تبلیغات
نور جاویدان - تربیت کودک از نگاه نبوی
نور جاویدان
کامیابی دنیوی و اخروی در اسلام و فقط و فقط اسلام

50 دلیل برای رد مسیحیت

 

این نام کتابی می باشد که شما مسلمانان میتوانید با خواندن ان در یابید که مسیحیت چه مشکلات اساسی دارد . در این کتاب به صورت در باره ی دین مسیحیت بحث شده است . امیدوارم با خواندن ان به معلومات خود بافزایید. من این کتاب را برای شما اینجا قرار دادم و می توانید به راحتی دانلود کنید.

50 دلیل برای رد مسیحیت( دانلود)

 

 

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 
كودكان ارزشمند‌ترین و ظریف‌ترین هدیه‌ای هستند كه خداوند به امانت به ما سپرده و ما را بر سرنوشت آنها حاكم كرده است و ما نیز وظیفه داریم كه این بار مسئولیت را با مطلوب‌ترین روش‌ها به سر منزل مقصود برسانیم.
لازمه تربیت صحیح كودك، یاری گرفتن از قرآن و احادیث و رعایت موازین اسلامی است.
روش اسلام در تربیت كودك، محبت و پند و نصیحت توأم با مدارا و احتیاط است كه باید در عین حال دلنشین و مؤثر باشد. بنابراین تنبیه و مجازات نخستین عامل تربیتی در اسلام نیست، بلكه ابزاری است كه در صورت سودمند واقع نشدن رفق و محبت در ایجاد عادات خوب به كار می‌آید. در تربیت اسلامی زیاده‌روی دیده نمی‌شود و فقط از این راه می‌توان افرادی معتدل را تربیت كرد؛ به طوری كه تمام قوای او اشباع و تعدیل شوند و جسم و روح و عقل، هماهنگ باشند.
به یاد داشته باشیم كه مقوله تربیت، فارغ از جنبه روحی و نفسانی آن، جنبه بدنی و عقلی را نیز شامل می‌شود و هر گاه این سه به موازات یكدیگر و به طور صحیح تربیت شوند، قطعاً انسان توانا و مستعدی را تقدیم جامعه بشری خواهیم كرد.
خانواده، مدرسه و گروه‌های دینی عواملی هستند كه صرف‌نظر از عوامل قهری همچون وارثت، بر روش و منش كودكان تأثیر به سزایی دارند.
موضوع تعلیم و تربیت و روش‌های مطلوب آن از زمان‌های بسیار دور مورد توجه بشر بوده و در تمام عصرها در زندگانی انسان اهمیت والایی داشته است.
علاوه بر پیامبران الهی كه رسالت و مسئولیت تعلیم و تربیت جوامع بشری را عهده‌دار بوده‌اند، دانشمندان، فلاسفه و اندیشمندان هر جامعه و ملتی نیز همگام با آنان در این رهگذر می‌كوشیده‌اند. دانشمندان اسلامی نیز از آغاز قرن اول اسلامی تا كنون، به مدد قرآن و حدیث رهنمودها و تألیفات ارزشمندی از خود بر جای گذاشته‌اند كه همه از آموزه‌های اسلامی الهام گرفته‌اند.
در این مقاله بر آنیم كه پس از بررسی اجمالی مفهوم تربیت و انواع آن، تربیت كودك در دیدگاه و سیره پیامبر اعظم(ص) را بررسی كنیم.
معنای تربیت
تربیت به معنای پروردن، نشو و نما دادن و زیاد كردن و از ماده «رَبَوَ» است كه به معنای بالا رفتن، اوج گرفتن، افزودن و رشد كردن است. برخی گفته‌اند تربیت، از حد افراط و تفریط بیرون آوردن و به حد اعتدال سوق دادن است.
اما تربیت در اصطلاح، كوشش برای ایجاد دگرگونی مطلوب در فرد و به كمال رساندن تدریجی و مداوم او است. به عبارت دیگر، تربیت به فعلیت رساندن استعدادها، به كمال رساندن فرد مستعد كمال و نیز مراقبت از او در مسیر رشد و سیر او به سوی كمال است.
