخرت مى‏سازد.

امیرالمؤمنین(ع) در كلامى با اشاره به آیه 73 سوره زمر امید را در دل‏ها زنده مى‏كند:

«و سیق الذین اتقوا ربهم الى الجنة زمرا» قد أمن العذاب، و انقطع العقاب و زحزحوا عن النار، و اطمانت بهم الدار و رضوا المثوى والقرار. الذین كانت اعمالهم فى الدنیا زاكیة، واعینهم باكیة و كان لیلهم فى دنیاهم نهارا، تخشعا و استغفاراً، و كان نهارهم لیلا توحشا و انقطاعا. فجعل اللَّه لهم الجنة مآبا، و الجزاء ثوابا و كانوا احق بها واهلها فى ملك دائم، و نعیم قائم؛ (146)

و كسانى كه از پروردگارشان پروا داشته‏اند گروه گروه به سوى بهشت برده مى‏شوند نه ترس عذاب دارند و نه بیم عقاب از آتش دور و در خانه امن آرام، و از جایگاه خود و آسودن در آن خشنودند. آنان كه در دنیا كارهاشان پاك و چشمانشان گریان بود و شب آنان در دنیا روز بود با خشوع كردن و مغفرت طلبیدن و روزشان شب بود با بریدن از مردم، پس خدا بهشت و جایگاهشان و ثواب را پاداششان قرار داد. و آنان شایسته آن ثواب در ملكى همیشگى و نعمتى پایدار بودند.

خوف از آن چه پس از مرگ پیش خواهد آمد به بهترین شكل در مناجات حضرت سجاد دیده مى‏شود؛ آن جا كه این گونه مناجات مى‏كنند:

فمالى لا ابكى، ابكى لخروج نفسى، ابكى لظلمة قبرى، ابكى لضیق لحدى، ابكى لسؤال منكر و نكیر ایاى، ابكى لخروجى من قبرى عریانا ذلیلا حاملا ثقلى على ظهرى... (147)

5 - خوف دورى از خدا

آن چه تاكنون از انواع خوف در قلمرو رابطه انسان و خدا گفتیم به آینده انسان مربوط مى‏شود. انسان از گناه مى‏هراسد زیرا آینده گناهكار را هولناك مى‏بیند، از غفلت بیمناك است زیرا آینده انسان غافل تیره و تار است و از مرگ و حوادث پس از آن مى‏ترسد چون مرگ و جهان آخرت آینده گریزناپذیر اوست ولى بندگان برگزیده خدا و اولیاء معصوم او در دل خود خوفى دارند كه از هر خوفى برتر و در عین حال زیباترین جلوه بندگى انسان در برابر خداست. ولى خدا در هر لحظه به رضاى خدا و به قرب و بعد خویش از خداوند مى‏اندیشد و از این تصور كه شاید خداوند از او راضى نباشد و شاید اكنون دور از خدا به سر برد بیمناك مى‏شود. او خدا را دوست دارد و دورى از خدا و سخط خدا را خوش نمى‏دارد. این نارضایتى و بعد در هر لحظه براى او ناخوشایند است خواه اكنون و در این جهان باشد و خواه پس از مرگ و در صحنه قیامت او را اگر به آتش عذاب بسپارند به رنج حاصل از آتش نمى‏اندیشد، بلكه دورى از خدا او را مى‏آزارد.

امیرالمؤمنین(ع) وقتى عقوبت خدا را تصور مى‏كند با خداى خویش چنین مى‏گوید:

فلئن صیرتنى للعقوبات مع اعدائك و جمعت بینى و بین اهل بلائك و فرقت بینى و بین احبائك و اولیائك فهبنى یا الهى و سیدى و مولاى و ربى صبرت على عذابك فكیف اصبر على فراقك؛ (148)

اگر مرا همراه دشمنانت به عقوبت‏ها دچار سازى و مرا با اهل عذاب همراه سازى و میان من و دوستان و اولیائت جدایى افكنى؛ اى معبود من! و اى آقا و مولاى و پروردگار من! گیرم كه بر عذاب تو شكیبا باشم ولى چگونه مى‏توانم دورى تو را تاب آورم.

برگزیدگان خداوند و امامان معصوم چنان محبت خدا را در دل دارند كه چون تصور آتش و عذاب جهنم را مى‏كنند باز هم از دوستى خدا مى‏گویند:

و لئن ادخلتنى النار لاخبرن اهل النار بحبى لك؛ (149)

و اگر مرا به آتش درآورى هر آینه جهنمیان را از محبت خود به تو آگاه سازم.

این سخنان كه در حال مناجات با خداوند بیان شده است نشان مى‏دهد كه مهم‏ترین چیز در نزد اولیاء خداوند رضایت اوست. آنان خواستار نزدیكى به پروردگار خویشند و هیچ عذابى را بالاتر از دورى از خداوند نمى‏شناسند. ترس از بعد؛ مخصوص آینده نیست. هر لحظه زندگى مى‏تواند در قرب و بعد از خدا سپرى شود. پس اولیاء الهى مى‏خواهند همواره به خداى خویش نزدیك باشند و در هر لحظه هراس دارند كه مبادا در بعد از او به سر برند.


پى‏نوشتها

127 -نهج‏البلاغه، خطبه 38.

128 - الحیاة، ج 1، ص 406.

129 - الحیاء، ج 1، ص 407.

130 - همان.

131 - الحیاة، ج 1، ص 406.

132 -نهج‏البلاغه، نامه 27.

133 -نهج‏البلاغه، خطبه 76.

134 -نهج‏البلاغه، خطبه 97.

135 -نهج‏البلاغه، خطبه 193.

136 - همان.

137 - كهف، 4 و 103.

138 - مائده، 69.

139 - توبه، 24.

140 - مناجات خمس عشرة، مناجات الخائفین.

141 -نهج‏البلاغه، خطبه 188.

142 - همان.

143 -نهج‏البلاغه، نامه 27.

144 -نهج‏البلاغه، خطبه 188.

145 -نهج‏البلاغه، خطبه 190.

146 - همان.

147 - دعاى ابوحمزه ثمالى.

148 - دعاى كمیل.

149 - دعاى ابوحمزه ثمالى.

درباره وبلاگ

این بلاگ دارای مطالب مذهبی، کتب اسلامی، اعجاز قرآن، ترتیل و تلاوت قرآن کریم، دانلود های رایگان اسلامی، تصاویر اسلامی، معلومات در باره امامان و پیامبران، احادیث، اذکار و غیره مطالب به در بخور میباشد.
مدیر وبلاگ : نجیب الله ارغستانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر تان بهترین دین كدام است؟





نویسندگان

Najeeb ullah