اهمیت تربیت
از تعریف بالا اهمیت فراوان تربیت آشكار می‌گردد؛ چون انسان، تركیبی از استعدادها و قوای جسمی و روحی است. پیامبر گرامی اسلام در حدیثی انسان‌ها را به معادن تشبیه كرده و فرموده است:
«الناس معادن كمعادن الذهب و الفضّه؛[1] مردم معدن‌هایی هستند همچون معادن طلا و نقره».
چنانچه این استعدادها به شكوفایی و فعلیت نرسد، زندگی انسان بیهوده و عبث خواهد بود و كسی كه هدف مشخص و اعتقادات راسخی دارد، هرگز بدین وضع راضی نیست، بلكه همواره در مسیر كمال گام می‌نهد و هر لحظه خود را به هدف نزدیك‌تر می‌كند. پس انسانی دور از تربیت، یعنی انسان دور از حیات فرهنگی و اعتقادی، دور از كمال و پیشرفت، انسان بی‌هدف و بالأخره انسانی دور از انسانیت.
عوامل مؤثر در تربیت
عوامل گوناگونی پیوسته در انسان و زندگانی او تأثیر می‌گذارند. مربی می‌خواهد از این عوامل در جهت مصلحت فرد بهره‌گیرد و یا احیاناً از آثار سوء آن بكاهد. این عوامل عبارت‌اند از :
الف) خانواده؛ ب) مدرسه؛ ج) گروهای دینی و اخلاقی؛ د) عوامل پیش بینی نشده.
الف) خانواده
تأثیر خانه و خانواده در فرد، نامحدود است و می‌توان گفت پایه‌های تربیتی فرد در خانه نهاده شده است؛ چون فضای خانه آرامش و نیازمندی‌های روانی او را تأمین می‌كند و فرصتی را برای ارضای تمایلات و غرایز او فراهم می‌سازد و این امور در چگونگی رشد كودك مؤثر است. خانه اساس سلامت اخلاقی كودك را بنیانگذاری می‌كند؛ زیرا او ارزش‌های اخلاقی، علاقه به راستی و درستی و تنفر از دروغ و نادرستی، گرایش به تعاون و همكاری، علاقه به همنوع و بالأخره دوست داشتن فضایل و مبارزه با رذایل را از محیط خانه فرا می‌گیرد.
ساختار عقلانی كودك، از طریق مسموعات (شنیدن الفاظ به كار رفته در میان افراد خانواده، داستان‌ها و ...)، خواندنی‌ها (مانند كتاب‌ها و مطبوعات و ...) و مشاهدات (مانند تلویزیون، حوادثی كه در محیط خانواده رخ می‌دهد و رفتارهایی كه از بزرگ‌ترها می‌بیند)، بنیان نهاده می‌شود.
ب) مدرسه
از آنجا كه تمام ملت‌ها می‌كوشند كودكان خود را درست تربیت كنند و از آثار منفی محیط خانوادگی بكاهند، مدارس تأسیس شدند تا محیطی تربیتی كه از یك سو مورد پذیرش اجتماع و از سوی دیگر مورد حمایت دولت‌هاست، فراهم شود.
ج) جمعیت دینی و اخلاقی
در عصرهای گذشته و در عصر كنونی، گروه‌هایی دینی و اخلاقی مانند واعظان به تربیت افراد می‌پرداخته‌اند و عده‌ای هم برای یاری رساندن به ملت‌ها، با برگزاری همایش‌ها، انتشار كتاب‌ها، ساخت ابزارهایی چون اسباب بازی‌ برای كودكان، تلاش كرده‌اند تا گام‌هایی را در این مسیر بردارند.
د) عوامل پیش بینی نشده
عوامل دیگری هم وجود دارند كه پیش‌بینی نشده‌اند و ناخودآگاه در طرز رشد كودك بسیار تأثیر گذارند؛ مانند وراثت، محیط شهر و روستا، دوستان و همبازی‌ها، و هر عامل دیگری كه كودك ناخواسته از آن تأثیر می‌پذیرد و اخلاق و رفتار او را دگرگون می‌سازد.
انواع تربیت
تربیت بر سه قسم است:
تربیت بدنی، تربیت عقلی، تربیت روحی.
1. تربیت بدنی
تربیت بدنی، پروراندن جسم كودك است تا او بتواند به اعمال گوناگونی بپردازد و بدنش در برابر بیماری‌ها مقاوم گردد. شنا، تیراندازی و سواركاری بخشی از روش‌های تربیت بدنی در اسلام است كه روایاتی از رسول اكرم(ص) نیز در این باره نقل شده است. هدف از این گونه تربیت، تقویت جسم و تمرین آن بر تحمل ناهمواری‌هاست. پس بهره‌برداری و تمتع از زندگی، یكی از هدف‌های تربیت بدنی در اسلام است؛ زیرا بدن ناتوان نمی‌تواند بهره خویش را از زندگانی به دست آورد. پیامبر اسلام می‌فرماید:
«إنّ لبدنك علیك حقّاً؛ برای بدن تو، بر تو، حقی است كه باید آن را ادا كنی».
بر اساس این حدیث باید وسایل تغذیه و آسایش و بهداشت بدن را فراهم ساخت. اسلام ما را به بهره‌برداری از مزایای دنیا برای بدن دعوت می‌كند، اما در صدد تنظیم و تعدیل نیاز‌های آن است؛ زیرا اگر انسان بخواهد به گونه‌ای افسار گسیخته در صدد تأمین نیازهای جسم خود باشد، در هیچ حدی متوقف نمی‌شود.
2. تربیت عقلی
اسلام دینی فطری است و تمام قوا و نیروهای انسانی را محترم می‌شمرد و از راه صحیح و به دور از افراط و تفریط، آنها را پرورش می‌دهد. به همین جهت، عقل را نیرویی با ارزش معرفی و آن را در راه خیر و نیكی تربیت می‌كند. اسلام عقل بشر را به بهره‌برداری از نیروهای مادی و به كارگیری آنها برای زندگانی متوجه می‌سازد. قرآن كریم می‌فرماید:
(فَامْشُوا فِی مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِزْقِهِ[2])؛ «در اطراف زمین بگردید و از روزی خدا بخورید».
(وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِی الأرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِیهَا مَعَایِشَ [3])؛ «ما به شما در زمین، قدرت و توانایی دادیم و در آن، وسایل زندگی شما را فراهم ساختیم».
اما از سوی دیگر، اسلام روح بشر را به ارتباط با خدا و ترس از او متوجه می‌گرداند. به همین جهت، انسان با استفاده از نیروی عقل شیفته و فریفته آن نمی‌شود و این تصور در او به وجود نمی‌آید كه عقل عصاره زندگی و تنها گوهر حیات است. از این رو، مسلمان در سایه تعالیم اسلام زندگی می‌كند، از این نیرو ـ در حالی كه زمام آن در دست وحی است ـ بهره‌مند می‌شود.
اسلام واقعیت زندگی زمینی بشر را فراموش نكرده است و تاریخ گواه است كه مسلمانان تا چه پایه در امور مادی ترقی كردند. ولی پیشرفت مادی، آنها را فریب نداد و هرگز آنها را از انسانیت خارج نكرد و این نكته یگانه امتیازی است كه میان روش تربیتی اسلام و دیگر روش‌ها وجود دارد.
در اسلام پیوند میان انسان و خدا، بر اساس محبت و مودت و امید است؛ علاقه‌ای ناگسستنی كه عقل و روح را به هم مربوط می‌سازد. به همین جهت، عقل در تعالیم اسلامی دستخوش انحراف و گمراهی نمی‌گردد و هرگز از طریق خیر منحرف نمی‌شود و از معلومات و اكتشافات در راه شر بهره‌برداری نمی‌كند.
میان روح و ماده پیوندی وجود دارد كه در نتیجه آن انسان اسیر ماده نمی‌شود و ظواهر دنیوی هرگز نمی‌توانند او را مغلوب كنند؛ بلكه انسان در سایه چنین تربیتی در همه حال به یاد خداست و همواره از او استمداد می‌جوید. از این رو، در تعالیم اسلامی انسان عنصری فعال و مؤثر در ماده است، نه آنكه او تحت تأثیر آن قرار گیرد.
3. تربیت روحی
اسلام عنایت خاصی به پرورش روح دارد؛ چون مركز و كانون شخصیت انسان را تشكیل می‌دهد و بدون تردید این نیروی مجهول، بزرگ‌ترین نیرو در وجود و هستی است؛ چون نیروی جسمی بشر به امور مادی و محسوسات و نیروی عقل به معقولات و زمان، مكان و آغاز و انجام، و بالأخره به فنا و نابودی محدود است، ولی نیروی روح نامحدود است و دستخوش دگرگونی‌های زمان و مكان نمی‌شود و بی‌آغاز و انجام و فناناپذیر است.
روش اسلام در پرورش روح این است كه پیوستگی خلل ناپذیری را میان آن و خدا در تفكر و شعور و عمل انسانی در هر لحظه و هر جا ایجاد كند و بدین منظور، از راه‌های مختلف بهره‌ می‌گیرد.
اولاً، قلب انسانی را در برابر قدرت خداوند حساس و بیدار می‌كند. وقتی قلب انسان در برابر خدا حساس گشت، روح او در جامعه به راه مستقیم هدایت می‌شود و افراد جامعه دور از هر گونه جرم و پلیدی‌ها زندگانی می‌كنند. این گونه تربیت، نتایج فراوانی برای افراد جامعه دارد؛ از جمله اینكه عادت به محبت و علاقه را در بشر به وجود می‌آورد؛ چون نفس انسان نیز مانند جسم بر اثر تراكم سموم در آن، مسموم می‌شود و هیچ عاملی مانند محبت نمی‌تواند این سموم را برطرف سازد.
روح در آیین اسلامی به گونه‌ای تربیت می‌شود كه به هر چیزی محبت بورزد، به ویژه محبت میان افراد بشری كه بخشی از منظور نهایی تربیت اسلامی است.
انواع تربیت در سیره پیامبر اكرم(ص)
پیامبر گرامی اسلام، شخصیت ممتاز و یگانه و استثنایی است كه عالم انسانیت به خود دیده است. او حتی پیش از بعثت، انسانی امین، صادق، صاحب درایت و به دور از خرافات بود. نهضتی را كه آن حضرت بلافاصله پس از رسالت آغاز كرد، آن چنان اصیل و استوار بود كه به سرعت به حكومت قدرتمندی تبدیل شد و در برابر حكومت روم و ایران آن روز قرار گرفت. بدیهی است 23 سال دوران بعثت در محاسبه با زمان پدید آمدن سایر تحولات تاریخی، چندان طولانی نیست. با این حال، آن نهضت چنان ریشه‌دار بود كه تا به امروز بر جای مانده است و حدود یك چهارم مردم روی زمین پیرو مكتب او هستند.
تربیت را می‌توان به دو نوع تقسیم كرد:
1. تربیت تكوینی
تربیت تكوینی یعنی افاضه وجود به تمام ماهیات ممكن و آنها را از طریق اسباب و مقدماتی كه به آنها احتیاج دارند، از مرتبه قابلیت به مقام فاعلیت رساندن كه این نوع تربیت مربوط به تمام موجودات از جمله انسان است.
خداوند متعال در انسان وسایل رشد مادی و معنوی را قرار داد و همه را با فطرت الهی خلق كرد و این معلم یا والدین یا خود انسان است كه این فطرت را آلوده می‌كند.
2. تربیت تشریعی
عبارت است از تكمیل نفوس انسانی از طریق معارف حق و صفات پسندیده و اعمال شایسته كه موجب سعادت اخروی و دنیوی است. همه مردم می‌توانند بنده شایسته خدا باشند، ولی باید بدین منظور تربیت شوند. خداوند معارف حق را با وحی به پیامبر اكرم(ص) القا كرد و برای تربیت و تكمیل نفوس او را به ابلاغ این حقایق مأمور ساخت. تربیت تشریعی به وسیله كتاب خدا و پیامبر و ائمه اطهار انجام می‌گیرد.
پیامبران برای تربیت انسان مبعوث شده‌اند و امامان نیز همین راه را ادامه می‌دهند. پیامبران و امامان می‌گویند با نفس خود به مبارزه برخیزید و به عبارت دیگر خود را تربیت كنید. انسان وقتی تكامل می‌یابد كه نفس خود را تربیت و به رهنمودهای پیامبر و امامان عمل كند.
لزوم تربیت كودك در خردسالی
كودك در خردسالی تربیت پذیری بیشتری دارد؛ زیرا در این سن، او به راحتی و آسانی فرمانبردای می‌كند و سریع‌تر تحت تأثیر قرار می‌گیرد و هنوز در او عاداتی كه مانع اطاعت او باشد، به وجود نیامده است و نیز اراده‌ای قوی ندارد تا او را از اطاعت باز دارد. بنابراین اگر كودك خردسال به امری عادت كند، چه خوب چه بد، این عادت به آسانی تغییر نمی‌یابد. اگر او به روش‌های نیكو و رفتارهای خوب، انس و عادت پیدا كند، این عادت در او مستمر و بلكه رو به شدت و افزایش خواهد بود و اگر در این دوره او را به حال خود رها كنند و یا او را به بی‌بند و باری در اموری كه طبیعت و سرشت او اقتضای آن را ندارد، عادت دهند و سپس شروع به تربیت و تهذیب او كنند، پس از اینكه این عادات در او راسخ گشت، تغییر آنها در او برای مربی دشوار خواهد بود. خداوند متعال در قرآن كریم می‌فرماید:
(وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ([4]؛ «هر گاه برگردانده می‌شدند به آنچه از آن نهی شدند، دوباره به آن دچار می‌گشتند».
از این آیه چنین استفاده می‌شود كه باید از راه تعلیم و تلقین، افراد را به فضیلت عادت دهیم. بزرگ‌ترین اشتباه آن است كه برخی می‌گویند باید كودكان را به حال خود واگذاشت تا آنها آزادانه و بی‌هیچ قید و بندی پرورش یابند.
كسی كه در دوران كودكی آزادانه از تمایلات خود پیروی می‌كرده، در دوران رشد و بزرگسالی نمی‌تواند تمایلات خود را تعدیل و تنظیم كند؛ زیرا عاداتی كه در دوران كودكی داشته، به صورت ملكه راسخ و پایدار در آمده است. به همین دلیل است كه آنچه انسان در دوران خردسالی فرا می‌گیرد، همچون نقشی می‌ماند كه در سنگ ایجاد شده و به آسانی محو نمی‌شود.
اسلام برای ساختن شخصیت انسانی، به مربیان امر كرده تا به كودكان محبت بورزند؛ چنان كه پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «به كودكان محبت بورزید و به آنها ترحم كنید. وقتی به آنان وعده دادید، وفا كنید؛ زیرا آنها جز اینكه شما را روزی دهنده خود می‌بینند، تصور دیگری ندارند».
پیامبر اعظم(ص) در این حدیث حقوق كودكان را در محبت و ترحم به آنها خلاصه فرموده است. ترحم به هر فردی، متضمن اجرای تمام حقوق و مزایا درباره او است. اسلام برای آنكه توجه مردم را به كودك جلب كند، سختی و مجاهدت مربیان در راه تربیت و رفاه و آسایش و تأمین حوایج كودكانشان را عباد و جهاد در راه خدا می‌داند. از امام رضا(علیه السلام) روایت شده كه مردی به حضور پیامبر اسلام(ص) رسید و عرض كرد: حق این فرزند بر من چیست؟ فرمود: اسم و ادب او را نیكو گردانی و او را در جای شایسته خویش قرار دهی.[5]
تلطیف رفتار كودك و تنظیم آن
آزادی دادن به كودك خردسال و تأیید آمریت كودكانه او و اعطای مجال انتقاد به وی معنایش این نیست كه او را به اصطلاح لوس و خودكامه بار بیاوریم، بلكه موظفیم بلافاصله پس از هفت سالگی، او را تحت مراقبت قرار دهیم تا رفتار آزادانه و خودسرانه او در مجرای صحیح و معقول و سنجیده‌ای قرار گیرد و تحرك‌های او سازمان یابد.
فقط در زمانی كه مربی از روش محبت و دوستی اثری مشاهده نكند، ناگزیر شدت عمل نشان می‌دهد، ولی این شدت عمل از نظر اسلام چنان است كه به سلامتی كودك صدمه‌ای نمی‌زند.
پیامبر اسلام در تربیت فرزندان خود، هرگز به تنبیه بدنی متوسل نشد و از هیچ عاملی جز لطف و محبت و مهر و عاطفه بهره نگرفت.
همبستگی ایمان و امانت‌داری
پیامبر اكرم(ص) فرمود:
«لا إیمان لمن لا أمانة له؛ آن كه امانت‌دار نیست، ایمان ندارد».
مربیان و معلمان باید بدانند كه اولیا، فرزندان خود را به امانت به آنان سپرده‌اند و هدف آنان نگه داشتن جسم فرزندانشان نیست، بلكه مقصود تربیت و پرورش همه جانبه آنان است. تربیت صحیح ایجاب می‌كند كه كودكان را آن چنان كه هستند، پرورش دهند، نه آن گونه كه خود تمایل دارند. برخی از پدران و مادران در این راه دچار اشتباه می‌شوند و با دست‌كاری در زمینه‌های فطری كودكان، آن را تغییر می‌دهند كه این خیانت، بزرگ و نابخشودنی است.
فراموش نكنیم كه رسول خدا(ص) فرمود: هر كودكی با زمینه‌ای فطری و خداداد متولد می‌شود و این پدران و مادران و مربیان هستند كه آنان را در مسیر‌های خاص دینی و تربیتی قرار می‌هند:
«كل مولود یولد علی الفطرة إلاّ أنّ أبواه یُهوّدانه أو یُمجّسانه[6]؛ هر كودكی با فطرت سالم آفریده می‌شود و این پدران و مادران هستند كه آنان را یهودی یا نصرانی یا مجوسی می‌گردانند».
آری، پدر و مادر نقش مهمی در خوشبختی‌ها و بدبختی‌های فرزندانشان دارند. آنان هستند كه فرزند خود را در مسیر سعادت یا بدبختی قرار می‌دهند. این تأثیرگذاری به اندازه‌ای است كه از پیامبر اكرم(ص) روایت شده: «السعید من سعد فی بطن أمّه و الشقّی فی بطن أمّه؛[7] دل مادر زمینه‌ساز سعادت یا شقاوت بچه است».
بنابراین امانت بودن فرزندان به این معنا نیست كه فقط به بهداشت و تغذیه جسمانی آنان بپردازیم. به علاوه، باید بدانیم كه كودكان معصوم ما با زمینه‌ای فطری و سالم به دست ما سپرده شده‌اند و ما باید در این فطرت خیانت نكنیم.
پی‌نوشت‌ها
1 . فروع كافی، ج8، ص177،ح197.
2 . ملك/15.
3 . اعراف/10.
4 . انعام/28.
5 . محجة البیضاء، ج2، ص237.
6 . بحار الانوار، ج2، ص88.
7 . تفسیر روح البیان، ج1، ص104؛ كنزالعمال، خبر490.

درباره وبلاگ

این بلاگ دارای مطالب مذهبی، کتب اسلامی، اعجاز قرآن، ترتیل و تلاوت قرآن کریم، دانلود های رایگان اسلامی، تصاویر اسلامی، معلومات در باره امامان و پیامبران، احادیث، اذکار و غیره مطالب به در بخور میباشد.
مدیر وبلاگ : نجیب الله ارغستانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به نظر تان بهترین دین كدام است؟





نویسندگان

Najeeb ullah